نگاه نو
اماکن شاخص

منار پاکستان ؛ ستون استوار ایمان و خود باوری

حماسه‌ای در دل باغ تاریخ

«منارِ پاکستان» به راستی که تنها یک بنای بلند و ساده در میان درختان نیست؛ او روایت‌گر شبی سرنوشت‌ساز و سپیده‌دیمی است که در آن جمعی از مسلمانان دلیر شبه‌قاره، زیر چتر آسمان پرستاره‌ی لاهور، آرزوی دیرینه‌ی خود را برای داشتن میهنی جداگانه فریاد زدند. این منار در دل «باغ اقبال» که روزگاری «باغ مینتو» نامیده می‌شد، خودنمایی می‌کند؛ همان جایی که در روزهای ۲۲ تا ۲۴ مارس سال ۱۹۴۰ میلادی، انجمن «همه‌ی هند مسلم لیگ» به رهبری «قائد اعظم محمد علی جناح» و با پشتیبانی فکری «علامه اقبال لاهوری» گرد هم آمدند تا «قطعنامه‌ی لاهور» را تصویب کنند. این قطعنامه، نخستین درخواست رسمی برای جدایی سرزمین مسلمانان از هند بود؛ درخواستی که بعدها به «قطعنامه‌ی پاکستان» شهرت یافت و مادر همه‌ی رویدادهای سرنوشت‌سازی شد که سرانجام به تولد کشوری مستقل انجامید. پس این منار، زاده‌ی همان لحظات تاریخی است؛ ستونی از سنگ و سیمان که خود را وقف یادآوری عزمی کرده که هیچ مانعی نتوانست در هم بشکند. هر بیننده‌ای که از دروازه‌ی باغ وارد می‌شود، با دیدن این ستیغ بلند، بی‌اختیار به یاد آن شور و شوق بی‌نظیر می‌افتد و درمی‌یابد که این مکان، گهواره‌ی اندیشه‌ی نویی بود که مسیر تاریخ شبه‌قاره را برای همیشه دگرگون ساخت. منار پاکستان تنها یک نماد معماری نیست، بلکه صنمی است از جنس وفاداری به آرمانی که ریشه در ژرفای ایمان دینی و نیاز به زیستن در سایه‌ی آزادی و عدالت اسلامی داشت.

خاستگاه مذهبی و فرهنگی
برای درک عمیق‌تر جایگاه این منار، باید نگاهی به بستر فرهنگی و مذهبی آن روزگار انداخت. در نیمه‌ی نخست سده‌ی بیستم میلادی، مسلمانان شبه‌قاره در تنگنای سیاسی و فرهنگی شدیدی به سر می‌بردند. اندیشه‌ی دو ملتی که «علامه اقبال لاهوری» به زیبایی آن را در سخنرانی‌های خود پروراند، بر این باور استوار بود که مسلمانان بر پایه‌ی دین اسلام، هویت جداگانه‌ای از هندوها دارند و برای حفظ این هویت به سرزمینی مستقل نیازمندند. «قطعنامه‌ی لاهور» که درست در همین نقطه از باغ به تصویب رسید، خواستار تشکیل «ایالت‌هایی مستقل در مناطق شمال‌غربی و شمال‌شرقی شبه‌قاره شد که در آنها مسلمانان اکثریت باشند». ریشه‌های مذهبی این جنبش از آیات قرآن و سنت پیامبر اسلام سرچشمه می‌گرفت؛ اندیشه‌ی «امت» که در آن مسلمانان فارغ از نژاد و زبان، یک پیکره‌ی واحد به شمار می‌روند. از این رو، منار پاکستان نه فقط نماد یک پیروزی سیاسی، بلکه نشانه‌ی تبلور آرمان دینی مسلمانی است که در آن برادری، عدالت و پایبندی به شریعت، سنگ بنای جامعه خواهد بود.

معمار نابغه و چشم‌انداز بلندش
طراحی این شاهکار به دست «نصرالدین مرادخان» انجام شد؛ معمار و مهندسی که رگه‌هایی از فرهنگ قفقاز و روسیه را با هویت اسلامی درآمیخت. مرادخان در سال ۱۹۰۴ در خانواده‌ای مسلمان در داغستان روسیه زاده شد و در دانشگاه پلی‌تکنیک سن‌پترزبورگ به تحصیل معماری و مهندسی عمران پرداخت. او پس از مهاجرت به پاکستان، سبکی ویژه یافت که تلفیقی از شکوه معماری مساجد عثمانی، ظرافت کاشی‌کاری‌های دوره‌ی گورکانیان هند و اصول نوین سازه‌های بتنی بود. آرمان مرادخان از ساختن این منار، خلق یادمانی بود که هم ساده و هم پرابهت باشد؛ سازه‌ای که از دوردست، همچون نیزه‌ای استوار در دل آسمان فرو رفته باشد و از نزدیک، هر پله و هر تزیین آن، راوی مبارزه‌ی بی‌امان یک ملت. مهندس ارشد سازه، «عبدالرحمان خان نیازی» نیز در اجرای این نقشه‌ی بلندپروازانه، یارگر مرادخان بود. نتیجه، بنایی شد که شگفتی هنر و مهندسی را همزمان به نمایش می‌گذارد.

جزییات فنی و سازه‌ای
ساخت این منار در ۲۳ مارس ۱۹۶۰ (سالروز تصویب همان قطعنامه‌ی تاریخی) با سنگ‌گذاری توسط «اختر حسین»، فرماندار وقت پاکستان غربی، آغاز شد. هشت سال تلاش شبانه‌روزی و نزدیک به هفت میلیون روپیه (ارزش آن روزگار) هزینه‌ی ساخت آن بود. جالب آن که این بودجه از راه وضع مالیات بر بلیت‌های سالن‌های سینما و میدان‌های اسب‌دوانی گردآوری شد. پیمانکاری اصلی را «میان عبدالخالق و شرکا» بر عهده داشت. منار پایه‌ای هشت‌متری دارد و بدنه‌ی اصلی آن ۶۲ متر از این سکو بلندتر می‌رود؛ به این ترتیب، رأس منار نزدیک به ۷۰ متر از سطح زمین فاصله دارد. قطر دایره‌ی پی آن ۹۷/۵ متر و وزن‌افزایی پی‌ها به گونه‌ای انجام شده که در برابر زمین‌لرزه‌های احتمالی مقاومت کند. برای رسیدن به سکوی دیدبانی، ۳۲۴ پله و یک دستگاه بالابر (آسانسور) تعبیه شده است. آن سکوی هشت‌گوش در بالاترین نقطه، گنجایش ۴۵۰ نفر را دارد و چشماندازی بی‌نظیر از شهر تاریخی لاهور و بناهای هم‌جوار، چون «قلعه‌ی شاهی» و «مسجد بادشاهی»، به بازدیدکننده هدیه می‌دهد.

رمزهای نهفته در طرح و نقش
یکی از شگفت‌انگیزترین ویژگی‌های منار پاکستان، پیام‌های نمادینی است که در هر جز آن پنهان شده است. سکوی پایینی منار به شکل ستاره‌ای هشت‌پر طراحی شده و حوضچه‌هایی هلالی‌شکل آن را در برگرفته‌اند؛ هلال نشانه‌ی تجدید حیات تمدن اسلامی است. چهار سکوی پلکانی که از پایه تا بدنه‌ی اصلی امتداد می‌یابند، هر یک از سنگی متفاوت ساخته شده‌اند. نخستین سکو از سنگ خشن «تاکسیلا» (منطقه‌ای باستانی در شمال پاکستان) است که نماد روزهای دشوار آغاز راه است. دومین سکو از سنگ کوبیده و ناهموار، بیانگر مبارزات و مجاهدت‌های بی‌امان. سومین سکو از سنگ تراش‌خورده، نشانه‌ی سازماندهی و انسجام سیاسی. چهارمین و بلندترین سکو از مرمر سفید و صیقلی ساخته شده که تداعی‌گر روشنایی و پیروزی نهایی است. این صعود تدریجی از خامی به پختگی و از تاریکی به روشنایی، داستان دشوار و شیرین رسیدن به استقلال را به زبانی بی‌صدایی برای هر رهگذری بازگو می‌کند.

کتیبه‌ها و نگارش‌های تاریخ ساز
بر روی تخته‌سنگ‌های رخامت منار، گنجینه‌ای از نوشته‌ها و آیات نقش بسته است. تمام متن «قطعنامه‌ی لاهور» به سه زبان اردو، انگلیسی و بنگالی (که در آن زمان زبان رسمی پاکستان شرقی بود) بر دیوارها حک شده است. در کنار آن، آیات روشنگر قرآن کریم و نیز «۹۹ نام زیبای خداوند» با خطاطی نفیس عربی خودنمایی می‌کند. همچنین پاره‌ای از سخنرانی‌های پرشور «قائد اعظم محمد علی جناح» و اشعار حماسی «علامه اقبال» مشتمل بر «شکوه» و «جاویدنامه» بر سنگ نوشته شده است تا مایه‌ی الهام بینندگان شود. این کتیبه‌ها به راستی منار را به یک «کتاب سنگی» تبدیل کرده‌اند؛ کتابی که هر ورق آن روایتگر ایمان، وحدت و انضباط است. وجود این نوشته‌های دینی و ملی، جایگاه منار را از یک سازه‌ی صرف مهندسی فراتر برده و به محلی برای تعمق و بازخوانی ارزش‌های بنیادین تبدیل کرده است.

موقعیت در بافت تاریخی لاهور
هیچ بنایی را نمی‌توان جدا از بستر مکانی‌اش شناخت. منار پاکستان در شمال‌شرقی «باغ اقبال» جای گرفته است؛ جایی که از یک سو به «قلعه‌ی شاهی لاهور» (دژ مستحکم و باشکوه دوره‌ی گورکانی) و از سوی دیگر به «مسجد بادشاهی» (یکی از بزرگترین مساجد جهان اسلام از نظر گنجایش صحن) می‌پیوندد. فاصله‌ی منار تا این مسجد تاریخی کمتر از پانصد گام است. همچنین در درون همین باغ، مقبره‌ی «حفیظ جالندهری» – سراینده‌ی سرود ملی پاکستان – و نیز آرامگاه پرابهت «علامه اقبال لاهوری» – که الهام‌بخش فکری جنبش پاکستان بود – قرار دارد. به این ترتیب، منار در میان گران‌بهاترین یادمان‌های تاریخ و فرهنگ شبه‌قاره قد علم کرده است. تماشاگر از فراز منار، گنبدهای فیروزه‌ای مسجد بادشاهی، دیوارهای کاهگلی قلعه، و باغ‌های سبز بی‌کران لاهور را یکجا می‌بیند؛ منظره‌ای که در کمتر جایی از جهان می‌توان نظیر آن را یافت.

اهمیت بی‌پایان
منار پاکستان امروز قلب تپنده‌ی هویت ملی این کشور است. همه‌ساله در روز ۲۳ مارس (روز پاکستان)، رژه‌ی بزرگ نظامی و غیرنظامی در پای این منار برگزار می‌شود و مقامات لشکری و کشوری، با نثار گل‌افشان، به بنیان‌گذاران کشور ادای احترام می‌کنند. همچنین در روز ۱۴ اوت (روز استقلال)، باغ اقبال مملو از جمعیتی می‌شود که با در دست گرفتن پرچم‌های سبز و سفید، سرود ملی سر می‌دهند و بر پایبندی به آرمان‌های «قائد اعظم» تأکید می‌ورزند. هیچ زائر و مسافری به لاهور پا نمی‌گذارد، مگر آن که خود را برای دیدن و لمس این ستیغ تاریخی بی‌تاب می‌بیند. برای مردم پاکستان، این منار نه یک بنای یادبود سرد، بلکه پدری است که دلاوری‌های گذشتگان را یادآوری می‌کند و چراغ راه آینده است. منار پاکستان، در یک کلام، سوگند جاودان ملتی است که برای ایمان و آزادی خود، هر بهایی را پرداخته است. پایداری سنگ‌های آن در گذر روزگار، پایداری آرمان پاکستان را تا همیشه تاریخ نوید می‌دهد.

Leave a Comment