نگاه نو
اماکن شاخص

آرامگاه شاعر شرق؛ نگینی درخشان در تاریخ پاکستان

در قلب شهر تاریخی لاهور، در میان دیوارهای کهن مسجد پادشاهی و عظمت بی‌کران قلعه شاهی، آرامگاهی ساده اما باشکوه از سنگ‌های سرخ جای گرفته است که یادآور مردی است با افکاری بلند و سخنانی آتشین. «مزار علامه اقبال لاهوری» که با عنوان‌های «مقبرهٔ ملی» و «مزارِ اقبال» نیز شناخته می‌شود، محل ابدی آرامش شاعر ملی پاکستان و یکی از تأثیرگذارترین اندیشمندان جهان اسلام در سدهٔ بیستم میلادی است. علامه محمد اقبال که در پاکستان با لقب‌های «شاعر مشرق» و «مفکر پاکستان» (متفکر پاکستان) گرامی داشته می‌شود، با اندیشه‌های ناب و اشعار روح‌بخش فارسی و اردوی خود، الهام‌بخش اصلی جنبش استقلال پاکستان بود. این آرامگاه که امروزه به عنوان یکی از مهم‌ترین نمادهای ملی و فرهنگی پاکستان و یکی از پربازدیدترین جاذبه‌های گردشگری لاهور شناخته می‌شود، هر روزه پذیرای هزاران زائر و مشتاقی است که برای ادای احترام به این شاعر و فیلسوف بزرگ، پای در حریم این مکان مقدس می‌نهند. این بنای سرخ‌رنگ که در مجاورت مسجد بادشاهی (پادشاهی) و در باغ تاریخی حضوری جای دارد، با معماری چشمگیر خود، نه‌تنها یادبود شخصیت والای علامه اقبال، بلکه نمادی از شکوفایی فرهنگی و معنوی پاکستان است و در حقیقت، بازتابی از حضور شعر و اندیشه در عرصهٔ سیاست و تمدن نوین اسلامی به شمار می‌رود.

در مسیر تاریخ؛ مردی که با شعرش، ملتی را بیدار کرد

پیش از آنکه به توصیف بنای آرامگاه بپردازیم، باید نگاهی به زندگی و جایگاه بی‌نظیر کسی بیفکنیم که این مکان برای همیشه یادآور اوست. علامه محمد اقبال در ۹ نوامبر ۱۸۷۷ میلادی در شهر سیالکوت که امروزه در ایالت پنجاب پاکستان واقع شده است، چشم به جهان گشود. نیاکان اقبال از برهمنان و پاندیت‌های عالی مقام کشمیر بودند که در قرن هفدهم میلادی به دین اسلام مشرف گشتند. اقبال که تحصیلات خود را در رشته‌های فلسفه، حقوق و ادبیات در دانشگاه‌های لاهور، کمبریج و مونیخ به پایان رسانده بود، با سرودن اشعار پرشور فارسی و اردو، به ندای بیداری مسلمانان شبه‌قاره تبدیل شد. او که جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) را معلم معنوی خود می‌دانست، در اشعار خود همواره بر بازگشت به خویشتن، وحدت جهان اسلام و احیای تمدن اسلامی تأکید داشت و رویای کشوری مستقل برای مسلمانان را در سر می‌پروراند که بعدها به تأسیس پاکستان انجامید. سرانجام این شاعر بزرگ و اندیشمند توانا در ۲۱ آوریل ۱۹۳۸ میلادی (۱ اردیبهشت ۱۳۱۷ هجری شمسی) در سن ۶۰ سالگی در شهر لاهور دار فانی را وداع گفت و پیکر پاکش در جوار مسجدی که عاشقانه آن را دوست می‌داشت، به خاک سپرده شد. پس از مرگ او، هزاران نفر از مردم لاهور برای شرکت در نماز جنازه‌اش که در مسجد بادشاهی برگزار شد، گرد آمدند و عشق و ارادت خود را به این مرد بزرگ نشان دادند.

داستان پیدایش آرامگاه؛ از قبری ساده تا بنایی باشکوه

پس از خاکسپاری علامه اقبال در سال ۱۹۳۸، بلافاصله کمیته ای برای ساخت آرامگاهی درخور شخصیت این شاعر و اندیشمند بزرگ تشکیل شد. ریاست این کمیته بر عهده چودری محمد حسین (چودهری محمد حسین) گذاشته شد و سایر اعضای آن را شخصیت‌های برجسته‌ای همچون حکیم آفتاب احمد قرشی، میاں امیرالدین، راجه حسن اختر، حمید نظامی و شیخ محبوب الهی تشکیل می‌دادند. یکی از چالش‌های اساسی در مسیر تحقق این یادمان، کمبود بودجه کافی بود. کمیته تصمیم گرفت که هیچ کمک مالی از دولت‌های محلی و حاکمان ایالتی نپذیرد؛ از این رو، تمامی هزینه‌های ساخت آرامگاه از طریق مشارکت دوستان، ارادتمندان، شاگردان و عموم علاقمندان به اقبال تأمین شد و هیچ بودجه دولتی در این راه به کار گرفته نشد. موضوع دشوار دیگر، تصمیم‌گیری در مورد مکان دقیق آرامگاه بود. برخی بر این باور بودند که آرامگاه علامه اقبال باید در مکانی جداگانه و مستقل ساخته شود، اما وزیر کشاورزی وقت پنجاب، سردار سندرسینگ مجیته، با ساخت آرامگاه در جوار مسجد بادشاهی مخالفت کرد. سرانجام، پس از کش و قوس‌های فراوان و با دخالت شخص فرماندار پنجاب، سر هنری کریک، و بهره‌گیری از اختیارات ویژه، اجازه تدفین علامه اقبال در جوار مسجد بادشاهی صادر شد. کمیته معماری طرحی را برای آرامگاه تصویب کرد که با عظمت مسجد بادشاهی هماهنگی کامل داشته باشد و در عین حال، سادگی و فروتنی شخصیت اقبال را نیز بازتاب دهد.

معمار نابغه و آغاز یک ساخت‌وساز پرچالش

طراحی این بنای شگفت‌انگیز به دست معمار برجسته‌ای به نام «نواب زین یار جنگ بهادر» انجام شد که در آن زمان، معمار ارشد حیدرآباد دکن بود. نواب زین یار که از معماران زبردست و کارآزموده شبه‌قاره به شمار می‌رفت، مأموریت یافت تا بنایی خلق کند که بتواند در کنار عظمت مسجد بادشاهی و قلعه شاهی لاهور، سربلند و استوار بایستد. او که به هنر معماری اسلامی و عناصر گورکانی اشراف کامل داشت، طرحی نو درانداخت که تلفیقی از سبک‌های گوناگون معماری را در خود جای می‌داد. ساخت آرامگاه رسماً در سال ۱۹۴۶ میلادی آغاز شد، اما این پروژه با مشکلات فراوانی روبه‌رو گردید. نخستین و بزرگترین مانع، وقوع رویدادهای پرآشوب پس از استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷ بود. علاوه بر این، تأمین مصالح ساختمانی مناسب از مبدأهای دور، خود چالش دیگری را پیش روی سازندگان قرار می‌داد. با این همه، عزم راسخ برگزیدگان و علاقمندان به اقبال، هیچ گاه سست نشد و پروانهٔ آرزو بر بال امید، به پرواز خود ادامه داد تا آنکه سرانجام این بنای تاریخی و فرهنگی پس از سیزده سال تلاش بی‌وقفه، در سال ۱۹۵۱ میلادی به پایان رسید و به دست باورمندان به پیام اقبال، به سرانجامی شیرین دست یافت.

جزییات فنی و سازه‌ای (شاهکاری از سنگ سرخ و مرمر سفید)

«مزار اقبال» که امروزه در برابر دیدگان حیرت‌زده گردشگران خودنمایی می‌کند، بنایی مستطیل‌شکل با نمای بیرونی از جنس «سنگ سرخ» است که این سنگ ارزشمند از «جیپور» (جایپور) در راجستان هندوستان (در آن زمان هند بریتانیا) آورده شده است. پس از استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷ و قطع روابط تجاری با هند، تأمین این سنگ با مشکل روبه‌رو شد و همین امر، یکی از عوامل اصلی تأخیر در اتمام پروژه بود. داخل بنا، دیوارها با «مرمر سفید» از معادن «مکرانه» در راجستان پوشیده شده است که به آن جلوهای مشعشع و روح‌بخش بخشیده است. مجموع هزینه ساخت این آرامگاه نزدیک به «یکصد هزار روپیه» پاکستان (۱۰۰٫۰۰۰ روپیه) برآورد شده است که نشان‌دهنده صرف هزینه‌ای قابل توجه برای آن دوران است. این بنا دارای دو درگاه ورودی اصلی با طراحی زیبا و چشمنواز است: یکی در ضلع شرقی و دیگری در ضلع جنوبی آرامگاه که هر دو با مرمر سفید تزئین شده‌اند و ورود زائران را به فضای داخلی ممکن می‌سازند. طراحی کلی بنا به گونه‌ای است که ترکیبی از سبک‌های معماری افغانی، مور (موری) و گورکانی را به نمایش می‌گذارد و به همین دلیل، ساختاری منحصر به فرد در میان آثار تاریخی لاهور به شمار می‌رود.

فضای داخلی آرامگاه

قدم که به درون این بنای تاریخی می‌گذاری، ناگهان فضای ساده و در عین حال باشکوهی تو را در بر می‌گیرد که آرامش و معنویت را یکجا به تماشا می‌گذارد. در مرکز فضای داخلی، سنگ قبر یادمانی علامه اقبال از «سنگ لاجورد» تراشیده شده است؛ سنگی گرانبها و به نسبت کمیاب که رنگ آبی عمیق و درخشان آن، نظر هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند. این سنگ قبر که هدیه مردم افغانستان به پاکستان است، از همان سنگی ساخته شده که در آرامگاه «بابر»، بنیان‌گذار امپراتوری گورکانیان هند، نیز به کار رفته است. بر روی این سنگ قبر ارزشمند، آیات نورانی قرآن کریم با خطاطی نفیس و چشمنواز حکاکی شده است و این کتیبه‌ها که در خود افغانستان انتخاب، خوشنویسی و تراشیده شده‌اند، زیبایی بی‌نظیری به فضای درون بخشیده‌اند. در اطراف سنگ قبر، شش بیت از غزلیات زیبای اقبال از کتاب مشهور او به نام «زبور عجم» بر دیوارهای مرمری نقش بسته است. این اشعار که بیانگر اندیشه‌های عمیق شاعر در مورد خودآگاهی، ایمان و امید است، بر جان هر بازدیدکننده‌ای تأثیری ماندگار می‌گذارد و فضای داخلی آرامگاه را به محفلی برای تفکر و بازخوانی اندیشه‌های اقبال تبدیل می‌کند.

سادگی شکوهمند

آرامگاه علامه اقبال، بر خلاف برخی آرامگاه‌های سلطنتی که دارای چندین طبقه، اتاق‌های متعدد و سازه‌های پیچیده هستند، بنایی ساده و یکپارچه است. این آرامگاه طبقات مجزا و فضاهای جانبی متعدد ندارد، بلکه ساختاری فشرده و متمرکز دارد که همه آن چیزی که بر بیننده آشکار می‌شود، یک فضای اصلی با سنگ قبر و کتیبه‌های دور آن است. این سادگی عمدی و هوشمندانه، بازتابی از شخصیت فروتن و بی‌آلایش علامه اقبال است که با وجود شهرتی جهانی و تأثیری شگرف بر افکار نسل‌ها، زندگی زاهدانه و ساده‌ای را برای خود برگزید و همواره بر معنویت و اخلاص تأکید داشت. از این رو، بنا هیچ تزئین چشمگیر و خودنمایی ندارد و تمام تأکید بر القای حس معنویت و حضور یک انسان بزرگ در سایه مسجدی عظیم و تاریخی است؛ مسجدی که خود سمبل عظمت اسلام در شبه‌قاره است. سنگ قبر اصلی علامه اقبال نیز در زیرزمین و دقیقاً در زیر همین بنای یادمانی، در یک اتاقک ساده قرار دارد و زائران از طریق سنگ قبر یادمانی در طبقه فوقانی، به او ادای احترام می‌کنند. این چیدمان که آرامگاه‌های یادمانی را از آرامگاه واقعی جدا می‌کند، سنتی رایج در معماری اسلامی شبه‌قاره است.

حفاظت نظامی و تشریفات روزانه

یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد «مزار اقبال»، استقرار رسمی نگهبانان مسلح در تمام ساعات شبانه‌روز برای حفاظت و ادای احترام رسمی از این بنای ملی است. نیروهای ویژه «پاکستان رینجرز» که یک نیروی نظامی شبه‌نظامی تحت امر ارتش پاکستان است، مسئولیت حراست از این مکان مقدس را بر عهده دارند. هر روز، در مراسمی باشکوه و با شکوه، تغییر نگهبانان آرامگاه انجام می‌شود که خود به یکی از جاذبه‌های دیدنی و تماشایی برای گردشگران تبدیل شده است. نگهبانان با لباس‌های رسمی و متحدالشکل، کلاه‌های بلند تاریخی و در حالی که اسلحه در دست دارند، با حرکاتی موزون و هماهنگ، جای خود را به دسته دیگر می‌دهند. این مراسم که یادآور مراسم مشابه در آرامگاه‌های سلطنتی اروپایی است، هر روزه جمعیت زیادی از گردشگران داخلی و خارجی را به خود جذب می‌کند. علاوه بر جنبه تشریفاتی، حضور این نگهبانان نشان از اهمیت فوق‌العاده این مکان در هویت ملی پاکستان و لزوم حفاظت همه‌جانبه از آن دارد، چه این حفاظت فیزیکی باشد و چه حفاظت از میراث معنوی اقبال که این نیروها آن را ترویج می‌دهند.

باغ حضوری؛ نگین سبز در میان شکوه تاریخ

«مزار اقبال» در میان «باغ حضوری» (حضوری باغ) واقع شده است؛ باغی تاریخی که در دوران سلطنت مهاراجه رنجیت سینگ از فرمانروایان سیک در قرن نوزدهم میلادی و به سبک باغ‌های گورکانی احداث شده است. این باغ مستطیل شکل که درست در میان دو بنای عظیم تاریخی یعنی «قلعه شاهی لاهور» در شرق و «مسجد بادشاهی» در غرب قرار دارد، فضایی دلنشین و روح‌بخش را برای زائران و گردشگران فراهم کرده است. باغ حضوری افزون بر آرامگاه اقبال، شامل ساختمان دیگری به نام «برادری» است که یک عمارت دوازده ستونی از سنگ مرمر با سقف آیینه‌کاری شده است و مهاراجه رنجیت سینگ آن را در سال ۱۸۱۸ میلادی برای جشن گرفتن تصاحب الماس معروف «کوه نور» بنا کرد. محوطه باغ بامنظره‌ای از چمن‌های سبز، درختان نخل و گل‌های رنگارنگ و حوض‌های آب تزئین شده است و در شب، نورپردازی دقیق و حرفه‌ای بر روی دیوارهای آرامگاه و باغ، فضایی رؤیایی و دلربا را به وجود می‌آورد. این باغ نه‌تنها یک فضای تاریخی و مذهبی، بلکه یک فضای عمومی برای پیاده‌روی و تفریح خانواده‌های لاهوری نیز هست.

موقعیت ممتاز در قلب ثروت تاریخی لاهور

موقعیت آرامگاه علامه اقلاف در قلب منطقه تاریخی و فرهنگی لاهور، بیش از هر عامل دیگری بر اهمیت و ارزش این بنا افزوده است. این آرامگاه در «باغ حضوری» و دقیقاً در فاصله بسیار کمی از ورودی شرقی عظیم و باشکوه «مسجد بادشاهی» (مسجد پادشاهی) قرار دارد، مسجدی که از بزرگترین مساجد جهان اسلام از نظر گنجایش و یکی از شاهکارهای معماری دوره گورکانیان است. در سوی دیگر باغ، «قلعه شاهی لاهور» (شاهی قلعہ) خودنمایی می‌کند که در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده و شامل کاخ‌ها، تالارها و باغ‌های دیدنی از دوره اکبرشاه تا اورنگ‌زیب است. در همین محدوده و در فاصله‌ای کوتاه، «منار پاکستان» نیز قرار دارد که یادآور تصویب قطعنامه لاهور در سال ۱۹۴۰ و رویای تأسیس کشور مستقل پاکستان است. بدین ترتیب، زائر آرامگاه اقبال در یک قدمی سه بنای تاریخی و نمادین دیگر نیز قرار می‌گیرد و می‌تواند در یک روز، از مجموع این شاهکارهای معماری و تاریخ پاکستان دیدن کند و پیوند عمیق میان شعر، سیاست، معنویت و تمدن را در یک قاب بنگرد.

مزار اقبال؛ میعادگاه عشق و ارادت

«مزار علامه اقبال» امروزه مقصد مشترک تمام اقشار مختلف جامعه پاکستان است و کارکردی فراتر از یک مقبره تاریخی دارد. در ایام سالروز تولد علامه اقبال (۹ نوامبر) و سالروز وفات او (۲۱ آوریل)، مراسم ویژه و باشکوهی در این مکان برگزار می‌شود و شخصیت‌های عالی رتبه دولتی، فرهنگیان، شاعران و هزاران نفر از مردم عادی برای ادای احترام به این شاعر بزرگ، بر سر مزار او حاضر می‌شوند و نثار گل می‌کنند. همچنین در روزهای مهم ملی پاکستان، از جمله روز استقلال (۱۴ اوت) و روز پاکستان (۲۳ مارس)، مقامات لشکری و کشوری با حضور در این آرامگاه، به آرمان‌های علامه اقبال برای ایجاد یک جامعه اسلامی عادلانه و پیشرفته، تجدید میثاق می‌کنند. فراتر از آن، بازدید از آرامگاه اقبال به بخش جدایی‌ناپذیر سفر رهبران خارجی به پاکستان تبدیل شده است و بسیاری از سران کشورهای اسلامی و دوست، با حضور در این مکان، احترام خود را به اندیشه‌های وحدت‌آفرین و روشنگرانه اقبال نشان داده‌اند. این بنا را به راستی می‌توان زیارتگاه عشق و معنویت در پاکستان دانست.

هدایای نمادین (از خاک مولوی تا سنگ قبر افغانستان)

در میان جذابیت‌های فرهنگی و تاریخی این آرامگاه، روایت‌هایی از هدایای نمادین از سراسر جهان اسلام وجود دارد که بر روحانیت و اهمیت بین‌المللی این مکان افزوده است. مشهورترین و شگفت‌انگیزترین این حکایات به «مصطفی کمال آتاتورک»، بنیان‌گذار و نخستین رئیس‌جمهور ترکیه، بازمی‌گردد. گفته می‌شود که آتاتورک که عمیقاً به اندیشه‌های اقبال احترام می‌گذاشت، «خاکی را که از آرامگاه جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) جمع آوری کرده بود»، به لاهور فرستاد تا بر روی مزار اقبال پاشیده شود. این اقدام از آن جهت اهمیت دارد که اقبال خود همواره مولوی را «معلم معنوی» خود می‌دانست و اشعار مولانا تأثیری عمیق بر تفکر عرفانی و فلسفی او گذاشته بود. همچنین، سنگ قبر لاجورد که بر روی مزار علامه قرار دارد، همان طور که اشاره شد، از طرف «مردم افغانستان» به نشانه دوستی و احترام به مقام شامخ این شاعر هدیه شده است. این تبادلات فرهنگی و معنوی میان کشورهای اسلامی نشان می‌دهد که پیام اقبال محدود به مرزهای پاکستان نبوده و همچنان در سراسر جهان اسلام، به ویژه در ایران، ترکیه و افغانستان، طنین‌انداز است.

گنجینه اشعار فارسی بر دیوارهای آرامگاه

نکته بسیار مهم و در عین حال شیرین برای فارسی‌زبانان، حضور پررنگ اشعار فارسی اقبال بر روی دیوارهای داخلی آرامگاه اوست. همان شش بیت غزلی که اشاره شد و از کتاب «زبور عجم» برگزیده شده، «همگی به زبان فارسی» سروده شده‌اند. این اشعار که با خطاطی نفیس بر مرمر سفید حک شده‌اند، به زیبایی افکار اقبال را در قالب اندیشه‌های عرفانی، انقلابی و انسان‌ساز به تصویر می‌کشند. اقبال که اشعار فارسی‌اش در ایران نیز همچنان محبوبیت و رواجی چشمگیر دارد، بارها در سخنان خود تأکید کرده بود که زبان فارسی به عنوان زبان دوم جهان اسلام و زبان مشترک ادبی و عرفانی مسلمانان، نقشی محوری در وحدت آنان دارد. از این رو، وجود این اشعار فارسی بر مزار او، ادای دینی است به این باور عمیق اقبال در مورد اهمیت زبان و ادب فارسی برای هویت اسلامی. بسیاری از بازدیدکنندگان ایرانی از این آرامگاه، با خواندن این اشعار، اشک شوق بر چشمانشان جاری می‌شود و تجربه‌ای فراموش‌نشدنی از پیوند دو فرهنگ ایران و پاکستان را در این مکان مقدس درک می‌کنند.

مزار اقبال؛ نماد جاودانگی شعر و بیداری اسلامی

در فرجام این نگارش، شاید مهم‌ترین دستاورد «مزار علامه اقبال لاهوری» فراتر از معیارهای فیزیکی و معماری، توانایی شگرف آن در زنده نگه داشتن پیام اقبال برای نسل‌های پس از اوست. این بنای سرخ‌رنگ و ساده، که در سایه مسجد پادشاهی و در کنار باغ‌های تاریخی لاهور آرمیده است، طنین بلند «خودی» (خودآگاهی)، «بیداری اسلامی» و «امید به آینده» را هر روز با خود زمزمه می‌کند. اقبال که خود شعر را وسیله‌ای برای دگرگونی جامعه و بیداری توده‌ها می‌دانست، اینک در میان آرامشی ابدی، همچنان از طریق دیوارهای آرامگاهش با بازدیدکنندگان سخن می‌گوید و آنان را به آزاداندیشی، شجاعت و تلاش برای ساختن تمدنی نوین فرا می‌خواند. «مزار اقبال» در حقیقت پلی است میان نسل مبارز و پرتلاش گذشته و نسل امروز که در پی تحقق رویاهای آن پیر روشن‌ضمیر است. هر ایرانی که به لاهور سفر می‌کند، دیدن این آرامگاه را بر خود فرض می‌داند و شعر فارسی اقبال را بر مزارش زمزمه می‌کند؛ چرا که اقبال، تنها شاعر ملی پاکستان نیست، بلکه شاعر مشرق زمین و صدای رسای وحدت اسلامی است و این مزار، پاسداشت این میراث گرانبهای مشترک است.

Leave a Comment