تعریف جایگاه کشاورزی در ساختار اقتصادی ایران
بخش کشاورزی ایران به عنوان یکی از سه رکن اصلی اقتصاد ملی (در کنار صنعت و خدمات)، نقشی بیبدیل و چندبعدی در تأمین نیازهای اساسی جامعه، ایجاد اشتغال پایدار، تولید مواد اولیه برای صنایع تبدیلی، تأمین امنیت غذایی، و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی ایفا میکند. بر اساس آمارهای رسمی، ارزش افزوده بخش کشاورزی، جنگلداری و شیلات ایران در سال ۲۰۲۵ به رقم بیسابقه ۲۳,۲۴۵ میلیارد ریال رسیده است که نسبت به سال قبل رشد چشمگیری را نشان میدهد . این رقم رکوردی تاریخی محسوب میشود و نشاندهنده اهمیت روزافزون این بخش در اقتصاد کشور است. سهم کشاورزی از تولید ناخالص داخلی ایران حدود ۱۰ تا ۱۴ درصد متغیر است و این سهم با توجه به نوسانات قیمت نفت و تحریمهای بینالمللی، در سالهای اخیر روندی صعودی به خود گرفته است .
نقش کشاورزی در اشتغال و معیشت مردم
یکی از مهمترین کارکردهای راهبردی بخش کشاورزی، نقش آن در اشتغالزایی و تأمین معیشت میلیونها ایرانی به ویژه در مناطق روستایی است. بر اساس آخرین آمار منتشر شده توسط مرکز آمار ایران، در بهار سال ۱۴۰۴ (مصادف با سه ماهه اول سال مالی ۲۰۲۵)، حدود ۳.۷۷ میلیون نفر معادل ۱۵.۵ درصد از کل شاغلان کشور در بخش کشاورزی مشغول به کار بودهاند . این رقم شامل ۳.۱۷ میلیون مرد و حدود ۶۰۰ هزار زن است که نشاندهنده نقش پررنگ زنان در فعالیتهای کشاورزی به ویژه در حوزههای دامداری سنتی، فرآوری محصولات باغی و تولیدات گلخانهای میباشد . نکته قابل توجه آنکه در مناطق روستایی، سهم اشتغال بخش کشاورزی به ۴۵.۳ درصد میرسد . این آمار نشان میدهد که کشاورزی نه تنها یک فعالیت اقتصادی، بلکه ستون فقرات اقتصاد روستایی و مانعی جدی در برابر مهاجرتهای بیرویه روستاییان به حاشیه کلانشهرها است. حفظ و تقویت این بخش، به معنای حفظ تعادل جمعیتی و جلوگیری از بحرانهای اجتماعی ناشی از حاشیهنشینی و بیکاری در شهرهای بزرگ است.
تأمین امنیت غذایی به عنوان یک مسئله ملی
امنیت غذایی یکی از مؤلفههای اصلی امنیت ملی هر کشوری محسوب میشود و کشاورزی ایران به عنوان تأمینکننده اصلی سبد غذایی ۸۸ میلیون نفر جمعیت کشور، از این منظر از حساسیت راهبردی فوقالعادهای برخوردار است. ایران حدود ۹۰ درصد از نیازهای غذایی خود را از طریق تولید داخلی تأمین میکند . این رقم در شرایطی به دست آمده است که ایران با محدودیتهای شدید منابع آبی، خشکسالیهای متوالی و تحریمهای بینالمللی مواجه است و از این جهت دستاوردی قابل توجه محسوب میشود. محصولات استراتژیکی مانند گندم (به عنوان قوت غالب مردم)، برنج، حبوبات، روغنهای خوراکی، گوشت قرمز و سفید، تخم مرغ، شیر و لبنیات، میوه و سبزیجات، بخش اعظم نیاز مصرفی کشور را تأمین میکنند. خودکفایی در تولید گندم که در سالهای اخیر محقق شده است، ایران را از یک اهرم فشار سیاسی و اقتصادی بینظیری برخوردار کرده است؛ چراکه وابستگی به واردات غلات از کشورهای روسیه و قزاقستان، همواره به عنوان یک نقطه آسیبپذیری در برابر شوکهای خارجی تلقی میشد. کشوری که نان مردم خود را از طریق واردات تأمین میکند، عملاً استقلال غذایی خود را تا حد زیادی از دست داده است و ایران با تکیه بر توان داخلی، از این آسیبپذیری عبور کرده است.
تأیید جایگاه ایران از سوی نهادهای بینالمللی
اهمیت راهبردی کشاورزی ایران نه تنها در داخل کشور، بلکه در سطح نهادهای بینالمللی نیز مورد تأکید قرار گرفته است. فاروخ تویروف، نماینده سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو) در ایران، در اکتبر ۲۰۲۵ طی سخنانی در مراسم افتتاحیه بیست و چهارمین نمایشگاه بینالمللی دام، طیور و صنایع وابسته تهران، با صراحت از «جایگاه راهبردی ایران در تولید مواد غذایی منطقهای و نوآوری کشاورزی» تمجید کرد . وی اظهار داشت: «خداوند مردم ایران را با سرزمینهای حاصلخیز و منابع طبیعی ارزشمندی برکت داده است. با ارزیابی مناسب و مدیریت علمی، این داراییها میتوانند رشد اقتصادی را به حرکت درآورند و کیفیت زندگی جوامع را در سراسر کشور بهبود بخشند» . این اظهارات از سوی یک نهاد بینالمللی معتبر، نشاندهنده این واقعیت است که ایران نه تنها از پتانسیلهای بالایی در حوزه کشاورزی برخوردار است، بلکه این پتانسیلها به رسمیت شناخته شده و میتواند زمینهساز همکاریهای منطقهای و بینالمللی در حوزه امنیت غذایی باشد. فائو همچنین آمادگی خود را برای گسترش همکاریهای فنی و تخصصی با ایران در زمینه توسعه کشاورزی پایدار و امنیت غذایی اعلام کرده است .
کشاورزی به عنوان ابزاری برای تنوعبخشیدن به صادرات غیرنفتی
در شرایط تحریمهای ظالمانه و تلاش برای بیاثر کردن نفت به عنوان اهرم فشار سیاسی، توسعه صادرات غیرنفتی به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده است و در این میان، محصولات کشاورزی نقش کلیدی و رو به رشدی ایفا میکنند. بر اساس آمار منتشر شده، ارزش صادرات محصولات باغی ایران از ۲.۹ میلیارد دلار به ۴.۳ میلیارد دلار افزایش یافته است و محصولات کشاورزی ایران به ۸۰ کشور جهان صادر میشود . در مجموع، بخش کشاورزی سهم ۶.۱ میلیارد دلاری از کل صادرات غیرنفتی ایران (به ارزش ۵۶ میلیارد دلار) را به خود اختصاص داده است . این رقم هرچند در مقایسه با صنایع پتروشیمی و معدنی کوچکتر به نظر میرسد، اما از چند جهت دارای اهمیت راهبردی است: اولاً صادرات محصولات کشاورزی تحت تأثیر مستقیم تحریمهای نفتی قرار نمیگیرد و مشتریان خود را در کشورهای همسایه و منطقه حفظ کرده است؛ ثانیاً این صادرات عمدتاً به کشورهایی انجام میشود که با ایران روابط سیاسی و اقتصادی خوبی دارند (مانند عراق، افغانستان، روسیه، چین، امارات، پاکستان و کشورهای آسیای میانه) و این امر وابستگی متقابل اقتصادی ایجاد میکند؛ ثالثاً صادرات محصولات باغی مانند پسته، زعفران، خرما، کشمش و زرشک، ارزآوری بالایی به ازای هر واحد سطح دارد و ارزش افزوده قابل توجهی ایجاد میکند. زعفران ایران با سهم بیش از ۹۰ درصد از تولید جهانی، عملاً یک انحصار طبیعی برای کشور ایجاد کرده است که از آن به عنوان «طلای سرخ» یاد میشود و هیچ تحریمی نمیتواند نیاز بازار جهانی به این محصول را نادیده بگیرد.
نقش کشاورزی در اقتصاد مقاومتی و کاهش وابستگی به خارج
مفهوم «اقتصاد مقاومتی» که در سالهای اخیر به عنوان الگوی اصلی توسعه اقتصادی ایران مطرح شده است، بر مؤلفههایی مانند خودکفایی، تولید داخلی، کاهش وابستگی به خارج، و تابآوری در برابر شوکهای خارجی تأکید دارد. بخش کشاورزی به طور طبیعی با این مؤلفهها همخوانی کامل دارد و به عنوان یکی از پایههای اصلی اقتصاد مقاومتی شناخته میشود. همانطور که آرشنگ جوادی، دبیر ستاد توسعه اقتصاد دانشبنیان غذا و کشاورزی، تأکید کرده است، «امنیت غذایی نه صرفاً یک دغدغه اقتصادی، بلکه یک مسئله راهبردی است که با امنیت ملی گره خورده است» . کشوری که بتواند نیازهای اساسی غذایی خود را از طریق تولید داخلی تأمین کند، در برابر اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی از سوی قدرتهای خارجی، مقاومت و تابآوری بسیار بالاتری خواهد داشت. تجربه تحریمهای دهههای اخیر به خوبی نشان داده است که هرگاه ایران در تأمین کالاهای اساسی مانند گندم، روغن، گوشت و دارو با مشکل مواجه شده است، این موضوع به سرعت به یک بحران اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است. بنابراین، تقویت بخش کشاورزی و دستیابی به خودکفایی پایدار در محصولات اساسی، نه یک انتخاب اقتصادی، بلکه یک الزام راهبردی برای حفظ امنیت ملی و استقلال کشور است.
اهمیت کشاورزی در تعادلبخشی به تجارت خارجی
بخش کشاورزی علاوه بر تأمین نیازهای داخلی و صادرات، نقش مهمی در تعادلبخشی به تراز تجاری غیرنفتی کشور ایفا میکند. در حالی که واردات برخی نهادههای کشاورزی مانند ذرت، کنجاله سویا و دانههای روغنی همچنان ادامه دارد، اما تولید داخلی بسیاری از محصولات اساسی، نیاز به واردات را کاهش داده و فشار بر منابع ارزی کشور را کم کرده است. در مجموع، ارزش صادرات غیرنفتی ایران در نیمه اول سال مالی جاری (بهار و تابستان ۲۰۲۵) به ۲۵.۹۴ میلیارد دلار رسیده است . محصولات کشاورزی سهم قابل توجهی از این رقم را تشکیل میدهند و این سهم با توسعه باغات مدرن، بهبود روشهای فرآوری و بستهبندی، و برندسازی محصولات ایرانی در بازارهای منطقه، پتانسیل افزایش چند برابری را دارد. توافق تجارت آزاد ایران با اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) که در مه ۲۰۲۵ اجرایی شد و تعرفههای حدود ۸۷ درصد کالاهای مبادلاتی بین ایران و پنج عضو این اتحادیه (روسیه، قزاقستان، بلاروس، قرقیزستان و ارمنستان) را حذف کرد، افق جدیدی برای صادرات محصولات کشاورزی ایران گشوده است . بر اساس آمار، صادرات ایران به کشورهای عضو EAEU در چهار ماهه ابتدایی سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۲ درصد افزایش یافته و به ۵۳۲ میلیون دلار رسیده است .
تأمین مواد اولیه صنایع تبدیلی و اشتغال در حلقههای بعدی
کشاورزی ایران نه تنها به عنوان یک بخش مستقل اقتصادی، بلکه به عنوان تأمینکننده مواد اولیه برای زنجیره گستردهای از صنایع تبدیلی و تکمیلی، نقش راهبردی ایفا میکند. صنایع غذایی، صنایع نساجی (با تکیه بر پنبه)، صنایع چرم و کفش (با تکیه بر پوست دام)، صنایع تولید روغنهای خوراکی، قند و شکر، لبنیات، نوشیدنیها، کنسروها، خشکبار، آبمیوه و فرآوردههای گوشتی، همگی به طور مستقیم یا غیرمستقیم به تولیدات بخش کشاورزی وابسته هستند. ارزش تولید صنایع غذایی ایران حدود ۶۴ میلیارد دلار در سال برآورد میشود و این صنایع دهها هزار نفر را به طور مستقیم اشتغال دادهاند. به عبارت دیگر، اثرات اشتغالزایی کشاورزی تنها به ۳.۷۷ میلیون نفری که مستقیماً در این بخش مشغول هستند محدود نمیشود، بلکه میلیونها نفر دیگر در صنایع پاییندستی و خدمات وابسته (حمل و نقل، بستهبندی، بازاریابی، صادرات و…) نیز از این بخش ارتزاق میکنند. بنابراین، سرمایهگذاری در کشاورزی، سرمایهگذاری در اشتغال چندلایه و پایدار در سراسر کشور است. این ویژگی کشاورزی را به یکی از کارآمدترین بخشهای اقتصاد از نظر نسبت اشتغال به سرمایهگذاری تبدیل کرده است.
چالش منابع آب و ضرورت تحول در کشاورزی
با وجود تمام اهمیتها و پتانسیلهای راهبردی، بخش کشاورزی ایران با چالش جدی و ساختاری کمبود آب مواجه است. آمارها نشان میدهد که حدود ۹۰ درصد از منابع آب شیرین کشور در بخش کشاورزی مصرف میشود، در حالی که بازده مصرف آب در این بخش تنها حدود ۳۵ درصد است . این ناترازی شدید بین مصرف و بازدهی، زنگ خطری جدی برای پایداری منابع آب کشور به صدا درآورده است. سطح آبهای زیرزمینی در بسیاری از دشتهای مهم کشاورزی سالانه بین ۳۰ تا ۵۰ سانتیمتر افت میکند، فرونشست زمین در مناطقی مانند دشت تهران، اصفهان، کرمان و مشهد به یک بحران زیستمحیطی تبدیل شده است، و شوری خاک به دلیل آبیاری غرقابی و برداشت بیرویه از سفرههای آب زیرزمینی، حاصلخیزی زمینهای کشاورزی را به تدریج کاهش میدهد. این چالشها نشان میدهد که مدل سنتی کشاورزی مبتنی بر مصرف بیرویه آب دیگر پاسخگو نیست و ادامه آن به معنای نابودی تدریجی منابع پایه و در نتیجه فروپاشی خود بخش کشاورزی است. از این رو، گذار به کشاورزی کم آببر و دانشبنیان، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقای این بخش و حفظ امنیت غذایی کشور است.
شرکتهای دانشبنیان و آینده کشاورزی ایران
در پاسخ به چالشهای پیش رو، ایران گامهای بلندی در جهت دانشبنیان کردن کشاورزی و افزایش بهرهوری آب و خاک برداشته است. بر اساس آخرین گزارشها، بیش از ۶۳۰ شرکت دانشبنیان در بخش کشاورزی و صنایع غذایی ایران فعال هستند و بیش از ۱,۰۰۰ محصول فناورانه در این حوزه تولید کردهاند . این شرکتها در زمینههایی مانند تولید بذرهای اصلاح شده و مقاوم به خشکی، سیستمهای آبیاری هوشمند (قطرهای و بارانی با کنترل خودکار)، کودهای زیستی و آلی، سموم کم خطر و تجزیهپذیر، تجهیزات گلخانهای مدرن، سیستمهای کشت هیدروپونیک و آکواپونیک، و فناوریهای فرآوری و بستهبندی پیشرفته فعال هستند. به عنوان مثال، برخی شرکتهای دانشبنیان ایرانی موفق به تولید دستگاههای نانوحباب (nanobubble) برای استفاده در گلخانهها شدهاند که با افزایش سطح اکسیژن آب آبیاری، ساختار ریشه گیاهان را بهبود میبخشد، جذب مواد مغذی را افزایش میدهد و نیاز به قارچکشها را به صفر میرساند. این فناوریهای نوین، ضمن افزایش عملکرد (بین ۵ تا ۳۰ درصد)، مصرف آب و نهادههای شیمیایی را به شدت کاهش میدهند و کشاورزی را به سمت پایداری زیستمحیطی سوق میدهند. همچنین ایران موفق شده است ۹۸ درصد از نیاز خود به بذر را در داخل تولید کند و حتی بذر ذرت هیبرید تولید داخل را به ۵ کشور جهان صادر نماید که این یک دستاورد بزرگ در خودکفایی و اقتصاد مقاومتی است.
تنوع اقلیمی و مزیت رقابتی ایران در تولید محصولات خاص
یکی از مهمترین مؤلفههای جایگاه راهبردی کشاورزی ایران، تنوع اقلیمی بینظیر آن است. ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و وجود رشته کوههای مرتفع البرز و زاگرس، از چهار فصل واقعی برخوردار است و این ویژگی به ندرت در سایر کشورهای منطقه مشاهده میشود. از جنگلهای هیرکانی در شمال با بارندگی بیش از ۱,۰۰۰ میلیمتر در سال، تا نخلستانهای گرمسیری جنوب، و از کوهستانهای سردسیر غرب با زمستانهای پربرف، تا دشتهای گرم و خشک مرکزی، ایران قابلیت تولید طیف گستردهای از محصولات کشاورزی را دارد. این تنوع به ایران مزیت رقابتی در تولید محصولات خاصی داده است که در جهان منحصربهفرد هستند. به عنوان مثال، زعفران ایران با سهم بیش از ۹۰ درصد از تولید جهانی، عملاً یک انحصار طبیعی برای کشور ایجاد کرده است. پسته ایران نیز با سهم بیش از ۵۰ درصد از تجارت جهانی و کیفیت برتر نسبت به رقبایی مانند آمریکا و ترکیه، جایگاه اول جهان را دارد. انار، خرما، زرشک، گلاب، کشمش و کیوی ایران نیز در بازارهای جهانی از شهرت بالایی برخوردارند. این محصولات خاص که عمدتاً در مناطق خشک و نیمهخشک (که تنش آبی بالایی دارند) کشت میشوند، ارزش افزوده بالایی به ازای هر متر مکعب آب مصرفی ایجاد میکنند و از این جهت برای اقتصاد کشور بسیار ارزشمند هستند. توسعه صادرات این محصولات با ارزش، یکی از راهبردهای اصلی وزارت جهاد کشاورزی برای افزایش سهم کشاورزی در صادرات غیرنفتی است.
نقش کشاورزی در توسعه پایدار روستایی و تعادل منطقهای
یکی از ابعاد مغفول مانده اما بسیار مهم جایگاه راهبردی کشاورزی، نقش آن در توسعه پایدار روستایی و ایجاد تعادل منطقهای است. ایران کشوری با پهنه وسیع و پراکندگی جمعیت نابرابر است و مناطق روستایی، به ویژه در استانهای مرزی و محروم، از امکانات و زیرساختهای کمتری نسبت به کلانشهرها برخوردارند. در چنین شرایطی، کشاورزی به عنوان یک فعالیت مولد و اشتغالزا، میتواند از مهاجرتهای بیرویه روستاییان به حاشیه شهرها جلوگیری کند، توزیع متوازن جمعیت را حفظ کند، و از تمرکز بیش از حد جمعیت و فعالیت در تهران و چند شهر بزرگ دیگر جلوگیری نماید. همانطور که آمار نشان میدهد، در مناطق روستایی ایران، ۴۵.۳ درصد از اشتغال (حدود ۲.۶۹ میلیون نفر) در بخش کشاورزی متمرکز است . این رقم نشان میدهد که در بسیاری از روستاها، کشاورزی نه یک شغل، بلکه یک سبک زندگی و هویت جمعی است که نسلها را در کنار هم نگه داشته است. تضعیف کشاورزی در این مناطق، نه تنها به معنای از دست رفتن فرصتهای شغلی، بلکه به معنای فروپاشی ساختار اجتماعی و فرهنگی روستاها و هجوم بیبرنامه جمعیت به حاشیه کلانشهرها خواهد بود که تبعات جبرانناپذیری از جمله حاشیهنشینی، بیکاری، فقر، اعتیاد، جرم و ناامنی اجتماعی به دنبال خواهد داشت. بنابراین، حمایت از کشاورزی، حمایت از انسجام اجتماعی، تعادل منطقهای و امنیت ملی در معنای وسیع آن است.
فرصتهای سرمایهگذاری و افقهای پیش رو
با توجه به تمام آنچه گفته شد، آینده کشاورزی ایران روشن و امیدوارکننده است، مشروط بر اینکه سرمایهگذاریهای کلان و هدفمندی در این بخش صورت گیرد. بر اساس برآورد مؤسسه مشاوره مدیریت مککنزی، بخش کشاورزی ایران سالانه ۴ درصد رشد خواهد کرد و تا سال ۲۰۳۵ حدود ۲۵۰ هزار شغل جدید در این بخش ایجاد خواهد شد. تحقق چنین رشدی به حدود ۷۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری در بهبود بهرهوری، توسعه فناوریهای نوین کشاورزی (به ویژه آبیاری تحت فشار، گلخانههای هوشمند، کشاورزی عمودی، و کشاورزی دقیق)، و تطبیق روشهای تولید با تغییرات اقلیمی نیاز دارد. ایران از چند مزیت کلیدی برای جذب این سرمایهگذاریها برخوردار است: نخست، نزدیکی به بازار بزرگ منطقهای با کشورهای همسایه که بسیاری از آنها (مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس و آسیای میانه) پتانسیل کشاورزی محدودی دارند و به واردات مواد غذایی وابسته هستند؛ دوم، زیرساختهای حمل و نقل زمینی، هوایی و دریایی نسبتاً مناسب برای صادرات محصولات کشاورزی؛ سوم، توافقات تجاری ترجیحی و آزاد با اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) و کشورهای عضو بریکس که دسترسی به بازارهای جدید را تسهیل کرده است ؛ چهارم، نیروی کار جوان، تحصیلکرده و خلاق که میتواند موتور محرکه تحول دانشبنیان کشاورزی باشد؛ و پنجم، تجارب موفق در زمینه خودکفایی محصولات اساسی و توسعه صادرات محصولات باغی که نشاندهنده ظرفیتهای بالای این بخش است. با برنامهریزی صحیح، مدیریت علمی، جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی، و حمایت از شرکتهای دانشبنیان، ایران میتواند جایگاه خود را به عنوان یکی از قطبهای تولید و صادرات محصولات کشاورزی در جهان تثبیت کند.
جمعبندی – کشاورزی، محور امنیت و استقلال ملی
در جمعبندی نهایی، باید تأکید کرد که جایگاه راهبردی کشاورزی در اقتصاد و امنیت ملی ایران، فراتر از ارقام و آمارهای اقتصادی است. کشاورزی ایران نه تنها تأمینکننده غذای ۸۸ میلیون نفر جمعیت کشور است، نه تنها حدود ۱۵ درصد اشتغال کشور را به خود اختصاص داده است، نه تنها سهم قابل توجهی از صادرات غیرنفتی را تشکیل میدهد، و نه تنها مواد اولیه صنایع عظیم غذایی و تبدیلی را تأمین میکند؛ بلکه کشاورزی نماد استقلال، خودکفایی، هویت، و تابآوری ملی در برابر فشارهای خارجی است. همانطور که نماینده فائو در ایران تأکید کرده است، «خداوند مردم ایران را با سرزمینهای حاصلخیز و منابع طبیعی ارزشمندی برکت داده است» و مدیریت صحیح و علمی این موهبت الهی، کلید توسعه پایدار، امنیت غذایی، و اقتدار ملی ایران در دهههای آینده خواهد بود . چالش کمبود آب و تغییرات اقلیمی، تهدیدات جدی اما قابل مدیریت هستند؛ فناوریهای نوین، شرکتهای دانشبنیان، و اراده ملی، ابزارهای عبور از این چالشها هستند. آینده کشاورزی ایران، آیندهای دانشبنیان، کم آببر، پایدار، صادراتمحور، و امنیتآفرین است. تحقق این آینده، نیازمند عزم ملی، همکاری همه جانبه قوا، سرمایهگذاری گسترده، و مشارکت فعال بخش خصوصی و تشکلهای کشاورزی است. با این رویکرد، کشاورزی ایران میتواند از یک بخش آسیبپذیر و وابسته به شرایط جوی، به یک صنعت قدرتمند، مقاوم و راهبردی تبدیل شود که نه تنها نیازهای داخلی را تأمین میکند، بلکه در بازارهای منطقهای و جهانی نیز حضوری پررنگ و مؤثر دارد و این همان جایگاه شایسته و درخور ایران عزیز است.

