نگاه نو
اخبار روزعمومی

پنجاه درصد نفت اسرائیل از سوی رژیم پهلوی تأمین می‌شد

اسناد سری و محرمانه لانه جاسوسی آمریکا در تهران فاش می‌کند که رژیم پهلوی نه تنها رژیم صهیونیستی را پیش از بسیاری از کشورهای منطقه به‌رسمیت شناخت، بلکه با تأمین بخش عمده نفت مورد نیاز اسرائیل، نقشی کلیدی در استمرار حیات این رژیم ایفا کرد. در مقابل، روحانیت مبارز به رهبری آیت‌الله کاشانی و فداییان اسلام، نخستین قیام مردمی علیه اسرائیل را در ایران شکل دادند.

اسناد منتشرشده از لانه جاسوسی آمریکا نشان می‌دهد که روابط پنهان و راهبردی میان محمدرضا پهلوی و رژیم اسرائیل، فراتر از شناسایی دیپلماتیک بوده و به غارت گسترده منابع نفتی، سرمایه‌های ملی و حتی میراث فرهنگی ایران انجامیده است.

دولت جعلی اسرائیل در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۷ (۱۴ مه ۱۹۴۸) تأسیس شد. رژیم شاه ۲۰ ماه بعد، در ۱۵ اسفند ۱۳۲۸ (۶ مارس ۱۹۵۰)، این دولت را به صورت «دوفاکتو» (شناسایی محدود و مشروط) به رسمیت شناخت. محمد ساعد مراغه‌ای، نخست‌وزیر وقت ایران، با انتشار بیانیه‌ای در ۲۳ اسفند ۱۳۲۸، این شناسایی را اعلام کرد و تلویحاً تأیید نمود که این اقدام با صلاحدید و تأکید دولت آمریکا صورت گرفته است.

انتشار این خبر، موجی از انتقاد کشورهای عربی را برانگیخت. مطبوعات عرب، محمد ساعد را متهم به دریافت پول در ازای شناسایی اسرائیل کردند و نسبت به تبدیل شناسایی دوفاکتو به «دوژور» (شناسایی نامحدود) هشدار دادند.

در همان سال ۱۳۲۷، مردم مسلمان ایران به رهبری آیت‌الله کاشانی، نخستین ملتی بودند که علیه تشکیل دولت اسرائیل اجتماعات عظیم برپا کردند. پس از سخنرانی کاشانی، هزاران نفر برای جنگ با صهیونیست‌ها آماده عزیمت به فلسطین شدند. فداییان اسلام به رهبری شهید نواب صفوی نیز بیانیه‌ای در مخالفت با اسرائیل صادر کردند.

هرچند دولت مصدق در ۱۶ تیر ۱۳۳۰ تصمیم به تعطیلی کنسولگری ایران در بیت‌المقدس گرفت (که اعراب آن را پس گرفتن شناسایی دوفاکتو تلقی کردند)، اما دولت‌های بعدی به صدارت فراماسون‌های مشهوری مانند هژیر و ساعد، سعی در مقابله با این مقاومت مردمی داشتند. تبعید آیت‌الله کاشانی و اعدام نواب و یارانش، نتوانست آتش مبارزات ضدصهیونیستی را خاموش کند.

غارت نفت ایران توسط صهیونیست‌ها؛ بر اساس اسناد لانه جاسوسی

برخلاف مواضع علنی، مناسبات مخفی ایران و اسرائیل نه تنها ادامه یافت، بلکه در اواخر دهه پنجاه میلادی به «اتحاد استراتژیک» بر اساس دکترین «پیرامونی» بن‌گوریون تبدیل شد و تا سقوط پهلوی در بهمن ۱۳۵۷ ادامه داشت.

اسناد سری و محرمانه لانه جاسوسی آمریکا نشان می‌دهد:

  • شرکت ملی نفت ایران به طور منظم از طریق نفتکش‌هایی با پرچم لیبریا، نفت را به بندر ایلات در اسرائیل منتقل می‌کرد.
  • بر طبق این اسناد، حداقل ۷۵ درصد مصرف داخلی نفت اسرائیل (یعنی حدود ۱۵۰ هزار بشکه در روز) به وسیله ایران تأمین می‌شد.
  • در سندی دیگر مربوط به مارس ۱۹۷۰ (اسفند ۱۳۴۸) تأیید شده که «سه‌چهارم نفت خطوط لوله اسرائیل، یعنی ۱۷۰ هزار بشکه در روز از جانب ایران شاهنشاهی تأمین می‌شود.»
  • منابع خارجی نیز تصریح کرده‌اند: «شاه ۵۰ درصد نفت مورد نیاز اسرائیل را تأمین می‌کرد.»

شاه هرگز جرأت علنی کردن این معاملات را نداشت و از پرچم کشورهای ثالث استفاده می‌نمود.

ثروت‌های ایران در دست صهیونیست‌ها و خروج سرمایه

سند ساواک به تاریخ ۱۱ خرداد ۱۳۴۹ حکایت می‌کند: «دولت اسرائیل فعالیت دامنه‌داری را برای انتقال سرمایه ایرانیان یهودی به این کشور آغاز کرده است. سرمایه‌های ایرانیان یهودی از طریق بانک‌های سوئیس، آمریکا و انگلستان و بنگاه‌های صرافی در ایران به اسرائیل منتقل می‌شوند.»

وزارت امورخارجه رژیم شاه نیز در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۹ از انتقال روزافزون ثروت ملی توسط یهودیان صهیونیست خبر داد. گزارش ساواک تأکید می‌کند: «سرمایه‌داران عمده ایران اکثراً یهودی می‌باشند. حتی گفته می‌شود اگر سرمایه‌داران یهودی، سرمایه نقدی خود را از بانک بازرگانی خارج نمایند، دولت ایران را از نظر مالی در مضیقه سختی می‌گذارند.»

تاراج میراث فرهنگی ایران به دست جاسوسان موساد

به گواهی اسناد، قاچاق اشیاء عتیقه و باستانی از ایران به اسرائیل در آن دوران امری متداول بود. یکی از سرکردگان این باندها، سرهنگ یعقوب نیمرودی، از بنیانگذاران شبکه‌های جاسوسی موساد در ایران و عراق بود.

روزنامه اسرائیلی «‌هاعولام» در تاریخ 27 اردیبهشت 1357 در مقاله‌ای با عنوان «یعقوب نیمرودی کارشناس مسائل مالی ایران، گردآورنده آثار باستانی و دوستدار گوسفند» نوشت:«… گنج واقعی در خانه آقای نیمرودی کلکسیون آثار باستانی و به‌ویژه ظروف سفالینی است که آنها به‌هنگام مأموریت خود در ایران خریداری کرده‌اند. (بخوانید به سرقت برده‌اند!) در این کلکسیون، ظروف سفالینی از املش (ناحیه‌ای در ایران) متعلق به 3000 سال قبل از میلاد و همچنین آثار باستانی دوره اسلامی وجود دارد. بدون شک خانه نیمرودی (در اسرائیل) یک مرکز فرهنگ و هنر اصیل ایرانی محسوب می‌شود…»!!

نیز در سندی از ساواک به نمایش عتیقه‌جات محسن فروغی (فراماسونر) در موزه اسرائیل اشاره شده که مجموعه‌ای از آثار دوران هخامنشی به سرقت رفته بوده است.

روابط پنهانی شاه و اسرائیل

شاه هیچ‌گاه سفارتخانه رسمی برای اسرائیل در ایران تعیین نکرد (مکانی که بعد از انقلاب به سفارت فلسطین تبدیل شد، هرگز تابلوی اسرائیل را نداشت). ملاقات شاه با سران اسرائیل مانند موشه دایان و گلدا مایر همواره با پنهان‌کاری و در فرودگاه مهرآباد و طی توقفی کوتاه انجام می‌گرفت و آنها جرأت توقف طولانی و علنی در ایران را نداشتند.

Leave a Comment