پاکستان صاحب بزرگترین شبکه آبیاری یکپارچه جهان است که به عنوان ستون فقرات اقتصاد کشاورزی این کشور و تأمینکننده اصلی امنیت غذایی برای جمعیت ۲۵۰ میلیونی آن محسوب میشود. این شبکه عظیم که در طول بیش از یک قرن توسعه یافته است، شامل سه سد بزرگ مخزنی (تربیلا، منگلا و چشمه)، ۱۹ سد تنظیمی اصلی (barrages)، ۴۳ کانال انحرافی اصلی، و هزاران کیلومتر کانال فرعی و زهکش میشود. حوضه آبیاری سند (Indus Basin Irrigation System – IBIS) حدود ۱۶.۷ میلیون هکتار از اراضی کشاورزی پاکستان را تحت پوشش قرار میدهد و بیش از ۹۰ درصد محصولات کشاورزی این کشور را تأمین میکند . این شبکه که حاصل سرمایهگذاریهای عظیم زیربنایی در دوره استعمار و پس از استقلال پاکستان است، از رود سند و شاخههای اصلی آن (چناب، جهلم، راوی، سوتلج و بیاس) تغذیه میشود. با این حال، این میراث بزرگ امروز با بحرانی بیسابقه مواجه است که نه از کمبود مطلق آب، بلکه از ناکارآمدیهای ساختاری، مدیریتی و حکمرانی ناشی میشود .
بحران آب ، از کمبود مطلق تا ناکارآمدی ساختاری
پاکستان با وجود برخورداری از بزرگترین شبکه آبیاری یکپارجه جهان، امروز سومین کشور پرتنش آبی در جهان محسوب میشود و سرانه آب تجدیدپذیر آن از حدود ۵,۰۰۰ متر مکعب در سال ۱۹۵۰ به کمتر از ۱,۰۰۰ متر مکعب در سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است . این رقم از آستانه «کمبود آب مطلق» (۱,۰۰۰ متر مکعب به ازای هر نفر) عبور کرده و وارد منطقه «فقر آبی» شده است. با این حال، تحلیلگران ارشد پاکستانی مانند محسن لغاری (وزیر اسبق آبیاری پنجاب) و نهادهای بینالمللی تأکید میکنند که بحران آب پاکستان در درجه اول یک بحران هیدرولوژیکی نیست، بلکه یک بحران حکمرانی و نهادی است . شواهد این ادعا در پدیده متناقض «سدهای پر و اعلام کمبود آب در یک زمان» به وضوح دیده میشود. پس از مانسون ۲۰۲۵ که جریان ورودی به سدها تقریباً ۲۰ درصد بالاتر از میانگین ۱۰ ساله بود و مخازن اصلی (تربیلا، منگلا و چشمه) تا سقف ۱۳.۲ میلیون جریبفوت پر شدند، سازمان آبیاری سند (IRSA) همچنان یک کمبود ۸ درصدی را برای فصل ربیع اعلام کرد . این تناقض آشکار نشان میدهد که مشکل اصلی پاکستان نبود آب کافی در منبع نیست، بلکه ناتوانی در هدایت آب به مزارع و کشاورزان است.
تلفات فاحش ، حدود نیمی از آب هرگز به مزرعه نمیرسد
یکی از تکاندهندهترین حقایق در مورد سیستم آبیاری پاکستان، میزان تلفات عظیم آب در مسیر انتقال از سدها تا مزارع است. مطالعات میدانی و تحقیقات تجربی حوضه سند نشان میدهد که حدود نیمی از آب رها شده از سرریز کانالهای اصلی هرگز به گیاه نمیرسد . این تلفات در سطوح مختلف شبکه رخ میدهد: نشت از کانالهای قدیمی و فرسوده، تبخیر از سطح آب در کانالهای روباز در دمای بالای ۴۰ درجه، نفوذ عمقی به لایههای زیرزمینی خارج از دسترس ریشه گیاه، و دزدی آب توسط کشاورزان بالادست. بر اساس گزارش کمیته سنا پاکستان در فوریه ۲۰۲۶، ساختوسازهای غیرمجاز بر روی آبراهههای طبیعی و کانالها، جریان آب را مسدود کرده و تابآوری ملی در برابر سیل و خشکسالی را به شدت تضعیف کرده است . دولت نخستوزیر شهباز شریف اعلام کرده است که بهبود کانالها میتواند ۳۳ درصد از این تلفات را کاهش دهد ، اما تحقق این هدف نیازمند سرمایهگذاری عظیم و اراده سیاسی قوی است. رود سند سالانه حدود ۱۴۰ میلیون جریبفوت آب به همراه دارد، اما حدود نیمی از این حجم عظیم از طریق نشت، شوری، انحرافات غیرقانونی و شیوههای بد آبیاری تلف میشود .
ابهام تاریخی ، سهمبندی سیاسی به جای هیدرولوژیک
موافقتنامه تقسیم آب سال ۱۹۹۱ (Water Apportionment Accord 1991) به عنوان یک مکانیسم الزامآور مبتنی بر قواعد برای تخصیص جریانهای سطحی بین استانهای پاکستان طراحی شده است. اما در عمل، تخصیص آب ماهیتاً سیاسی باقی مانده است و نه هیدرولوژیک . سیستمهای تلهمتری (سنجش از دور) که برای شفافیت توزیع آب ضروری هستند، همچنان مورد مناقشه هستند از کار افتادهاند. هنگامی که پنجاب و سند بر سر سهم آب اختلاف نظر دارند، سازمان آبیاری سند (IRSA) نمیتواند موضوع را با تأیید لحظهای حل کند؛ بلکه آن را با رأی حل میکند . این بدان معناست که یک موضوع فنی (میزان جریان آب در یک نقطه مشخص) با ابزارهای سیاسی (رأیگیری بین نمایندگان استانها) تصمیمگیری میشود. شکست اصلاحیه قانون IRSA در سال ۲۰۲۴ (IRSA Amendment Ordinance) این فلج سیاسی را به خوبی نشان میدهد. این پیشنهاد با هدف معرفی چارچوب ملی برای تنظیم استخراج آب زیرزمینی، همسو با رویه جهانی و پشتیبانی شده توسط شواهد علمی، ارائه شد. اما نه به این دلیل که علم هیدرولوژی مورد مناقشه بود، بلکه به دلیل مقاومت استانها در برابر از دست دادن کنترل اختیاری خود، شکست خورد .
فرسودگی و شوری ، یک بحران خاموش در زیر سطح
در حالی که بحران آب سطحی بیشتر قابل مشاهده است، تخریب خاک در اثر غرقابی و شوری (Waterlogging & Salinity) یک فاجعه خاموش و تدریجی است که به طور سیستماتیک بهرهوری اراضی کشاورزی پاکستان را کاهش میدهد. تحقیقات دانشگاهی اخیر (آوریل ۲۰۲۶) نشان میدهد که آبیاری گسترده کانال، همراه با توپوگرافی مسطح، تغذیه مانسون، و مدیریت ناکارآمد آب، تعادل آب زیرزمینی را مختل کرده و منجر به سطوح آب زیرزمینی کم عمق پایدار و تخریب گسترده زمین شده است . در حال حاضر، تقریباً یکسوم از مناطق آبی تحت تأثیر اعماق آب زیرزمینی کمتر از ۳ متر قرار دارد که این وضعیت باعث غرقابی و تجمع نمک در لایه سطحی خاک میشود. علیرغم مداخلات بزرگ مقیاس تاریخی، از جمله ۶۱ پروژه کنترل شوری و احیای زمین (SCARP) و سیستمهای تخلیه اصلی، عملکرد بلندمدت به دلیل تکهتکه بودن حکمرانی، نگهداری و عملیات ناکافی، و دفع مشکلآفرین پساب، محدود شده است. در سند علیا (بالای سند)، تقریباً نیمی از زمینهای آبی تحت تأثیر غرقابی و شوری قرار دارد که بهرهوری را به طور پیوسته کاهش میدهد . حوضه سند به طور قانعکننده نشان میدهد که گذار از راهحلهای متمرکز بر زیرساخت به سمت حکمرانی یکپارچه آب و زمین و مدیریت تطبیقی ضروری است .
آب زیرزمینی ، بالشتک فرسوده که نیمی از کشاورزی را نجات میدهد
آب زیرزمینی مدتهاست که به عنوان بالشتک خاموش کشور عمل میکند و نارساییهای کانالهای غیرقابل اعتماد را جبران میکند. امروزه، آب زیرزمینی بیش از نیمی از کشاورزی آبی پاکستان را حفظ میکند که از حدود ۱.۴ میلیون توبول (چاه برقی) خصوصی پمپاژ میشود . با این حال، این بالشتک به سرعت در حال فرسایش است. تحقیقات آب زیرزمینی بررسی شده توسط همتایان نشان میدهد که پمپاژ ۱,۰۰۰ متر مکعب از یک توبول کم عمق حدود ۴,۲۲۵ روپیه هزینه دارد. برای کشاورزان خردهپا، این افزایش سه برابری هزینه در طول سالها، سودآوری را از بین میبرد. مدلسازی مطالعه موردی در رچنا دوآب نشان میدهد که کشاورزی چقدر به عمق آب زیرزمینی حساس است: هنگامی که سطح آب از حدود ۶ متر به بیش از ۲۰ متر کاهش مییابد، هزینههای پمپاژ بیش از سه برابر افزایش مییابد . با وجود این واقعیت که آب زیرزمینی بیشتر کشاورزی پاکستان را حفظ میکند، تقریباً به طور کامل بدون تنظیم باقی مانده است . پاکستان با تناقضی مواجه است: یکی از بزرگترین استخراجکنندگان آب زیرزمینی در جهان، اما بدون محدودیتهای قابل اجرای بازده ایمن، بدون حسابداری سطح آبخوان، و بدون هیچ مکانیسم نهادی که استفاده از آب زیرزمینی را به برنامهریزی کشاورزی مرتبط کند. این شکست عمدتاً یک شکست حکمرانی است.
تناقض الگوی کشت ، گسترش محصولات آببر در بحران خشکسالی
در حالی که پاکستان با کاهش شدید دسترسی به آب مواجه است، الگوی کشت آن به طرز متناقضی در جهت مخالف حرکت میکند. پنبه به طور پیوسته نه تنها با نیشکر و برنج، که اغلب در همان مناطقی که سفرههای آب زیرزمینی سریعترین کاهش را دارند، جایگزین شده است . پیامدهای هیدرولوژیکی این تغییر فاجعهبار است. نیشکر بین ۵,۹۰۰ تا ۱۱,۱۳۰ متر مکعب در هر جریب مصرف میکند. برنج معمولاً به ۳,۲۴۰ تا ۶,۰۷۰ متر مکعب در هر جریب نیاز دارد. هر دو به طور چشمگیری بالاتر از نیاز پنبه یعنی ۱,۶۲۰ تا ۲,۸۳۰ متر مکعب در هر جریب هستند. برای کشاورزان، نیشکر و برنج خریداران قابل پیشبینی، تضمین تدارکات، و پشتیبانی سیاسی ارائه میدهند. اما از نظر هیدرولوژیکی، این تغییر خودشکن است. پاکستان پرمصرفترین محصولات خود را دقیقاً در لحظهای که جریانهای سطحی غیرقابل اعتماد هستند و استخراج آب زیرزمینی به طور غیرقابل تحملی پرهزینه میشود، گسترش میدهد. این کشور را در یک معادله غیرممکن قفل میکند: کاهش دسترسی به آب همراه با افزایش تقاضای آب. نخستوزیر شریف به درستی هشدار داده است که کشور باید از محصولات آببر در مناطق کم آب فاصله بگیرد ، اما اجرای این سیاست با مقاومت شدید لابیهای قدرتمند کشاورزی مواجه است.
تله قیمتگذاری ، یارانه انرژی که هدررفت آب را تشویق میکند
یکی از عمیقترین موانع اصلاح سیستم آبیاری پاکستان، ساختار قیمتگذاری انرژی است که به طور متناقضی هدررفت آب را تشویق میکند. یارانههای سنگین برق و سوخت برای پمپاژ آب از چاهها، انگیزه اقتصادی برای صرفهجویی در مصرف آب را از بین برده است . زمانی که استخراج آب زیرزمینی ارزان باشد، کشاورزان انگیزه کمی برای سرمایهگذاری در سیستمهای آبیاری کارآمد مانند آبیاری قطرهای یا بارانی دارند. به گفته تحلیلگران، پاکستان در حال یارانه دادن به اسراف است، نه پایداری . اصلاحات رادیکال قیمتگذاری آب و برخورد قاطع با هیدرانتهای غیرقانونی برای دستیابی به اهداف توسعه پایدار در حوزه آب ضروری است. دولت پاکستان برنامه تجهیز حدود ۲۳۰,۰۰۰ چاه کشاورزی برقی و نزدیک به ۲۰۰,۰۰۰ چاه دیزلی به پنلهای خورشیدی را در دست اجرا دارد که میتواند هزینههای انرژی را کاهش دهد، اما اگر با سیاستهای تنظیم برداشت همراه نباشد، ممکن است استخراج آب زیرزمینی را تشدید کند. تجربه جهانی نشان میدهد که انرژی ارزان بدون تنظیم برداشت، فاجعه آب زیرزمینی را تسریع میکند.
حاکمیت تکهتکه ، سیلوهای نهادی و هماهنگی صفر
سیستم آبیاری پاکستان از تکهتکه شدن شدید نهادی رنج میبرد. سازمان آب و برق پاکستان (WAPDA)، سازمان آبیاری سند (IRSA)، ادارات استانی، و نهادهای دیگر در سیلوهای اطلاعاتی کار میکنند و به ندرت دادهها را به اشتراک میگذارند یا اهداف خود را همسو میکنند . کمیته سنا پاکستان در فوریه ۲۰۲۶ به صراحت اعلام کرد که بحران آب پاکستان یک بحران حکمرانی است، نه فقط کمبود منابع . این رویکرد تکهتکه، کشور را واکنشی نگه میدارد، نه فعال، در مدیریت بحرانهای آبی. در وزارت منابع آب، ۱۵ از ۳۳ پست مصوب در حال حاضر خالی است . کمیته این کمبود کارکنان را یک “ضعف ساختاری” توصیف کرد که نظارت و اجرای مؤثر را مختل میکند. این خلأ نهادی به این معناست که حتی زمانی که راهحلهای فنی (مانند تلهمتری، سیستمهای هشدار زودهنگام، و مدلهای تخصیص آب) در دسترس هستند، هیچ نهادی با ظرفیت کافی برای اجرای آنها وجود ندارد. تجربه بینالمللی، به ویژه از حوضه مکونگ، نشان میدهد که تابآوری اقلیمی با دادههای مشترک و قابل اعتماد آغاز میشود، اما پاکستان هنوز این درس را یاد نگرفته است .
تغییرات اقلیمی ، شتابدهنده بحرانهای موجود
تغییرات اقلیمی بحرانهای موجود سیستم آبیاری پاکستان را تشدید کرده است. ذوب سریع یخچالهای طبیعی در کوهستانهای قراقروم و هیمالیا، الگوهای جریان رودخانهها را تغییر داده و عدم قطعیت را افزایش داده است. مانسون ۲۰۲۵ یک هشدار بود: بارندگی شدید باعث سیل در شمال و گرمای مرگبار در جنوب شد . برآوردها نشان میدهد که تخلیه آب رود سند ممکن است تا سال ۲۰۵۰ تا ۲۰ درصد کاهش یابد . با این حال، پاکستان با رودخانهای که به طور اساسی تغییر کرده است، با نهادهایی که به سختی تغییر کردهاند، مدیریت میشود. سدها و سرریزها هنوز با استفاده از کتابچههای راهنمای دههها پیش که برای یک رژیم هیدرولوژیک پایدار نوشته شده بودند، اداره میشوند . فصلهای کشت هنوز طوری برنامهریزی میشوند که گویی مانسونها از الگوهای قابل پیشبینی پیروی میکنند. تجاوز به دشتهای سیلابی بدون کنترل ادامه دارد. در یک پارادوکس تلخ، پس از مانسون ۲۰۲۵ که مخازن را پر کرد، دولت هنوز هم مجبور به اعلام کمبود برای فصل ربیع شد . تغییرات اقلیمی این آسیبپذیریها را ایجاد نکرده است، بلکه به سادگی آنها را تقویت میکند. حوضه سند در حال اتمام آب نیست، بلکه در حال اتمام تابآوری است.
تله فناوری ، تله متری و انقلاب دادههای از دست رفته
در حالی که جهان به سمت کشاورزی هوشمند و مبتنی بر داده حرکت میکند، پاکستان همچنان به روشهای دستی و سنتی برای اندازهگیری و تخصیص آب متکی است. تلهمتری (سنجش از دور) برای نظارت بر جریان آب در کانالها، که سنگ بنای شفافیت و توزیع عادلانه است، همچنان مورد مناقشه سیاسی است یا به سادگی از کار افتاده است . هنگامی که استانها بر سر ارقام اختلاف نظر دارند، هیچ راهی برای تأیید لحظهای جریان واقعی وجود ندارد. در مقابل، حوضه مکونگ (در آسیای جنوب شرقی) با موفقیت سیستمهای تلهمتری بلادرنگ، نظارت ماهوارهای، داشبوردهای دسترسی آزاد، و تحقیقات فنی مشترک را پیادهسازی کرده است که به دولتها اجازه میدهد با شواهد مذاکره کنند، نه با سوء ظن . پاکستان همچنین سیستم مدیریت خشکسالی (PakDMS) را با همکاری مؤسسه بینالمللی مدیریت آب (IWMI) توسعه داده است که دادههای چند منبعی (الگوهای بارندگی، نوسانات دما، رطوبت خاک) را برای ارائه یک نمای کلی بلادرنگ از شرایط خشکسالی ادغام میکند . با این حال، این سیستم عمدتاً برای هشدار خشکسالی استفاده میشود، نه برای مدیریت روزمره توزیع آب آبیاری. شکاف بین پتانسیل فناوری و پیادهسازی عملی همچنان زیاد است.
زهکشی و شوری ، پروژههای عظیم با نگهداری صفر
در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، پاکستان یک سری پروژههای عظیم کنترل شوری و احیای زمین (SCARP) را با کمک بانک جهانی راهاندازی کرد تا با مشکل فزاینده غرقابی و شوری مقابله کند . این پروژهها شامل نصب هزاران توبول عمودی برای پایین آوردن سطح آب زیرزمینی و سیستمهای زهکشی افقی برای خارج کردن آب شور بود. در کوتاه مدت، این مداخلات مناطق قابل توجهی را احیا کرد. با این حال، عملکرد بلندمدت به دلیل تکهتکه بودن حکمرانی، عملیات و نگهداری ناکافی (O&M)، و دفع مشکلآفرین پساب (که اغلب به رودخانهها بازگردانده میشد و آب را برای پایین دست شورتر میکرد) محدود شده است . امروزه، بسیاری از توبولهای SCARP از کار افتاده اند یا به درستی نگهداری نمیشوند، و مشکل غرقابی و شوری بدتر از همیشه است. سند علیا (بالای سند) تقریباً نیمی از زمینهای آبی خود را به دلیل این مشکل از دست داده است . تجربه حوضه سند نشان میدهد که هیچ راه حل زیرساختمحور به تنهایی پایدار نیست. چیزی که لازم است گذار به سمت حکمرانی یکپارچه آب و زمین، نظارت بر عملکرد، و مدیریت تطبیقی است که در آن زیرساختها به درستی نگهداری و به روز شوند .
آب مجازی ، صادرات ثروت مایع
یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای سیستم آبیاری پاکستان، صادرات “آب مجازی” از طریق محصولات آببر است. برآوردها نشان میدهد که پاکستان سالانه حدود ۸.۱ میلیون جریبفوت آب مجازی را تنها از طریق صادرات برنج از کشور خارج میکند . در یک کشور کم آب، صادرات محصولاتی که برای تولید آنها به حجم عظیمی آب نیاز است، یک سیاست اقتصادی قابل سؤال است. هر کیلوگرم برنج صادراتی معادل هزاران لیتر آب است که برای همیشه از سیستم آبیاری پاکستان خارج میشود. محسن لغاری، وزیر اسبق آبیاری پنجاب، استدلال میکند که پاکستان باید از کشت محصولات آببر که رود سند دیگر نمیتواند از عهده آنها برآید، قاطعانه دور شود . با این حال، چنین تغییری مستلزم مقابله با منافع اقتصادی قدرتمندی است که از وضع موجود سود میبرند. دولت میتواند با ارائه مشوقهای اقتصادی برای کشت محصولات کم آببر مانند حبوبات، دانههای روغنی، و باغداری، کشاورزان را به سمت تغییر الگوی کشت هدایت کند، اما این کار نیازمند بازنگری اساسی در سیاستهای یارانه، بازاریابی و تجارت است.
راه پیش رو ، اصلاح حکمرانی، نه فقط لولهها
آینده سیستم آبیاری پاکستان نه در حفر سدهای بیشتر یا نصب لولههای بیشتر، بلکه در اصلاح اساسی حکمرانی آب نهفته است. کارشناسان چهار رکن اصلی را برای تحول این بخش شناسایی کردهاند. نخست، شفافیت بلادرنگ در سراسر حوضه: تلهمتری که به درستی کار کند، اندازهگیری جریان خودکار، نظارت ماهوارهای بر محصولات، و داشبوردهای باز که اطلاعات را غیرسیاسی میکنند . دوم، تنظیم آب زیرزمینی از طریق آستانههای بازده ایمن، صدور مجوز برای توبولهای پرمصرف در آبخوانهای تحت تنش، و ادغام برنامهریزی آب سطحی و زیرزمینی. سوم، برنامهریزی پاسخگو به اقلیم، که در آن تخصیصها، عملیات مخازن، و تصمیمات کشت توسط پیشبینیهای اقلیمی هدایت میشوند، نه میانگینهای تاریخی. چهارم، قابل اندازهگیری کردن عملکرد استانی، به طوری که کارایی، بهرهوری، و انطباق – نه چانهزنی سیاسی – تصمیمات آب را هدایت کنند . سیل ۲۰۲۲ و مانسون ۲۰۲۵ زنگ هشدار را به صدا درآوردهاند. حوضه مکونگ از دیرباز تشخیص داده است که تابآوری اقلیمی از جایی آغاز میشود که سیاست به پایان میرسد – با نهادها، دادهها، و کارایی . پاکستان هنوز فرصت یادگیری این درس را دارد، اما پنجره در حال بسته شدن است. انتخاب پیش روی پاکستان بین استانها یا بین سدها و کانالها نیست. این انتخاب بین اصلاح حکمرانی و فروپاشی اقلیمی است. تغییرات اقلیمی سند را تغییر داده است. زمان آن فرا رسیده که پاکستان با آن تغییر کند .

