در جغرافیای پیچیده غرب آسیا و جنوب آسیا، دو همسایهای را میتوان یافت که پیوندشان فراتر از نقشههای سیاسی و مرزهای رسمی است. ایران و پاکستان نه فقط همسایگان جغرافیایی، بلکه دو ملتی هستند که تاریخ، فرهنگ، زبان، دین و تمدنشان در هم تنیده شده است. این دو کشور به حدی به یکدیگر نزدیک هستند که به جرأت میتوان گفت پاکستان «ایرانیترین» همسایه ایران است، و ایران «پاکستانیترین» همسایه برای مردم پاکستان به شمار میآید. این عمق ارتباط، ریشه در قرنها تعامل فرهنگی، دینی و تاریخی دارد و همچنان پس از هفت دهه استقلال، زنده و پویا باقی مانده است.
دیپلماتهای پاکستانی تأکید دارند که روابط دو کشور محدود به سطح دولتها نیست، بلکه در سطح مردم عمیقاً ریشه دارد . در ایران، مردم علامه اقبال را به عنوان یک شاعر بزرگ فارسیزبان میشناسند و اشعار او را از بر دارند. در پاکستان نیز مردم با فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی آشنایی دارند.
علاوه بر این، جمعیت قابل توجهی از زائران پاکستانی هر ساله از اماکن مذهبی در ایران (مانند مشهد و قم) بازدید میکنند، و بالعکس، زائران ایرانی نیز به زیارت مزارات عرفای پاکستان میروند.
وقتی نام پاکستان برده میشود، ایرانیان به یاد اقبال لاهوری، شعر فارسی، نوروز و برادری دینی میافتند. وقتی نام ایران برده میشود، پاکستانیها به یاد زبان فارسی که در رگهای زبان مادریشان جاری است، به یاد سرود ملیشان که به فارسی است، و به یاد همسایهای که در سختترین لحظات در کنارشان بود، میافتند. این پیوند چنان عمیق است که به حق میتوان گفت: پاکستان ایرانیترین همسایه ایران است و ایران نیز پاکستانیترین همسایه پاکستان.

