نگاه نو
دانستنی ها

زبان مشترک

زبان فارسی را می‌توان یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین عناصر پیونددهنده فرهنگی میان ایران و پاکستان به شمار آورد. این زبان که روزگاری نه تنها در فلات ایران، بلکه در گستره وسیعی از شبه‌قاره هند از جمله مناطق امروزی پاکستان، زبان رسمی دربار، علم و ادب بود، همچنان به عنوان میراثی مشترک و پلی ماندگار میان دو ملت نقش‌آفرینی می‌کند. آنچه این پیوند زبانی را از یک رابطه صرفاً تاریخی فراتر می‌برد، حضور پررنگ و زنده فارسی در متون کهن، دیوان‌های ادبی و حتی در ذائقه شعری مردم پاکستان تا به امروز است.

نفوذ زبان فارسی در سرزمینی که اکنون پاکستان نام دارد، پیشینه‌ای هزارساله دارد. از دوران غزنویان و سلجوقیان گرفته تا دوره تیموریان و گورکانیان، فارسی به عنوان زبان اصلی دانش، دیوان‌سالاری و شعر در این منطقه جایگاهی رفیع داشت. بسیاری از پادشاهان، فرماندهان و دانشمندان ساکن در محدوده جغرافیایی پاکستان کنونی، آثار خود را به فارسی می‌نوشتند و سخن گفتن به فارسی را نشانه فضل و کمال می‌دانستند. این سنت دیرینه باعث شد که کتابخانه‌ها، مدارس و خانقاه‌های این سرزمین انباشته از نسخه‌های خطی ارزشمند به زبان فارسی شود.

از برجسته‌ترین نشانه‌های این پیوند زبانی و فرهنگی، آثار گرانسنگ علامه اقبال لاهوری، شاعر و فیلسوف بزرگ شبه‌قاره است. اقبال که امروزه در ایران به عنوان یکی از برجسته‌ترین شاعران پارسی‌گوی خارج از مرزها شناخته می‌شود، بخش قابل توجهی از دیوان اشعار خود را به زبان فارسی سروده است. آثار ماندگاری چون «اسرار خودی»، «رموز بی‌خودی»، «پیام مشرق» و «زبور عجم» نه تنها از نظر ادبی در زمره شاهکارهای شعر فارسی جای می‌گیرند، بلکه از نظر فکری و فلسفی نیز تأثیر عمیقی بر اندیشه‌های بیداری و خودباوری در جهان اسلام گذاشته‌اند. اقبال با انتخاب فارسی به عنوان زبان بیان اندیشه‌های خود، عملاً بر این باور صحه گذاشت که فارسی نه تنها زبانی برای شعر و عرفان، بلکه زبانی توانمند برای بیان مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است.

اما تأثیر زبان فارسی بر فرهنگ و ادب پاکستان تنها به گذشته دور یا به شخص اقبال محدود نمی‌شود. در میان شاعران معاصر پاکستان نیز کسانی هستند که به فارسی شعر می‌سرایند یا دست کم از واژگان و مضامین فارسی به وفور در اشعار اردو و دیگر زبان‌های محلی خود استفاده می‌کنند. بسیاری از اصطلاحات و ترکیبات زیبای فارسی همچنان در گفتار روزمره مردم پاکستان، در نام‌گذاری اماکن، موسسات و حتی در اشعار عامیانه و آهنگ‌های محلی به چشم می‌خورد. واژه‌هایی چون «همسایه»، «دوست»، «برادر»، «کتاب»، «باغ»، «گل»، «بلبل» و صدها واژه دیگر که ریشه فارسی دارند، بخش جدایی‌ناپذیر از واژگان زبان اردو و حتی برخی زبان‌های محلی پاکستان را تشکیل می‌دهند.

علاوه بر این، علاقه و ارادت مردم پاکستان به شعرای بزرگ فارسی‌زبان ایران مانند حافظ، سعدی، مولانا و فردوسی، نشانه دیگری از عمق این دلبستگی فرهنگی است. دیوان حافظ در بسیاری از خانه‌های پاکستان یافت می‌شود و مراسم «فال حافظ» هنوز هم در میان برخی خانواده‌ها رواج دارد. اشعار سعدی و مولانا در مراسم عرفانی و مذهبی خوانده می‌شود و فردوسی با شاهنامه خود، بخشی از هویت حماسی و تاریخی این مردم را نیز شکل داده است. بسیاری از مدارس و دانشگاه‌های پاکستان، ادبیات فارسی را به عنوان یک واحد درسی ارائه می‌دهند و پژوهشگران پاکستانی آثار ارزشمندی در زمینه تصحیح و شرح متون کهن فارسی منتشر کرده‌اند.

در دوران معاصر، جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی پاکستان با آگاهی از این سرمایه گرانبهای مشترک، همواره تلاش کرده‌اند تا زبان فارسی را به عنوان یکی از محورهای همکاری‌های فرهنگی دوجانبه تقویت کنند. برگزاری دوره‌های آموزش زبان فارسی در دانشگاه‌های پاکستان، اعزام استادان زبان فارسی از ایران، چاپ و توزیع کتاب‌های فارسی و برگزاری نشست‌های شعر و ادب فارسی در شهرهای مختلف پاکستان، نمونه‌هایی از این همکاری‌هاست. همچنین رادیو و تلویزیون پاکستان برنامه‌هایی به زبان فارسی پخش می‌کنند و رسانه‌های دو کشور همواره بر نقش فارسی به عنوان زبان پیوند و دوستی تأکید داشته‌اند.

در میان زبان‌های رایج پاکستان، زبان اردو جایگاهی ویژه و منحصربه‌فرد دارد. آنچه زبان اردو را از بسیاری از زبان‌های منطقه متمایز می‌کند، پیوند عمیق و ساختاری آن با زبان فارسی است. اردو در واقع در دل ارتش‌ها و بازارهای شبه‌قاره و از آمیزش زبان‌های محلی با فارسی و ترکی و عربی زاده شد، اما سهم فارسی در این آمیزش، از همه بیشتر و بنیادی‌تر است. بر اساس پژوهش‌های زبان‌شناختی، حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از واژگان زبان اردو ریشه در فارسی و عربی دارد و از این میان، سهم فارسی به مراتب بیش از عربی است. بسیاری از واژگان پایه و روزمره اردو مانند «دوست»، «برادر»، «خانه»، «کتاب»، «باغ»، «گل»، «بلبل»، «دل»، «چشم»، «دست»، «پا»، «خوب»، «بد»، «زیبا»، «غم»، «شادی» و صدها واژه دیگر، مستقیماً از فارسی گرفته شده‌اند. همچنین ساختار دستوری و نحوی اردو نیز تحت تأثیر فارسی قرار دارد و بسیاری از ترکیب‌ها و اصطلاحات زیبای فارسی همچنان در نثر و شعر اردو به کار می‌رود. برای نمونه، «شب بخیر» در اردو «شب بخیر» است، «روز بخیر» همان «روز بخیر» است، و اصطلاح «عشق بازی» و «دلبری» و «گل اندام» از جمله ترکیباتی هستند که بی‌هیچ تغییری از فارسی به اردو راه یافته‌اند. این نفوذ چنان عمیق است که یک فارسی‌زبان با اندکی دقت می‌تواند مفهوم بسیاری از جملات ساده اردو را درک کند و بالعکس، یک اردوزبان با آشنایی با الفبای فارسی، در خواندن متون کهن فارسی مهارت پیدا می‌کند.

در پایان می‌توان گفت که زبان فارسی نه تنها یک ابزار ارتباطی، بلکه حامل ارزش‌ها، مفاهیم و احساسات مشترکی است که ایران و پاکستان را در طول تاریخ به هم پیوند داده است. این زبان که روزگاری زبان علم و عرفان و سیاست در گستره وسیعی از جهان بود، امروز به عنوان میراثی ماندگار و پلی استوار میان دو ملت، نقش بی‌بدیلی در تقویت دوستی، تفاهم و همکاری‌های فرهنگی و تمدنی ایفا می‌کند. شناخت و پاسداشت این پیوند زبانی، نه یک انتخاب، بلکه وظیفه‌ای تاریخی و ضرورتی انکارناپذیر برای ساختن آینده‌ای روشن‌تر در روابط دو کشور است.

Leave a Comment