نگین مدرن پایتخت پاکستان
در شمالغربیترین نقطهی شهر اسلامآباد، درست در پای «تپههای مارگلا» و در آغوش کوههایی که پیشانی هیمالیا را نوازش میدهند، بنایی از جنس مرمر سفید و سیمان سر بر آسمان کشیده است که یادآور خیمهی بیابانی و در عین حال، تجسمگر بلندپروازیهای یک ملت جوان است. «مسجد فیصل» که با عنوان «مسجد شاه فیصل» و «مسجد ملی پاکستان» نیز شناخته میشود، نه تنها بزرگترین مسجد کشور پاکستان، بلکه یکی از بزرگترین و مشهورترین مساجد جهان اسلام به شمار میرود و از سال ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۳ میلادی، عنوان بزرگترین مسجد جهان را از آن خود کرده بود. این بنای شگفتانگیز که با الهام از چادرهای عشایر بادیهنشین عرب طراحی شده، امروزه به یکی از شناختهشدهترین نمادهای معماری مدرن اسلامی و مهمترین جاذبهی گردشگری پایتخت پاکستان تبدیل شده است؛ جایی که هر ساله صدها هزار نماز گزار و مسافر از چهار گوشهی جهان برای تماشای این شاهکار بینظیر به دامنهی مارگلا میآیند. بر خلاف بسیاری از مساجد تاریخی شبهقاره که با گنبدهای پیازیشکل و منارههای استوانهای خود شناخته میشوند، مسجد فیصل با گسست از سنتهای دیرین و روی آوردن به زبانی نوین و جهانی، تحولی شگرف در معماری معاصر اسلام پدید آورد و نام خود را به عنوان یکی از تأثیرگذارترین آثار معماری سدهی بیستم در تاریخ ثبت کرد.
زادهی یک دیدار تاریخی
داستان ساخت این مسجد عظیم، به سال ۱۹۶۶ میلادی بازمیگردد، زمانی که «شاه فیصل بن عبدالعزیز آل سعود»، پادشاه وقت عربستان سعودی، برای سفری رسمی به پاکستان آمد و به گرمی از سوی مردم این کشور جوان و مسلمان مورد استقبال قرار گرفت. در جریان همین سفر تاریخی، ایدهی ساخت مسجدی بزرگ و باشکوه در پایتخت نوپای اسلامآباد شکل گرفت که هم شایستهی جایگاه پاکستان به عنوان یک جمهوری اسلامی باشد و هم پیوندهای دیرینه و ناگسستنی دو کشور برادر را برای همیشه به تصویر بکشد. پادشاه عربستان که از مهماننوازی پاکستانیها تحت تأثیر قرار گرفته بود، قول مساعدت مالی برای ساخت چنین بنایی را داد و بدین ترتیب، پایههای یکی از بزرگترین پروژههای معماری جهان اسلام در نیمهی دوم سدهی بیستم ریخته شد. پس از این دیدار، دولت پاکستان با جدیت تمام، برنامهریزی برای ساخت مسجد ملی را آغاز کرد و در سال ۱۹۶۹، گامی بزرگ و سرنوشتساز در این راه برداشت، گامی که قرار بود ماهیت معماری مساجد را در شبهقاره برای همیشه دگرگون سازد. در حقیقت، این مسجد نه تنها هدیهای از یک پادشاه عرب به یک ملت مسلمان، بلکه نمادی از ارادهی جمعی دو کشور برای پیوند اسلام و مدرنیته در قالب سنگی فیزیکی بود.
رقابتی جهانی و پیروزی یک معمار ترک
برای انتخاب طرح این مسجد عظیم و بیهمتا، دولت پاکستان در سال ۱۹۶۹ میلادی مسابقهای بینالمللی و محدود برگزار کرد که تنها معماران مسلمان از سراسر جهان حق شرکت در آن را داشتند. در این رقابت بزرگ و نفسگیر، ۴۳ معمار از ۱۷ کشور جهان، طرحها و ایدههای خود را برای ساخت بزرگترین مسجد پاکستان به رقابت گذاشتند و امید داشتند که نامشان برای همیشه در تاریخ این سرزمین ثبت شود. هیئت داوران پس از چهار روز بررسی دقیق و موشکافانه، از میان این انبوه طرحها، طرح یک معمار ترک به نام «ودات دالوکای» را به عنوان برنده معرفی کرد؛ طرحی که جسورانه، متفاوت و سرشار از نمادگرایی بود و گویی از آینده سخن میگفت. دالوکای که در آن زمان بیش از هر چیز به عنوان شهردار آنکارا شناخته میشد، پیشتر نیز تجربهی طراحی چندین پروژهی ملی و بینالمللی را در کارنامهی خود داشت و طراحی مسجد «کوجاتپه» در آنکارا نیز از جمله آثار مشهور او بود که به دلیل جنجالهای محلی ساخته نشد؛ امّا نسخهای از همان طرح، بعدها الهامبخش اصلی برای مسجد فیصل شد. انتخاب طرح دالوکای، آغازی بود بر خلق اثری که امروزه به عنوان یکی از شاهکارهای بیبدیل معماری مدرن اسلامی در جهان شناخته میشود و نام معمار ترک را برای همیشه با پایتخت پاکستان پیوند زده است.
فلسفهی طراحی
فلسفهی حاکم بر طراحی مسجد فیصل، یکی از شگفتانگیزترین و عمیقترین مفاهیم در معماری معاصر است. دالوکای که از سنتهای رایج معماری مساجد با گنبدهای بزرگ و طاقهای بلند فاصله گرفته بود، ایدهی اصلی خود را در قالب «چادر بادیهنشینان عرب» بازتعریف کرد و بدین ترتیب، پلی میان سنت و مدرنیته زد. تأکید او بر بیابان و کوچنشینی، یادآور خاستگاه وحی و سادگی صدر اسلام بود، امّا نگاه عمیقتر دالوکای در چیزی فراتر از یک خیمهی عادی نهفته است. این معمار بزرگ در توضیح طرح خود میگوید که کوشیده است «روح، تناسب و هندسهی کعبه» را به شکلی انتزاعی و مدرن در این بنا مجسم سازد. به اعتقاد او، اگر نوک هر یک از چهار مناره را به انتهای منارهی مقابل وصل کنیم، یک مکعب نامرئی به دست میآید که همان کعبهی ذهنی اوست و مسجد در درون این مکعب مقدس جای گرفته است، به گونهای که منارهها زوایای کعبه را تداعی میکنند. این نگاه عمیق فلسفی، مسجد فیصل را نه فقط یک بنای فیزیکی، بلکه یک بیانیهی مفهومی از عشق به کعبه و هویت اسلامی تبدیل کرده است که هر ساله هزاران بیننده را مجذوب خود میسازد.
ساخت و ساز
ساخت مسجد فیصل سرانجام در سال ۱۹۷۶ میلادی و با نظارت شرکت «نشنال کانستراکشن لیمیتد» پاکستان و به رهبری «عظیم خان» آغاز شد. به دلیل ترور نابهنگام شاه فیصل در مارس ۱۹۷۵، پادشاه عربستان نتوانست مراسم سنگگذاری بنایی را که نام خود را بر آن نهاده بود، انجام دهد؛ از این رو، «شاه خالد بن عبدالعزیز»، جانشین وی، در اکتبر سال ۱۹۷۶ سنگ بنای مسجد را در مراسمی باشکوه و نمادین گذاشت و پس از آن، در سال ۱۹۷۸، موافقتنامهی نهایی ساخت پروژه به امضا رسید. ساخت این بنای عظیم نزدیک به ده سال به طول انجامید و سرانجام در سال ۱۹۸۶ میلادی به پایان رسید. هزینهی نهایی ساخت مسجد افزون بر ۱۲۰ میلیون دلار آمریکا (معادل بیش از ۱۳۰ میلیون ریال سعودی در آن زمان) برآورد شده است که تماماً از سوی دولت عربستان سعودی تأمین گردید. اگر چه ساخت مسجد در سال ۱۹۸۶ به اتمام رسید، اما نخستین نماز جماعت در آن در تاریخ ۱۸ ژوئن ۱۹۸۸ برگزار شد. در مراسم افتتاحیه، مقامات ارشد دو کشور بار دیگر بر دوستی دیرینهی پاکستان و عربستان تأکید کردند و این مسجد را «نماد پیوند ناگسستنی دو ملت برادر مسلمان» خواندند.
ابعاد فنی و ظرفیت
مسجد فیصل از نظر ابعاد فیزیکی، یکی از عظیمترین مساجد جهان به شمار میرود و اعداد و ارقام مربوط به آن، گواهی بر شکوه و عظمت بینظیرش است. کل مجموعهی مسجد در زمینی به مساحت ۱۳۰ هزار متر مربع گسترده شده است که معادل حدود ۱۳ هکتار است و این سازهی عظیم، خود برنزدیک به ۵ هزار متر مربع از این زمین گسترده شده است. اما شگفتانگیزترین نکته در مورد این مسجد، گنجایش شگرف آن است. نمازخانهی اصلی (صحن هشتضلعی) به تنهایی فضایی برای ۱۰ هزار نمازگزار دارد، رواقهای اطراف نیز ۲۴ هزار نفر را در خود جای میدهند، و حیاط وسیع مسجد نیز حتی تا ۴۰ هزار نفر و در برخی حسابها تا ۲۵۰ هزار نفر ظرفیت اضافی فراهم میکند. اما جالب آن است که زمینهای وسیع اطراف مسجد نیز در مراسم و مناسبتهای خاص مذهبی، گنجایش جذب حداکثری ۳۰۰ هزار نمازگزار را در یک زمان دارند. چهار منارهی مسجد فیصل نیز با ارتفاع ۹۰ متر ، نه تنها بلندترین منارههای جنوب آسیا هستند، بلکه به عنوان نگهبانانی استوار و سربهفلککشیده، همچون چراغهای راهنما، مسیر هر عابری را به سمت این بنای نورانی هدایت میکنند.
معماری بیگنبد
بر خلاف اکثر مساجد تاریخی و سنتی جهان اسلام که گنبدها و طاقهای پیاپی مهمترین وجه تمایز آنهاست، «مسجد فیصل» بدون هیچ گنبدی ساخته شده است و این یکی از برجستهترین و بحثبرانگیزترین ویژگیهای معماری آن به شمار میرود. سازهی اصلی مسجد، یک پوستهی بتنی هشتوجهی است که با الهام از چادرهای بادیهنشینان عرب طراحی شده و به صورت یک هرم هشتوجهیوار با دیوارهایی شیبدار ساخته شده است. بلندای این سازه از کف تا نوک آن به ۴۰ متر میرسد و وزن عظیم آن توسط چهار تیر بزرگ بتنی واقع در چهار گوشهی ساختمان تحمل میشود. نمازخانهی اصلی که به صورت مثلثشکل طراحی شده و گنجایش ۱۰ هزار نمازگزار را دارد، در درون این پوستهی هشتوجهی جای گرفته است. این طراحی نوآورانه و بیسابقه، از سویی یادآور سادگی و بیپیرایگی عبادت در صدر اسلام و از سوی دیگر، بازتابی از گرایشهای مدرنیستی در معماری سدهی بیستم است. ورودی اصلی مسجد از ضلع شرقی (مشرف به شهر) است و به حیاطی کشیده و زیبا منتهی میشود که نقش وضوخانه و فضای استراحت نمازگزاران را دارد.
منارههای استوار
چهار منارهی رفیع و استوار که در چهار گوشهی مسجد فیصل قد علم کردهاند، بیشک یکی از چشمگیرترین و به یادماندنیترین عناصر معماری این بنا هستند. این منارهها که ارتفاع هر یک ۹۰ متر است، نه تنها از هر نقطهی شهر اسلامآباد قابل مشاهده هستند، بلکه در فهرست بلندترین منارههای جهان و بلندترین منارههای جنوب آسیا نیز جای دارند. برخلاف منارههای استوانهای بسیاری از مساجد شبهقاره که پلانی دایرهای دارند، منارههای مسجد فیصل طرحی هشتضلعی، باریک و نوکتیر دارند که به وضوح از سنت معماری ترکی الهام گرفته شده است. این منارهها بر پایههایی مربعشکل ساخته شدهاند که از برخورد دو صافهندسی با یکدیگر به وجود آمده و ظرافت و استحکام را یکجا به نمایش میگذارند. در مقیاس، هر چهار مناره با تناسبات هندسی دقیق و جذابی ساخته شدهاند تا از فاصلهی دور، همچون چهار نیزهی غولآسا در پاسداری از حریم قدس مسجد، دیده شوند. در شب، نورافکنهای قدرتمندی که از پایین به بدنهی این استوانهها میتابند، آنها را به ستونهایی از نور تبدیل میکنند که در تاریکی، راهنمای هر رهگذری به سوی عبادتگاه است.
فضای داخلی
اگر نمای بیرونی مسجد فیصل ساده و یکدست به نظر میرسد، فضای داخلی آن گنجینهای از هنر و ظرافت است که هر بینندهای را به تحسین وا میدارد. سطح داخلی نمازخانهی عظیم با «مرمر سفید تاسوس» از یونان پوشیده شده که در عین سادگی، جلوهای پاک و روحانی به فضا بخشیده است. دیوارهای داخلی نیز با موزاییکهای زیبا و خطاطیهای نفیس تزئین شدهاند که کار هنرمند مشهور پاکستانی، «صادقین» است. کتیبههایی که بر روی دیوارهای غربی به خط کوفی نوشته شدهاند، شامل جملهی مبارک «لا اله الا الله» هستند که به صورت آینهای و متقارن تکرار شدهاند و زیبایی بصری منحصر به فردی خلق کردهاند. اما شاخصترین و درخشانترین عنصر داخلی مسجد، «لوستر ترکی» عظیمی است که در مرکز سقف نمازخانه آویزان شده است. این لوستر بزرگ و چندطبقه که از کریستال و برنز ساخته شده، جلوهای باشکوه به فضای داخلی بخشیده و تداعیگر مساجد تاریخی استانبول است. همچنین، دیوار قبله با کاشیهای سفید و آبی و نقوش خطاطی مزین شده که توسط هنرمند برجستهی ترکی، «مِنگو ارتل» ، طراحی گردیده است و ترکیبی از هنر دو ملت برادر، ترکیه و پاکستان، را در دل پایتخت این کشور به نمایش گذاشته است.
ریشههای فرهنگی و مذهبی
مسجد فیصل فراتر از یک بنای فیزیکی و کارکرد عبادی، تجسم عینی «اتحاد و هویت اسلامی» در دوران معاصر است. طراحی چادرگونهی آن که از چادر عشایر عرب الهام گرفته شده، بیانی نمادین از «روح کوچنشینی و سادگی» است که پیامبر اسلام (ص) و اصحاب ایشان در صدر اسلام داشتند. از سوی دیگر، فلسفهی «کعبهپیروی» معمار ترک، نشاندهندهی باور عمیق دالوکای به وحدت مسلمانان در زیر یک قبله است. اضافه شدن المانهای معماری ترکی (منارههای باریک) و هنر پاکستانی (خطاطی و کاشیکاری) در کنار یکدیگر، به معنای واقعی کلمه، شکوه و غنای تمدن اسلامی را در یک قاب واحد به نمایش میگذارد. این تلفیق هنری، که ریشه در باور مشترک به خدا، پیامبر و قرآن دارد، نشاندهندهی آن است که اسلام نه تنها یک دین که یک فرهنگ زنده و پویا و فرامرز است که میتواند از دل معماری مدرن نیز سخن بگوید. در حقیقت، مسجد فیصل به نمادی از «امید و آرزوی ملت پاکستان» برای قرار گرفتن در زمرهی کشورهای پیشرو جهان اسلام تبدیل شده است و همواره در سخنرانیها و اسناد رسمی، به عنوان «مظهر عزت و استقلال اسلام در عصر مدرن» از آن یاد میشود.
فضای اطراف
موقعیت ممتاز مسجد فیصل در دامنهی شرقی «رشتهکوههای مارگلا» و در پارک ملی مارگلا ، نه تنها منظرهای بدیع و چشمگیر به این بنای مقدس بخشیده است، بلکه بر عظمت و شکوه آن نیز افزوده است. از این بلندا، مسجد بر تمام بناهای شهر اسلامآباد اشراف دارد و در مقابل، رشتهکوههای سرسبز ، همچون دیواری حفاظتی، پشت این بنا قد علم کردهاند و تضاد سفید مرمر با سبزی تپهها، جلوهای به غایت چشمنواز و بینظیر خلق کرده است. در محدودهی اطراف مسجد، امکانات رفاهی متعددی از جمله کتابخانهی تخصصی با مجموعهای غنی از منابع اسلامی، موزهی کوچک با آثاری از هنر و تاریخ اسلام، سالن همایش برای برگزاری سمینارها و سخنرانیهای علمی و حتی کافهای کوچک برای پذیرایی از بازدیدکنندگان تعبیه شده است. در بخشی ازفضای اطراف مسجد، آرامگاه «محمد ضیاءالحق» است که از سال ۱۹۸۸ تا زمان مرگش در یک سانحهی هوایی در سال ۱۹۸۸، رئیسجمهور پاکستان بود ، قرار دارد .
مسجد فیصل؛ نماد اسلام مدرن و جاودانگی هنر
در پایان این سیر و سفر در زوایای گوناگون مسجد فیصل اسلامآباد، به زیبایی میتوان دریافت که این بنای با شکوه، نه یک مسجد معمولی، بلکه پایانبندی هنر معاصر اسلامی و سرآغازی بر تحولی شگرف در نگرش به معماری عبادتگاههای مسلمانان در جهان است. مسجدی که بیآنکه از گنبد و طاقهای سنتی بهره ببرد، توانست به یکی از مشهورترین و پربازدیدترین مساجد جهان اسلام تبدیل شود و نام پاکستان را بر تارک هنر و فرهنگ جهان بنشاند. مسجد فیصل پلی است میان سنت و مدرنیته، میان بیابانهای عربستان و کوههای هیمالیا، و میان قلب ایمانآوران ترکیه و هنرمندان خطاط پاکستان. هر مسافر ایرانی که به اسلامآباد پا میگذارد و از این مسجد دیدن میکند، بیاختیار به یاد پیوند عمیق میان ایران و پاکستان و نقش زبان فارسی به عنوان زبان دوم جهان اسلام میافتد و سنگینی و عظمت این بنای مرمرین را در جان خود لمس میکند. مسجد فیصل، در یک کلام، «تندیس جاودانگی ایمان در قالب بتن و مرمر» است و به همین دلیل، تا همیشه تاریخ، از هر فراز و فرودی بیبهره، نماد و مظهر زیبایی و عظمت اسلام و مسلمانی در پاکستان و جهان باقیخواهد ماند.

