نگاه نو
اماکن شاخص

مسجد پادشاهی لاهور؛ تاج‌گذاری هنر اسلامی مغولی در قلب پنجاب

تاج‌مسجدهای امپراتوری؛ نمادی از شکوه و ایمان

در میان دیوارهای کهن «شهر محصور لاهور» (شهر بارودار)، درست در برابر عظمت بی‌کران «قلعهٔ شاهی لاهور»، بنایی از جنس سنگ سرخ و مرمر سفید سر بر آسمان کشیده است که نه‌تنها یکی از بزرگترین مساجد جهان اسلام، بلکه باشکوه‌ترین یادگار آخرین روزهای شکوه امپراتوری گورکانیان هند به شمار می‌رود. «مسجد پادشاهی» که در زبان اردو با نام «بادشاہی مسجد» و در زبان پنجابی با نام «شاهي مسیت» خوانده می‌شود، با قامتی استوار و چهره‌ای بی‌نظیر، از سدهٔ هفدهم میلادی تا امروز، همچون نگینی تابناک بر تارک شهر لاهور می‌درخشد و زائران و گردشگران را از چهار گوشهٔ جهان به تماشای عظمت هنر معماری اسلامی-هندی فرا می‌خواند. این مسجد که در زمان خود بزرگترین مسجد جهان بود، امروزه پس از مسجد «فیصل» در اسلام‌آباد، دومین مسجد بزرگ پاکستان و بزرگترین مسجد بر جای مانده از دوران گورکانیان به شمار می‌رود. ورود به محوطهٔ این مسجد که در فهرست آزمایشی میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است، همچون قدم نهادن در دالانی از تاریخ است؛ دالانی که قدمت آن به بیش از سه قرن و نیم پیش بازمی‌گردد و هر سنگ و هر کتیبهٔ آن، داستانی از ایمان، اقتدار و هنر مردمانی را روایت می‌کند که برای خلق چنین شاهکاری، از هیچ کوششی فروگذار نکرده‌اند.

خاستگاه تاریخی؛ واپسین جرقهٔ شکوه مغولی

لحظهٔ تاریخی ساخت مسجد پادشاهی به روزهای اوج قدرت «اورنگ‌زیب عالمگیر»، ششمین امپراتور گورکانی هند و یکی از قدرتمندترین فرمانروایان این سلسله، بازمی‌گردد. اورنگ‌زیب که در سال ۱۶۵۸ میلادی بر تخت سلطنت نشسته بود و حکومت خود را بر بیشتر قلمرو شبه‌قاره گسترانده بود، تصمیم گرفت در پایتخت تابستانی خود، یعنی شهر لاهور، مسجدی عظیم و باشکوه بنا کند که شایستهٔ عظمت امپراتوری او و بیانگر تعهد وی به دین اسلام باشد. ساخت این مسجد غول‌پیکر در ماه مه سال ۱۶۷۱ میلادی آغاز شد و به طرزی شگفت‌انگیز، تنها در مدت دو سال و با سرعتی استثنایی برای آن دوران، در ماه آوریل سال ۱۶۷۳ میلادی به پایان رسید. بر پایهٔ کتیبهٔ موجود بر سردر ورودی مسجد، تاریخ اتمام ساخت بنا سال ۱۰۸۴ هجری قمری (معادل ۱۶۷۳-۱۶۷۴ میلادی) ثبت شده است. اورنگ‌زیب نظارت بر این پروژهٔ عظیم را به برادر رضاعی و فرماندار وقت لاهور، «مظفر حسین» معروف به «فدایی خان کوکا» سپرد؛ شخصیتی که بین سال‌های ۱۶۷۱ تا ۱۶۷۵ میلادی این سمت را بر عهده داشت. جالب آنکه بر اساس برخی منابع تاریخی، هزینهٔ ساخت این مسجد از محل دارایی‌های «داراشکوه»، برادر بزرگ اورنگ‌زیب که پیشتر به دستور وی اعدام شده بود، تأمین گردید. و بدین سان، واپسین شاهکار معماری باشکوه گورکانیان که گویی «واپسین تابستان هنر اسلامی مغولی» بود، در قلب لاهور قد علم کرد.

معماری و الهامات؛ تلفیق شکوه دهلی با اصالت لاهور

معماری «مسجد پادشاهی» بی‌شک یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های مکتب معماری گورکانی (اسلامی مغولی) در شبه‌قاره است که تلفیقی بدیع از عناصر معماری اسلامی، ایرانی و هندی را در خود جای داده است. نکتهٔ جالب توجه آن که الگوی اصلی این مسجد، «مسجد جامع دهلی» (جامع مسجد دهلی) است که در سال ۱۶۴۸ میلادی به دستور «شاه‌جهان»، پدر اورنگ‌زیب، ساخته شده بود. با این حال، اورنگ‌زیب مسجد پادشاهی را در مقیاسی بسیار بزرگتر از مسجد پدرش طراحی کرد و بدین ترتیب، عظمت و شکوه بیشتری به این بنای مقدس بخشید. اما آنچه مسجد پادشاهی لاهور را از مسجد جامع دهلی متمایز می‌سازد، انتخاب مصالح و تزیینات آن است؛ در حالی که معماری سنتی لاهور بیشتر مبتنی بر کاشی‌کاری‌های پیچیده و لعاب‌دار بود، مسجد پادشاهی با بهره‌گیری از «سنگ ماسهٔ قرمز» و «مرمر سفید» ساخته شد و بدین ترتیب، سبکی نوین و متمایز را در معماری این شهر تاریخی رقم زد.

معمار و استادکاران؛ دست‌های پنهانی که خط سرخ را بر بنا کشیدند

هرچند امروزه نام معمار اصلی این بنای عظیم در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است، اما اسناد تاریخی نشان می‌دهند که «مظفر حسین» مشهور به «فدایی خان کوکا» به عنوان ناظر ارشد پروژه، زیر نظر مستقیم امپراتور اورنگ‌زیب، مسئولیت هدایت و هماهنگی استادکاران و معماران را بر عهده داشت. برخی منابع نیز «نواب زین یار جنگ بهادر» را به عنوان یکی از معماران تأثیرگذار این بنا معرفی کرده‌اند؛ همان شخصیتی که بعدها نظارت بر مرمت‌های بزرگ این مسجد در سدهٔ بیستم را نیز بر عهده داشت. اما ناگفته پیداست که بنایی با این عظمت، حاصل کار یک تن نبوده است؛ بلکه گروهی از ماهرترین معماران، مهندسان، سنگ‌تراشان، کاشی‌کاران و خطاطان عصر خود، دست در دست یکدیگر نهادند تا این شاهکار جاودان را خلق کنند. این هنرمندان هر یک از مناطق و تمدن‌های گوناگون به لاهور فراخوانده شده بودند و تجربیات خود را در کنار یکدیگر گرد آوردند تا سبکی تلفیقی بیافرینند که نه تنها در شبه‌قاره، بلکه در سراسر جهان اسلام کم‌نظیر باشد. بسامان رسیدن این مسجد در مدت تنها دو سال، گواهی بر نظم، انضباط و مهارت بالای این استادکاران گمنام و نبوغ مدیریتی فدایی خان است.

جزییات فنی و سازه‌ای

«مسجد پادشاهی» از نظر ابعاد فیزیکی، یکی از عظیم‌ترین مساجد جهان اسلام به شمار می‌رود و اعداد و ارقام مربوط به آن، به تنهایی حیرت هر بیننده‌ای را برمی‌انگیزد. این مسجد بر روی سکوی بلندی (پلتفورم) قرار گرفته که آن را از سطح شهر فراتر می‌برد و با ۲۲ پله از سمت شرقی به آن راه می‌یابند. ابعاد کلی مسجد، مستطیل‌شکل و نزدیک به ۱۷۰ در ۱۷۰ متر است. حیاط مرکزی آن که با سنگ ماسهٔ قرمز پوشیده شده است، مساحتی برابر با ۲۷۶٬۰۰۰ فوت مربع (نزدیک به ۲۵٬۶۰۰ مترمربع) دارد و این فضای باز و وسیع، که در مرکز آن حوضچهٔ مستطیل‌شکلی برای وضو گرفتن تعبیه شده است، گنجایش نزدیک به ۱۰۰٬۰۰۰ نمازگزار را همزمان دارد. خودِ شبستان اصلی مسجد (ایوان نماز) نیز به تنهایی فضایی برای ۱۰٬۰۰۰ نمازگزار در خود جای می‌دهد. بر اساس برخی منابع معتبر، ظرفیت کل مسجد در مجموع، بسته به منابع مختلف، بین ۵۵٬۰۰۰ تا ۶۰٬۰۰۰ تا ۱۰۰٬۰۰۰ نمازگزار تخمین زده می‌شود. بلندای مناره‌های اصلی که در چهار گوشهٔ مسجد قرار دارند، در برخی منابع ۱۹۶ فوت (۶۰ متر) و در برخی منابع دیگر، از سطح زمین تا نوک گلدسته، ۲۲۶ فوت و ۴/۵ اینچ (نزدیک به ۶۹ متر) ثبت شده است.

گنبدها و مناره‌ه

تاج پرشکوه «مسجد پادشاهی» را سه گنبد مرمرین سفید و عظیم تشکیل می‌دهند که بر فراز شبستان اصلی خودنمایی می‌کنند. این سه گنبد به سبک هندی-اسلامی و با الهام از معماری «مسجد جامع دهلی» طراحی شده‌اند؛ گنبد مرکزی که از دو گنبد دیگر بزرگتر است، قطری در حدود ۷۰ فوت (بیش از ۲۱ متر) و بلندایی در حدود ۴۹ فوت (حدود ۱۵ متر) دارد. اما عظمت این مسجد تنها به گنبدهای آن محدود نمی‌شود؛ بلکه چهار منارهٔ عظیم و هشت‌گوش (هشت ضلعی) سه‌طبقه در چهار گوشهٔ صحن و چهار منارهٔ کوچکتر در چهار گوشهٔ خودِ شبستان، همچون چهار نگهبان استوار، از این بنای مقدس حراست می‌کنند. مجموع این هشت مناره، قامتی رشید و استوار به مسجد پادشاهی بخشیده‌اند که از هر نقطه از شهر لاهور، چشم‌اندازی بی‌نظیر از آن قابل مشاهده است. هر یک از مناره‌های بزرگ، دارای پلکانی با ۲۰۴ پله است که مشتاقان را به بالای آن راهنمایی می‌کند تا از فراز آن، منظره‌ای ۳۶۰ درجه از شهر تاریخی لاهور و بناهای اطراف آن را به تماشا بنشینند. نمای بیرونی مسجد، تلفیقی هنرمندانه از سنگ ماسه قرمز و مرمر سفید است و با کتیبه‌هایی از آیات قرآن و نقوش اسلیمی پوشیده شده است.

نمای داخلی و محراب

درون «مسجد پادشاهی» نیز چنان که از بیرون پیداست، شکوه و جلال خاصی حاکم است. فضای داخلی شبستان اصلی با کتیبه‌های نفیس و نقوش اسلیمی و گل‌بوته‌های ظریف در قالب گچ‌بری‌های برجسته و مرمرکاری‌های زیبا تزئین شده است. اما آنچه این مسجد را از بسیاری مساجد دیگر متمایز می‌سازد، سادگی نسبی تزیینات داخلی در عین ابهت و شکوه بیرونی آن است. هفت طاق نما در طبقهٔ همکف و پنج طاق نما در طبقهٔ فوقانی، در دیوارهٔ غربی مسجد جای گرفته‌اند که هر یک با خطاطی‌های قرآنی و نقوش هندسی مزین شده‌اند. محبوب‌ترین طاق نما، محراب اصلی مرمرکاری شده با مرمر سفید در مرکز دیوار قبله است که به زیبایی تمام، از سنگ‌های قیمتی و مرمر سفید خوش‌نقش شکل گرفته و نظر هر نمازگزاری را هنگام ادای فریضه به خود جلب می‌کند. در مجموع، هنر تزیینی در این مسجد از افراط و تفریط به دور است و همین اعتدال و تعادل در تزیینات، شکوه و عظمت معماری گورکانی را در نهایت وقار و متانت به نمایش می‌گذارد.

حوض وضو و جایگاه پادشاهی

در میان صحن بی‌کران «مسجد پادشاهی»، درست در مرکز آن و در محور ورودی اصلی، حوض مستطیل‌شکل و بزرگی برای وضو گرفتن و تطهیر (وضو خانه) قرار دارد که یادآور سنت دیرین ساخت چنین حوض‌هایی در مساجد بزرگ است. این حوض که آب آن از طریق قنات‌های زیرزمینی و نیز باران‌های فصلی تأمین می‌شود، نقشی دوگانه دارد؛ افزون بر کارکرد عبادی و تأمین آب پاک برای نمازگزاران، از نظر بصری و معماری نیز، بازتاب آسمان و گنبدهای مرمرین در آب زلال آن، جلوه‌ای روحانی و چشمگیر به فضای صحن می‌بخشد. در ضلع جنوبی این صحن و درست در مجاورت دیوار جنوبی، «طبقهٔ خاص» یا «لنجر» قرار دارد؛ بنایی دوازده ستونی از سنگ مرمر که برای استراحت و اقامت موقت پادشاه و درباریان در حین تشرف به مسجد ساخته شده بود. این عمارت که بعدها «برادری» نیز خوانده شد، بر زیبایی و وقار مسجد افزوده و یادآور پیوند آیین و سیاست در دوران سلطنت گورکانیان است. پادشاه از طریق راهروهای سرپوشیده‌ای از قلعهٔ شاهی به این جایگاه ویژه می‌رسید تا بی‌آنکه در معرض دید عموم قرار گیرد، به راز و نیاز بپردازد.

نگارخانهٔ آثار مقدس

یکی از بخش‌های بسیار مهم و باارزش «مسجد پادشاهی»، نگارخانهٔ موزهٔ کوچکی است که در طبقهٔ فوقانی سردر ورودی اصلی مسجد تعبیه شده است. این نگارخانه که معمولاً با نام «موزهٔ آثار مسجد پادشاهی» شناخته می‌شود، گنجینه‌ای نفیس و کم‌نظیر از یادگارها و آثار منسوب به پیامبر اکرم اسلام (ص) ، حضرت علی (ع) ، حضرت امام حسن (ع) و حضرت امام حسین (ع) و همچنین حضرت عبدالقادر گیلانی (رحمت الله علیه) را در خود جای داده است. از جملهٔ این یادگارهای ارزشمند می‌توان به یک عمامهٔ منسوب به پیامبر، موهایی از ریش مبارک آن حضرت، کفش‌های ایشان، و نیز شمشیری منسوب به حضرت علی بن ابی‌طالب (ع) اشاره کرد. این مجموعهٔ نفیس که روزانه صدها زائر و دوستدار اهل بیت را از سراسر پاکستان و دیگر کشورها به خود جذب می‌کند، در ایام خاص مذهبی و اعیاد اسلامی، شاهد ازدحام جمعیت عظیمی است که برای زیارت این آثار مقدس، به مسجد پادشاهی روی می‌آورند و ساعاتی را به راز و نیاز و توسل می‌گذرانند.

همنشینی با تاریخ

موقعیت مکانی «مسجد پادشاهی» به راستی ممتاز و کم‌نظیر است، چه آنکه این بنای باشکوه در میان گرانبهاترین آثار تاریخی و فرهنگی لاهور قد علم کرده است. این مسجد درست در برابر دروازهٔ اصلی قلعهٔ شاهی لاهور (شاهی قلعہ) واقع شده؛ قلعهٔ عظیمی که در سال ۱۵۶۶ میلادی به دستور امپراتور «اکبر» بازسازی شد و اکنون خود در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. در ضلع شرقی مسجد و پشت دیوارهای قلعه، «باغ حضوری» قرار دارد که در آن، دو مقبرهٔ دیگر از مفاخر ملی پاکستان خودنمایی می‌کند: «مزار علامه اقبال لاهوری»، شاعر ملی و متفکر بزرگ جهان اسلام، و «مزار سر سکندر حیات خان»، یکی از سیاستمداران برجستهٔ دوران استعمار. همچنین در فاصله‌ای بسیار اندک از مسجد، «منار پاکستان» خودنمایی می‌کند که یادآور تصویب «قطعنامهٔ لاهور» در سال ۱۹۴۰ و رویای تأسیس کشور مستقل پاکستان است. بدین ترتیب، زائر مسجد پادشاهی در یک محدودهٔ کوچک، در تماس با چهار نقطهٔ عطف تاریخ و تمدن این سرزمین قرار می‌گیرد.

دوران سخت و تاریک

با سقوط امپراتوری گورکانیان در سده‌های هجدهم و نوزدهم میلادی، روزگار سیاه و ناگواری برای «مسجد پادشاهی» آغاز شد که از تحقیر و بی‌حرمتی به این بنای مقدس، هیچ گونه ابایی نداشت. در زمان حکومت مهاراجه رنجیت سینگ (۱۷۹۹–۱۸۴۹ میلادی)، این مسجد که دیگر از کارکرد عبادی خود افتاده بود، به پادگان نظامی تبدیل شد و حیاط وسیع آن، جای خود را به اصطبل اسبان ارتش سیک داد. پس از استعمار لاهور توسط کمپانی هند شرقی بریتانیا در سال ۱۸۴۶، این بی‌حرمتی‌ها همچنان ادامه یافت و مسجد برای چندین دهه، به عنوان پادگان و انبار مهمات بریتانیا مورد استفاده قرار گرفت. دیوارهای مسجد که روزگاری فقط بانگ الله اکبر و اذان را شنیده بودند، اکنون طنین پوتین سربازان خارجی را بازمی‌تاباند . وارد است كه مومنين را به سختي مي‌آزارد. سرانجام در سال ۱۸۵۲ میلادی، دولت بریتانیا با اعتراضات گستردهٔ مسلمانان روبه‌رو شد و مسجد را به «هیئت امنای مسجد پادشاهی» بازگرداند تا بار دیگر، به عنوان جایگاهی برای عبادت مسلمانان احیا شود.

مرمت بزرگ

پس از بازپس‌گیری مسجد از دست استعمارگران بریتانیایی، عملیات مرمت و بازسازی آن به صورت پراکنده از سال ۱۸۵۲ آغاز شد، اما این تعمیرات بیشتر موضعی و مقطعی بود تا اساسی. نقطهٔ عطف در تاریخ مرمت «مسجد پادشاهی»، طرح جامع و همه‌جانبه‌ای بود که از سال ۱۹۳۹ تا سال ۱۹۶۰ میلادی، یعنی به مدت ۲۱ سال، به طول انجامید. این پروژهٔ عظیم که سرانجام زیر نظر «نواب عالم یار جنگ بهادر» به سرانجام رسید، مسجدی را که بر اثر غفلت و کاربردهای نامناسب سده‌های پیشین، آسیب‌های زیادی دیده بود، به شکل و شمایل اولیهٔ خود بازگرداند. هزینهٔ این پروژهٔ بازسازی گسترده، حدود ۴/۸ میلیون روپیه پاکستان برآورد شده است. در این دوران، ضمن بازسازی بخش‌های ویران شده و استحکام بخشی به سازه، تزیینات داخلی نیز دستخوش تغییر و تحول شد و مجموعهٔ آثار مقدس نگهداری شده در موزهٔ مسجد، ساماندهی گردید و نیز سیستم نورپردازی مدرن برای شبستان و صحن مسجد نصب گردید تا این بنای تاریخی، آمادهٔ پذیرایی از خیل عظیم نمازگزاران و گردشگران قرن جدید باشد.

اهمیت مذهبی، سیاسی و ملی

امروزه «مسجد پادشاهی» نه تنها یک پایگاه مذهبی و عبادتگاهی برای نمازگزاران اهل سنت پاکستان، بلکه یک نماد ملی قوی و بی‌بدیل و یکی از اصلی‌ترین جاذبه‌های توریستی پاکستان به شمار می‌رود که روزانه صدها و گاه هزاران نفر از آن بازدید می‌کنند. در نمازهای جمعه و نیز اعیاد بزرگ اسلامی مانند عید فطر و عید قربان، صحن این مسجد مملو از جمعیت عظیم نمازگزارانی می‌شود که با هماهنگی و صفوف منظم، نماز عید را به جای می‌آورند و عظمت و وحدت مسلمانان را در برابر دیدگان جهانیان به نمایش می‌گذارند. افزون بر کارکرد مذهبی، این مسجد در مناسبت‌های ملی نیز نقشی ویژه ایفا می‌کند و می‌زبان رهبران سیاسی و مقامات بلندپایه برای ادای احترام به شهدا و مفاخر ملی است. همچنین، ورود به مسجد برای عموم آزاد است و تنها رعایت حجاب اسلامی (روسری و پوشش مناسب) و احترام به قداست این مکان از بازدیدکنندگان خارجی انتظار می‌رود.

مسجد پادشاهی؛ نماد جاودانگی هنر، ایمان و هویت پاکستانی

در پایان این سیر و سفر در تاریخ و معماری «مسجد پادشاهی»، به روشنی درمی‌یابیم که این بنای باستانی و عظیم، بسیار فراتر از یک مسجد و حتی فراتر از یک بنای تاریخی، بلکه راوی تمام فراز و نشیب‌های تمدن و هویت مردم لاهور و سرزمین پاکستان است. از روزگار اوج قدرت امپراتوری گورکانیان تا روزهای سخت اشغال توسط سیک‌ها و بریتانیایی‌ها، و سرانجام تا عصر کنونی که به عنوان نماد وحدت، عزت و ایمان مسلمانان، چون نگینی درخشان در میان شهر تاریخی لاهور می‌درخشد. مسجد پادشاهی برای پارسی‌زبانان و فارسی‌خوانان، نیز سرشار از جذابیت است؛ چه آنکه همان طور که پیشتر اشاره شد، در نزدیکی این مسجد، مزار شاعر و اندیشمند بزرگ پارسی‌گوی، «علامه اقبال لاهوری»، قرار دارد که اشعار فارسی‌اش در جهان اسلام طنین‌انداز است. در کنار هم قرار گرفتن این دو میراث گرانبها – یکی نماد شکوه معماری اسلامی و دیگری نماد شکوه شعر فارسی – خود به زیباترین شکل، پیوند ناگسستنی فرهنگ و تمدن ایران و پاکستان را به نمایش می‌گذارد. هر مسافر ایرانی که به لاهور پا می‌گذارد و در صحن این مسجد قدم می‌زند، نه با یک مکان بیگانه، که با بخشی از تاریخ و فرهنگ خود مواجه می‌شود و درمی‌یابد که این سنگ سرخ، مرمر سفید و این کتیبه‌ها، زبان مشترکی از هنر و ایمان با او دارند که از هیچ مرز و جغرافیایی فرمان نمی‌برد.

Leave a Comment