نگاه نو
علامه اقبال لاهوری

آشنایی با کلیات اقبال؛ فلسفهٔ خودی، نقد استعمار و وحدت اسلامی در آیینهٔ اشعار

علامه اقبال لاهوری، که بی‌گمان از بزرگ‌ترین اندیشمندان و شاعران جهان اسلام در سده‌های اخیر است، در سروده‌های خود پیوندی ناب از عرفان، فلسفه، سیاست و بیداری اسلامی را به نمایش گذاشته است. اشعار او، چه به زبان شیرین فارسی و چه به زبان اردو، همچون نسیمی حیات‌بخش در جان‌های تشنه‌ی حقیقت می‌وزد و فراتر از مرزهای جغرافیایی، پژواک اندیشه‌های والای او در سراسر جهان اسلام طنین‌انداز است. درک عمیق این سروده‌ها و آشنایی با دیوان‌های شعری او، نه تنها راهی به سوی شناخت یکی از بزرگ‌ترین فیلسوفان شعر عرفانی است، بلکه رمزگشایی از راز «خودی» و تلاش برای رهایی شرق از بند استعمار و خودباختگی را نیز به همراه دارد.

مجموعه اشعار فارسی

بخش قابل توجه و شگفت‌انگیز از کارنامه‌ی هنری اقبال که نشان از دلبستگی ژرف او به فرهنگ و زبان پارسی دارد، سروده‌های او به زبان فارسی است. اگرچه زبان مادری او اردو بود و برای تحصیلات عالی به زبان انگلیسی تسلط یافت، اما ذوق و اندیشه‌ی شاعرانه‌ی خود را عمدتاً در قالب این زبان غنی و پرمایه به رشته‌ی تحریر درآورد. مهم‌ترین و مشهورترین مجموعه اشعار فارسی اقبال که همواره مورد توجه پژوهشگران و دوستداران شعر بوده، عبارت‌اند از:

۱ – اسرار خودی: این منظومه که در قالب مثنوی و به زبان فارسی سروده شده است، به همت والای اقبال، نخستین و مهم‌ترین اثری است که او در سال ۱۹۱۵ میلادی منتشر کرد. محور اصلی بحث در این کتاب بی‌نظیر، تبیین مفهوم فلسفی و عرفانی «خودی» یا همان «خودشناسی» و «خودآگاهی» است. داستان این مثنوی، مرغی را حکایت می‌کند که در فضای آزاد پر می‌گشاید و در پی یافتن راز «خودی» بر می‌آید. اقبال در «اسرار خودی» چگونگی شکوفا کردن استعدادهای درونی انسان، اهمیت ایمان به داشته‌های خویش، و نقش تعیین‌کننده‌ی اراده در ساختن فردا را به زبانی نمادین و شاعرانه به تصویر می‌کشد.

۲ – رموز بی‌خودی: این کتاب که دو سال پس از «اسرار خودی» (در سال ۱۹۱۷ میلادی) منتشر شد، در واقع دنباله و مکملی بر آن منظومه‌ی ارزشمند است. اقبال در این مثنوی نیز به بررسی مفهوم «خودی» می‌پردازد، اما با این تفاوت که اکنون «خودی» را یکتنه و منزوی در نظر نمی‌گیرد، بلکه اهمیت و نقش آن را در رابطه با جامعه و امت اسلامی بررسی می‌کند. او در «رموز بی‌خودی» به خوبی شرح می‌دهد که فردِ مسلمان چگونه می‌تواند با درک درست جایگاه خود در جمع و با حرکت در مسیر هماهنگ با سایر مسلمانان، به بالندگی و تعالی برسد و جوهره‌ی حقیقی خود را در نظام اجتماعی بیابد.

۳ – پیام مشرق: این اثر گرانبها را می‌توان پاسخی بدیع و شاعرانه به «دیوان غربی – شرقی» یوهان ولفگانگ فون گوته، شاعر و اندیشمند بزرگ آلمانی، دانست. اقبال در این کتاب که در سال ۱۹۲۳ میلادی به چاپ رسید، از زبان شرق و با تکیه بر ارزش‌های عمیق و ریشه‌دار اسلامی و عرفانی، به نقد و بررسی تمدن متکی بر ماده‌گرایی و استعمار غرب می‌پردازد. «پیام مشرق» در حقیقت اعلام حضور و احیای هویت فراموش شده‌ی شرق در برابر جذابیت‌ها و سیاست‌های غرب است و همچون ندایی رسا و بیدارگر، از اندیشمندان شرقی می‌خواهد تا به خودآیند و به جای تقلید کورکورانه، هویت اصیل خود را بازشناسند.

۴ – زبور عجم: این کتاب که در سال ۱۹۲۷ میلادی منتشر شد، مجموعه‌ای از غزلیات زیبا و قصاید دلنشین به زبان فارسی است. در میان اهل ادب، «زبور عجم» را «قرآن فارسی» نیز نامیده‌اند، چراکه قصاید حکیمانه و عارفانه‌ی آن همچون کیمیایی است که جان مستمع را جلا می‌بخشد. در این کتاب نیز اقبال با صلابت و قدرت تمام، بر بیداری مسلمانان و لزوم مبارزه با استعمار و بیعدالتی تأکید می‌ورزد و میکوشد تا روحیه‌ی جهاد و شهادت را در میان جوانان شرق زنده نگه دارد.

۵ – جاویدنامه: یکی دیگر از شاهکارهای اقبال به زبان فارسی، «جاویدنامه» (۱۹۳۲) است که بی‌تردید از شاخص‌ترین آثار عرفانی در ادبیات معاصر جهان اسلام به شمار می‌رود. این مثنوی فاخر که متأثر از «منطق‌الطیر» شیخ عطار نیشابوری و «کمدی الهی» دانته سروده شده است، داستان سیر و سلوک روحانی شاعر و راهنمای او «مولانا جلال‌الدین بلخی» را در عوالم ملکوت روایت می‌کند. اقبال در این سفر شگفت‌انگیز از آسمان و زمین می‌گذرد و با انسان‌های بزرگ و ملت‌های مختلف به گفت‌وگو می‌نشیند تا در نهایت به اسرار هستی و رستگاری انسان دست یابد.

مجموعه اشعار اردو ، فریادهای رسای اقبال برای توده‌ها

با وجود آنکه اقبال از ظرفیت‌های زبانی و بیانی زبان فارسی برای انتقال مفاهیم عمیق فلسفی خود سود فراوانی برد، اما در سال‌های پایانی زندگی خود، رجوع دوباره‌ای نیز به زبان مادری‌اش یعنی اردو داشت. این سروده‌های اردو معمولاً به دلیل زبانی ساده‌تر و بیانی مستقیم‌تر، ارتباط قوی و سریعتری با توده‌های مردم برقرار می‌کرد. شاخص‌ترین دیوان‌های اردوی اقبال عبارتند از:

۱ – بانگ درا: این کتاب که در سال ۱۹۲۴ منتشر شد، گزیده‌ای از اشعار اولیه‌ی اقبال به زبان اردو را در برمی‌گیرد. اشعار این مجموعه متعلق به سه مرحله‌ی مختلف از زندگی شاعر (پیش از سفر به فرنگستان، در هنگام اقامت و پس از بازگشت) است و می‌توان تحول اندیشه و نگاه او را در طول این سال‌ها در این کتاب به روشنی مشاهده کرد.

۲ – بال جبرئیل: این کتاب که دومین دیوان اردوی اقبال است، در سال ۱۹۳۵ منتشر شد و به حق، یکی از پربارترین و عمیق‌ترین آثار شاعر مشرق در این زبان به شمار می‌رود. اقبال در این دفتر شعر که شامل قصاید، غزلیات و رباعیات متعددی است، نبوغ شعری خود را در اوج قدرت به نمایش گذاشته و بسیاری از مضامین فلسفی و سیاسی مورد نظر خود را با زبانی نمادین و اسرارآمیز بیان کرده است.

۳ – ضرب کلیم: این مجموعه حاوی اشعار آخرین سال‌های زندگی اقبال است که در سال ۱۹۳۶ انتشار یافت. مضامین این کتاب بیشتر اجتماعی، سیاسی و لبریز از اعتراض و انتقاد به نظام سرمایهداری و ظلم و ستمی است که بر پیکر مسلمانان و سایر مستضعفان جهان وارد می‌آمد. اقبال در «ضرب کلیم» شمشیر زبان را از رو بسته و با شجاعت تمام، پشت پرده‌های استعمار و خودکامگی را پاره می‌کند.

۴ – ارمغان حجاز: آخرین اثر چاپ شده‌ی اقبال که در سال ۱۹۳۸، یعنی سال درگذشت او، به زیور طبع آراسته شد. این کتاب جالب‌توجه در دو بخش جداگانه تنظیم شده است: بخش اول شامل اشعار به زبان فارسی و بخش دوم شامل سروده‌هایی شیرین به زبان اردو. «ارمغان حجاز» حاوی گزیده‌ای از قطعات و رباعیات عارفانه و عاشقانه‌ی اقبال است که بر گرفته از سفرهای روحانی او به این سرزمین مقدس و الهامات معنوی حجاز بوده است.

مضامین اصلی اشعار اقبال ، مروری کوتاه بر دریای بی‌کران اندیشه

در یک نگاه کلان، در میان مفاهیم معرفتی گسترده‌ی اقبال لاهوری، شاید بتوان چند رکن اساسی را برجسته ساخت که اشعارش را از دیگر شاعران هم‌عصر خود متمایز می‌سازد. از مهم‌ترین این مفاهیم می‌توان به «فلسفه خودی» (یعنی خودشناسی و بازگشت به خویشتن اصیل)، نقد تمدن منحط غربی و مقابله با استعمار، اهمیت وحدت و همبستگی در میان ملت‌های مسلمان، بزرگ‌داشت نقش عقل و اراده در کنار عشق، و نیز ستایش جاودانگی حماسه و شهادت در راه عقیده اشاره کرد. همه‌ی این مضامین بصورت هنرمندانه و ماهرانه‌ای در قالب اشعار استوار و پرمایه‌ی او تبلور یافته است.

تأثیر شاعران گذشته بر سبک و سیاق اقبال

هیچ شاعری در خلأ متولد نمی‌شود و اقبال لاهوری نیز از این قاعده مستثنا نیست. او خود بارها به ارتباط معنوی عمیق خود با شاعران و اندیشمندان بزرگ گذشته، به‌ویژه حضرت مولانا جلال‌الدین محمد بلخی (مولوی) اشاره کرده است. اقبال همانند مولانای خراسانی، به شدت از کلیشه‌های شعری رایج روزگار خود فاصله می‌گرفت و سعی می‌کرد با زبانی نو و بیانی تازه، به استقبال مضامین اجتماعی و سیاسی زمانه‌اش برود. با این حال، اقبال فقط یک مقلد محض از سنت شاعری نبود؛ او با نبوغ خارق‌العاده‌ی خود، عناصر عارفانه و فلسفی را درهم می‌آمیخت و زبانی نوآیین و مختص به خود را خلق نمود که هم در جهان فارسی‌زبان و هم در میان مخاطبان اردو، اثری عمیق و ماندگار بر جای نهاد.

جایگاه ممتاز زبان و ادبیات فارسی در اشعار اقبال

انتخاب زبان فارسی به عنوان زبان مادری برای خلق والاترین و بلندپروازانه‌ترین آثار اقبال، بی‌تردید نشانه‌ی عشق و علاقه‌ی بی‌پایان او به فرهنگ و تمدن ایرانی و میراث مشترک اسلامی است. اقبال خود بارها تأکید کرده است که زبان پارسی به دلیل غنای تاریخی و عرفانی‌اش، طاقت حمل مفاهیم بلندی همچون «خودی» و «بیداری اسلامی» را فراتر از دیگر زبان‌ها دارد. این امر، او را در زمره‌ی برجسته‌ترین شاعران پارسی‌گوی این قرن قرار داده است، تا جایی که بسیاری از منتقدان ادبی او را «احیاگر فرهنگ ایرانی – اسلامی» در شبه قاره هند نامیده‌اند. به همین دلیل نیز، مجموعه‌ی «کلیات اقبال لاهوری» که دیوان کامل اشعار فارسی اوست، همواره یکی از پرفروش‌ترین و محبوب‌ترین کتاب‌های شعر در میان فارسی‌زبانان جهان بوده است.

میراثی ماندگار برای تمام دوران

با نگاهی به مجموعه آثار مکتوب، به‌ویژه دیوان‌های سه‌گانه‌ی فارسی و چهار دیوان اردوی او، به عمق و گستردگی اندیشه‌ی این فرزانه‌ی بزرگ اسلام می‌توان پی برد. محمد اقبال لاهوری، در میان شاعران فارسی‌زبان معاصر و در میان ادبیات اردو، از جایگاهی رفیع و دست‌نیافتنی برخوردار است. او نه فقط یک شاعر، که فیلسوفی ژرف‌اندیش و مصلحی اجتماعی بود که با کلام برنده و رسایش، خواب غفلت را از چشم ملت‌های مسلمان زدود. اشعار اقبال در طول دوران، بارها مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفته و بی‌شک برای نسل‌های آینده نیز پیام‌های ناب و حیات‌بخش خود را برای ساختن تمدنی بر پایه «خودی»، عدالت و معنویت زمزمه خواهد کرد. شاید مهم‌ترین دستاورد بزرگ اقبال این بود که توانست میان تاریخ، عرفان و سیاست، پلی استوار و ناگسستنی بسازد و نشان دهد که شعر صرفاً برای تفنن و توصیف طبیعت نیست، بلکه می‌تواند خود قوی‌ترین ابزار برای تغییر و تحول در جامعه و تاریخ باشد.

Leave a Comment