پیشگفتار
سرزمین پاکستان امروزی از کهنترین مناطق تاریخی جهان به شمار میرود. این منطقه به دلیل قرار گرفتن در نقطهٔ تلاقی جنوب آسیا، آسیای مرکزی و خاورمیانه، طی سدهها مرکز دادوستد تمدنها، دینها، امپراتوریها و فرهنگها بوده است. از شهرهای بزرگ تمدن درهٔ سند تا استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷، این سرزمین دورههای تاریخی بیشماری را از سر گذرانده که هر یک هویتی دیرپا بر آن نقش بستهاند.
دورههای مهم تاریخ پاکستان:
- تمدن مهرگره و درهٔ سند
- دورۀ آریایی / ودایی
- دورۀ حکومتهای ایرانی و یونانی
- امپراتوری موریا و شکوفایی تمدن بودایی
- دورۀ حکومتهای راجپوت
- تأسیس پادشاهیهای مسلمان
- دورۀ استعمار بریتانیا
- مبارزات استقلالخواهی پاکستان و شخصیتهای مؤثر آن
- تاریخ پاکستان نوین
تمدن مهرگر و فلات سند
نخستین سکونتگاههای منظم انسانی در پاکستان حدود نه هزار سال پیش پدید آمدند. مهمترین آنها «مهرگر» در ایالت بلوچستان کنونی بود که هشت هزار نفر جمعیت داشت. بعدها بر اثر تغییرات اقلیمی یا حملات بیگانگان، این مردم به نواحی گستردهتر پنجاب و سند کوچ کردند و در حدود هفت هزار سال پیش، تمدن دیگری را پایهگذاری کردند که به مناسبت بزرگترین رود پاکستان، «تمدن فلات سند» نامیده میشود. مردم این تمدن خواندن و نوشتن آموختند، شهرهایی سامانیافته ساختند و شگفتانگیزترین شبکهٔ دفع فاضلاب را ایجاد نمودند. آنان با ایران و عراق نیز روابط تجاری برقرار کردند. این تمدن در زمرهٔ نخستین تمدنهای بزرگ شهری تاریخ بشر جای دارد.
دورۀ آریایی / ودایی
چهار هزار سال پیش، قبایل آریایی از آسیای مرکزی به دشتهای پاکستان وارد شدند. در این دوره، سنتهای ودایی، زبان سانسکریت، نظام قبیلهای و اندیشههای دینی نخستین گسترش یافت. پایههای ساختارهای اجتماعی و تمدنی بعدی در همین زمان ریخته شد.
دورۀ ایرانی و یونانی
در ایران، در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، کوروش بزرگ (که در برخی منابع «ذوالقرنین» خوانده شده) امپراتوری هخامنشی را بنیان نهاد. داریوش یکم، فرمانروای هخامنشی، تقریباً همهٔ مناطق پاکستان امروزی را به قلمرو خود افزود و شهر «تکسلا» (تختگاه) را در این سرزمین بنا کرد که امروزه میراثی گرانبها برای پاکستان است.
پس از سقوط هخامنشیان در سال ۳۲۳ پیش از میلاد، برخی نواحی پنجاب در برابر حملات اسکندر یونانی ایستادگی سختی کردند. از جمله «راجه پوروس» در کنار رود جهلم به مقابله با اسکندر برخاست و سپاه او را دچار تلفاتی سنگین ساخت. اسکندر اگرچه در آن نبرد پیروز شد، ولی به دلیل خسارات فراوان نتوانست پیشروی کند و از راه بلوچستان عقبنشینی نمود.
شکوفایی تمدن گنداره
به مناطقی از شمال غربی پاکستان و بخشهایی از افغانستان، «گنداره» نیز گفته میشود. این نواحی حدود دو هزار سال پیش مرکز تمدن بودایی بودند. تکسلا به پایگاه علم و آیین بودا تبدیل شد و نهادهای آموزشی و دانشگاههای بسیاری در آن پدید آمد. در هنر بودایی، عناصر هنر یونانی و رومی نیز به گونهای گسترده درآمیخت تمدنی تازه به نام «گنداره» را پدید آورد. از سال ۳۰ تا ۳۷۵ میلادی، امپراتوری کوشان بر این نواحی حکومت کرد و تمدن گنداره به اوج خود رسید.
دورۀ فرمانروایی راجپوتها
از حدود ۵۰۰ میلادی، این سرزمین زیر نفوذ راجپوتها قرار گرفت. قلمرو آنان تا کابل در افغانستان گسترده بود و با بسیاری از یورشبرندگان خارجی مقابله کردند. در این دوره، لاهور و پیشاور به عنوان شهرهای بزرگ پاکستان ظهور کردند.
دورۀ حکومت اسلامی
ورود مسلمانان به پاکستان از سدههای نخستین اسلامی آغاز شد. بخشهایی از سند در سدهٔ هشتم میلادی مدتی زیر سلطهٔ اعراب بود، سپس آزاد گردید. حکومت منظم اسلامی در پاکستان از عصر محمود غزنوی آغاز شد؛ او در سال ۱۰۲۱ میلادی لاهور را به قلمرو خود افزود. پس از آن، این منطقه زیر فرمانروایی دودمانهای مختلف مسلمان قرار گرفت که از آن میان میتوان به غلامشاهیان، خلجیان، تغلقیان، لودیان و گورکانیان (مغولان) اشاره کرد.
عصر شکوفایی مسلمانان در پاکستان تا اواسط سدهٔ هجدهم میلادی ادامه یافت. در این دوره، صوفیان بسیاری از ایران، افغانستان و آسیای مرکزی به پاکستان آمدند و در آنجا ساکن شدند. تلاش این صوفیان باعث شد که بیشتر جمعیت منطقه مسلمان گردد؛ به گونهای که امروزه نزدیک به ۹۷ درصد مردم پاکستان مسلمان هستند.
دورۀ استعمار بریتانیا
از اواسط سدهٔ هجدهم، قدرت مسلمانان در این منطقه رو به ضعف نهاد. سیکها و سپس کمپانی هند شرقی بریتانیا از این فرصت بهره بردند و بر آن چیره شدند. در جنگ استقلال ۱۸۵۷، مسلمانان پاکستان برای رهایی از سلطهٔ بریتانیا جنگی سخت را رهبری کردند. دلیرانی چون رئیس احمد کھرل جان خود را در این راه فدا کردند. اما بریتانیا با ستمی وصفناپذیر بر مسلمانان پاکستان، سرانجام این نهضت را درهم کوبید.
جنبش آزادی
شکست جنگ استقلال نتوانست روحیهٔ آزادیخواهی مردم پاکستان را فروبنشاند. آنان گاه با اسلحه و گاه از راه سیاست برای آزادی خویش جنگیدند. مسلمانان حزب سیاسی جداگانهای به نام «مسلم لیگ» تشکیل دادند. در این دوره، در شهر سیالکوت پاکستان، علامه اقبال لاهوری متولد شد. او با سرودن شعر به زبانهای فارسی و اردو، شهرتی جهانی یافت. شاعران بزرگ فارسی از او ستایش کردهاند. امروزه نیز در ایران و هر کجای جهان که زبان فارسی رواج دارد، هر شعرشناسی با نام علامه اقبال آشنایی دارد. او از بزرگترین مبلغان اتحاد امت اسلامی بود و ایران را ستونی مهم از جهان اسلام میدانست. شعر مشهور اوست:
تہران ہو گر عالمِ مشرق کا جنیوا
شاید کرۂ ارض کی تقدیر بدل جائے
اگر تهران مرکز دیپلماسی و تصمیمگیری جهان شرق شود)
( شاید تقدیر تمام کرهٔ زمین عوض شود
علامه اقبال با شعر خود، روح آزادی را در جوانان دمید. او نخستین کسی بود که اندیشهٔ تشکیل یک کشور مسلمان را از مناطق همجوار مسلماننشین هند مطرح کرد. سپس یک رهبر دیگر مسلمان، چودهری رحمت علی، نام «پاکستان» را برای آن کشور پیشنهاد داد. پس از آن، به رهبری محمد علی جناح، معروف به «قائد اعظم»، مسلم لیگ در برابر بریتانیا و هندوها ایستاد و پاکستان را به استقلال رساند. در نتیجهٔ همین مبارزات، در ۱۴ اوت ۱۹۴۷، پاکستان آزاد تشکیل شد.
تاریخ پاکستان نوین
پاکستان از زمان تأسیس خود، فراز و نشیبهای بسیاری را پشت سر گذاشته است. برای بقای خود ناگزیر از پنج جنگ با هند بوده که آخرین آن در مه ۲۰۲۵ رخ داد و پاکستان در عرض چهار روز هند را به زانو درآورد. همچنین به دنبال توطئههای قدرتهای جهانی و هند، پاکستان دچار آفت تروریسم گردید. با این همه، با وجود همه مشکلات، پاکستان در طول تاریخ خود گامهای بلندی برداشته است: تروریسم را شکست داده، بمب اتم ساخته و در زمینههای دفاعی و علمی به موفقیتهای فراوانی دست یافته است. امروز پاکستان جزو معدود کشورهای جهان است که ماهواره، هواپیما، کشتی و زیردریایی را خود تولید میکند.

