پیشگفتار
یکی از افتخارات پاکستان این است که وارث یکی از کهنترین تمدنهای جهان است. این سرزمین جزو معدود مکانهایی در جهان به شمار میرود که ده هزار سال پیش، انسان در آن زندگی در غارها و جنگلها را رها کرد و به سکونت در آبادیهای منظم روی آورد. سپس در همین سرزمین بود که برخی از نخستین شهرهای جهان شکل گرفتند.
آغاز از مهرگَر (هفت هزار سال پیش از میلاد)
نخستین نشانههای این تمدن بشری کهن، در بلوچستان پاکستان و در محوطه «مهرگَر» به دست آمده است. در این ناحیه، از حدود ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد، زیستگاههای انسانی وجود داشته است. از مهرگَر، نشانههایی از کشاورزی، دامپروری، خانههای اولیه، سفالگری و نظم اجتماعی به دست آمده است. همین مکان، به عنوان نخستین مرحله تکامل تمدن فلات سند شناخته میشود. در دهه ۱۹۷۰ میلادی، پژوهشگران فرانسوی کاوشهایی در این ناحیه انجام دادند که ثابت کرد زندگی منظم انسانی در این منطقه، همزمان با مراکز نخستین مصر و میانرودان، و از برخی جهات حتی کهنتر از آنها بوده است.
مهرگر در روزگار خود، یکی از بزرگترین شهرهای جهان بود. آن زمانی بود که جمعیت انسان بسیار اندک بود و گردهم آمدن چند هزار نفر در یک مکان، پیشرفتی بزرگ محسوب میشد. در آن جهان کمجمعیت، مهرگر نُه هزار سال پیش، شهری با هشت هزار نفر جمعیت داشت. اما دگرگونیهای زیستمحیطی و هجوم بیگانگان سرانجام به نابودی این شهر انجامید. امروزه تنها آثار بسیار ناچیزی از آن برجای مانده است؛ با این حال، در کاوش ویرانههای برجای مانده از آن دوره، هنوز هم آثار آن روزگار کهن یافت میشود.
هنگامی که مهرگر ویران شد، این تمدن از میان نرفت. مردم آنجا مهاجرت کرده و در سرزمین پنج رود (پنجاب) و در برخی از مناطق سند ساکن شدند. در مرکز این تمدن، بزرگترین رودخانه، سند بود که آن را «رود سند» مینامند. به همین دلیل، تمدنی که ساکنان مهرگر در این ناحیه بنیاد نهادند، به همین نام «تمدن فلات سند» خوانده شد.
مروری کلی بر تمدن فلات سند
تمدن فلات سند، یکی از بزرگترین تمدنهای شهرنشین باستانی تاریخ بشر به شمار میرود و سرزمین پاکستان امروزی، وارث مراکز بزرگ آن است. این تمدن در کرانههای رود سند و شاخههای آن شکوفا شد و در اوج خود، حدود هشتصد هزار کیلومتر مربع را در بر میگرفت. شامل پنج مرکز بزرگ شهری، بیش از دو هزار آبادی و زیستگاه، و حدود یک میلیون نفر جمعیت بود. دو شهر بزرگ این تمدن، هَـرَپّا و موهنجودَرو بودند.
مردمان تمدن فلات سند به کشاورزی میپرداختند؛ بر رودها سد میزدند، و جهت توسعه کشاورزی از این سدها نهرهایی حفاری میکردند و کشتزارهای خود را آبیاری میکردند. پلسازی نیز میدانستند. افزون بر این، قایقرانی میکردند، دادوستد مینمودند، در خانه هایی ساخته شده از خشت های پخته زندگی میکردند، از زیورآلات جهت آرایش خود استفاده میکردند و با اصول عالی شهرنشینی آشنا بودند.
نیروی دریایی و بازرگانی
این تمدن همچنین یک قدرت بزرگ بازرگانی بود. موهنجودَرو از راه رود سند به دریای عرب راه داشت و از آنجا تجارت با عراق و مصر میسر بود. در نوشتههای عراق (که از نظر تاریخی تمدن بین النهرین نامیده میشود)، از سرزمینی به نام «مِـلوهه» یاد شده که اغلب با دره سند مرتبط دانسته میشود. بر پایه این اسناد، مردم ملوحه با کشتیهای تجاری به عراق میآمدند. در کاوشهای عراق، دانههای سنگهای قیمتی، زیورآلات و مهرهای بازرگانی نیز یافت شده که نشان میدهد مردم این منطقه در تجارت بینالمللی بسیار فعال بودهاند. آنها دارای سامانهٔ استاندارد وزن و اندازه نیز بودند، که گواه نظم بسیار بالای معاملات اقتصادی آنان است.
نابودی تمدن فلات سند
اما این تمدن به سبب تغییر مسیر رودها، اندکاندک رو به زوال نهاد. در ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد، این تمدن به طور کامل از صفحه روزگار محو شد. اما شهرهای آن بر جای ماندند و لایههای خاک بر روی آنها انباشته شد. هزاران سال بعد، مردم آن شهرها را فراموش کردند. بسیاری از آنان، آن آثار را با شهرهای کهن آیین بودا پیوند میزدند. هیچکس نمیدانست که گنجینه تمدنهای باستانی بشری در آنجا نهفته است.
کشف تمدن در دوران جدید
جهان جدید، بسیار دیر با این تمدن آشنا شد. نخستین شهری از تمدن دره سند که کشف شد، شهر هَرَپّا در پنجاب بود. اهمیت این شهر را نخستین بار در سده نوزدهم میلادی، جهانگردی به نام چارلز ماسون متوجه شد. او با دیدن برخی ویرانههای آن، حدس زد که روزگاری شهری بزرگ در این مکان بوده است. سپس در دوره بریتانیا، آجرهای هَرَپّا در راهآهن و ساختمانسازی به کار گرفته شد که آسیب بزرگی به این محوطه وارد کرد. اگر این آجرها حفظ میشد، شاید امروز هَرَپّا حال و هوایی بس شكوهمندتر داشت.
در دهه ۱۸۷۰ میلادی، باستانشناس الکساندر کانینگهام پژوهش در هَرَپّا را آغاز کرد. در آنجا مِهری یافت شد که بر آن نوشتهای با نشانههایی شگفت و نگارهای از یک جانور حک شده بود. در آغاز، آن جانور را گاو پنداشتند، اما بعداً آشکار شد که جانور معروفی از نوع «تکشاخ» بوده است که بعدها به نماد مهرهای تمدن دره سند تبدیل شد. این کشف، برای نخستین بار نشان داد که هَرَپّا نام یک شهر معمولی نیست، بلکه بخشی از یک تمدن ناشناخته، باستانی و پیشرفته است.
انقلاب اصلی در شناخت دره سند، در آغاز سده بیستم رخ داد. سازمان باستانشناسی که در دوران بریتانیا تأسیس شده بود، کاوشهایی را در آن ناحیه آغاز کرد. نخستین کاوشهای منظم در سال ۱۹۲۱ انجام شد. در همین دوران، دومین شهر مهم تمدن دره سند، یعنی موئنجودَرو نیز کشف گردید. این شهر در ایالت سند پاکستان، در نزدیکی شهر لارکانه قرار داشت. مردم محلی آن را «موهنجودَرو» یعنی «تپه مردگان» مینامیدند. باستانشناسان نیز همین نام را برای آن برگزیدند. در سال ۱۹۲۲، در جریان کاوشی دیگر، همان مهرهایی در این مکان یافت شد که پیشتر در هَرَپّا به دست آمده بود. برای پژوهشگران روشن گردید که هر دو شهر متعلق به یک تمدن گسترده هستند. سپس سر جان مارشال در سال ۱۹۲۴، این خبر مهم را به جهانیان اعلام کرد که در شبهقاره، تمدنی کهن و همعصر تمدنهای مصر و بین النهرین کشف شده است.
شهرسازی
از سال ۱۹۲۶ تا ۱۹۳۱، ارنست جی. اچ. مِکی، کاوشهای گستردهای در موهنجودَرو انجام داد که ساختار اصلی شهر را آشکار ساخت. باستانشناسان در شگفت ماندند که چهار هزار سال پیش نیز در اینجا خیابانهای مستقیم و عریض، کوچههای منظم، خانههای آجری، سامانه یکپارچه دفع آب، جایگاههای استحمام، چاهها و بناهای عمومی وجود داشته است. خیابانهای اصلی مستقیم و عریض بودند و آب از خانهها از راه جویهای پخته به بیرون هدایت میشد. این گونه شهرسازی در آن زمان، کمنظیر بود.
اشیاء کشفشده تا کنون
از جمله یافتههای مشهور موهنجودَرو، «گرمابه بزرگ» است که از کهنترین گرمابههای عمومی جهان به شمار میرود. همچنین از این مکان، مجسمهای بسیار ویژه به دست آمده که در آن، شخصیتی باوقار با ردایی منقوش دیده میشود. پژوهشگران گمان بردند که این شخص، کسی محترم بوده؛ شاید پادشاه یا یک شخصیت والای دینی. از این رو، آن را «پادشاهِ روحانی» نام نهادند.
علاوه بر پادشاه روحانی، مجسمههای زنان، زیورآلات، ظرفها، اسباببازیها، گاریهای گاو، مهرههای بازی شبیه شطرنج و اشیاء فراوان دیگر از زندگی روزمره در این مکان کشف شده است. همه این چیزها نشان میدهند که آن جامعه نه تنها در کشمکش برای بقا به سر نمیبرد، بلکه به سطح بالایی از پیشرفت تمدنی، زیباییشناختی و اجتماعی رسیده بود.
رسم الخط
بزرگترین راز تمدن دره سند، رسم الخط آن است. هزاران مهر، حاوی نوشتههایی کوتاه هستند. اینها ثابت میکنند که مردم تمدن دره سند با سواد بودند و خط مخصوص خود را نیز ابداع کرده بودند. اما متأسفانه تا امروز نتوانستهاند این خط را به طور کامل بخوانند. پژوهشگرانی از اروپا، آمریکا، چین، روسیه، ژاپن و شبهقاره روی آن کار کردهاند، اما توفیق قطعی حاصل نشده است. گمان میرود این نوشتار از راست به چپ نگاشته میشده است. اگر روزی این خط خوانده شود، بسا که بسیاری از اسرار نظام سیاسی، دین، اقتصاد و ساختار اجتماعی این تمدن آشکار گردد.
جامعه صلحجو
نکته جالب توجه آنکه در آثار به دست آمده تا کنون، سلاحهای، کاخهای پادشاهی یا یادمانهای جنگی کمتر یافت میشود. به همین دلیل، برخی پژوهشگران بر این باورند که این جامعه نسبتاً صلحجو و بازرگانمحور بوده است که نیروی آن به جای جنگ، بر پایه نظم، تولید و ارتباطات استوار بود. درباره دین، گمانهزنیهای گوناگونی وجود دارد. بر روی برخی مهرها، چهرههایی شبیه به ایزدان، نقشهایی از شخصیتهایی نشسته در میان جانوران، و مجسمههایی از زنان دیده میشود که برخی پژوهشگران آن را به باورهای باروری یا طبیعتپرستی پیوند میدهند. اما هنوز نتیجهگیری قطعی ممکن نیست.
پژوهشهای پس از استقلال پاکستان
تا سال ۱۹۴۷ یعنی استقلال پاکستان، تنها چند ده محوطه از تمدن دره سند کشف شده بود. اما پس از استقلال، با پژوهشهای بیشتر، دهها مکان جدید شناسایی گردید. برخی از این مکانها هنوز در انتظار پژوهش هستند و برخی دیگر کاوش شدهاند. این امر ثابت کرد که این تمدن تنها به چند شهر محدود نبود، بلکه بخشی از یک زنجیره تمدنی گسترده بود.
علل نابودی تمدن
بحث درباره زوال این تمدن همچنان ادامه دارد. زمانی تصور میشد که مهاجمان بیرونی آن را نابود کردهاند، اما پژوهشهای جدید تصویر پیچیدهتری ارائه میدهند. از علل احتمالی میتوان به خشکسالی اقلیمی، تغییر مسیر رودها، بحران کشاورزی، جنگلزدایی یا کاهش تجارت اشاره کرد. یک نظریه آن است که رودخانهای به نام «سَرَسوتی» در دره سند جریان داشت و بیشتر آبادیهای این تمدن را سیراب میکرد. اما این رودخانه خشک شد و پس از آن شهرها رو به ویرانی رفتند. بیشتر پژوهشگران بر این باورند که این تمدن ناگهان از میان نرفت، بلکه در طی سدهها به تدریج تضعیف شد.
حدود ۱۹۰۰ سال پیش از میلاد، شهرهای بزرگ این تمدن رو به خالی شدن نهادند و تا ۱۳۰۰ سال پیش از میلاد، نظام شهرنشینی به کلی از میان رفت. اما این بدان معنا نیست که همه مردم ناپدید شدند. به احتمال زیاد، جمعیت در نواحی گوناگون پراکنده شد و به روستاهای کوچک تبدیل گردید یا در تمدنهای بعدی ادغام شد. به این ترتیب، تمدن دره سند به شکل سیاسی و شهری از میان رفت، اما مردم آن و بسیاری از سنتها شاید در نسلهای بعد نیز زنده ماندند.
میراث تاریخی پاکستان
امروز، تمدن فلات سند بخش بنیادین هویت تاریخی پاکستان را تشکیل میدهد. شهر موهنجودَرو به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. هَرَپّا و دیگر مکانها به عنوان میراث ملی حفظ میشوند و آثار آن در موزهها نگهداری میگردد. این یادمانها ثابت میکنند که پاکستان تنها یک کشور مدرن نیست، بلکه وارث یکی از کهنترین تجربههای شهرنشینی در تاریخ بشر است. اگر مصر به جهان هرمها بخشید و بین النهرین، شاهنشاهیها را، تمدن دره سند به جهان نظام شهری، پاکیزگی و بهداشت، دادوستد و تجارت و درس پیشرفت آرام را ارزانی داشت.

