نامآوری و جایگاه تاریخی
تخت جمشید که در زبان پارسی باستان «پارسَه» نامیده میشد و یونانیان آن را «پرسپولیس» (به معنی «شهر پارسیان») میخواندند، یکی از مهمترین و باشکوهترین یادمانهای تمدن کهن ایران و جهان است. این مجموعه عظیم که در دشت مرودشت، در استان فارس و در فاصله ۶۰ کیلومتری شمالشرقی شیراز واقع شده، به عنوان پایتخت تشریفاتی و آیینی شاهنشاهی هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ پیش از میلاد) شناخته میشود. برخلاف شوش، بابل و همدان که مراکز اداری و سیاسی شاهنشاهی بودند، تخت جمشید کارکردی تشریفاتی داشت و عمدتاً در مناسبتهای خاص و فصول معینی از سال مورد استفاده قرار میگرفت. این مجموعه در دامنه کوه «رحمت» (کوه مهر) بنا شده و سه ضلع دیگر آن با دیوارهای حائل عظیم محصور شده است که بلندترین آنها در ضلع غربی به ۱۲ متر میرسد.
تاریخچه بنیانگذاری و ساخت
بر اساس شواهد باستانشناختی، قدیمیترین آثار باقیمانده از تخت جمشید به سال ۵۱۵ پیش از میلاد بازمیگردد. آندره گدار، باستانشناس فرانسوی که در دهه ۱۹۳۰ میلادی کاوشهای گستردهای در این محوطه انجام داد، بر این باور بود که کوروش کبیر (بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی) مکان ساخت تخت جمشید را انتخاب کرد، اما این داریوش بزرگ بود که ساخت سکو و کاخهای اصلی را آغاز نمود. داریوش یکم (۵۲۲-۴۸۶ پیش از میلاد) که از شاخهای جدید از خاندان شاهی برخاسته بود، تخت جمشید را به عنوان پایتخت سرزمین پارس، جایگزین پاسارگاد (محل دفن کوروش) ساخت. ساخت این مجموعه عظیم در زمان داریوش آغاز شد و در زمان پسرش خشایارشا و نوهاش اردشیر یکم ادامه یافت و تکمیل گردید؛ در مجموع، ساخت تخت جمشید حدود ۶۰ سال به طول انجامید.
معماری شگفتانگیز و مصالح به کار رفته
تخت جمشید بر روی سکویی عظیم به ابعاد تقریبی ۴۵۰ در ۳۰۰ متر (حدود ۱۲۵ هزار متر مربع) و ارتفاع ۱۰ تا ۱۲ متر بنا شده است. این سکو که قسمتی از آن به صورت مصنوعی و قسمتی دیگر با تراشیدن دامنه کوه ایجاد شده، با دیوارهایی از سنگهای عظیم خاکستری رنگ که بدون استفاده از ملات و تنها با اتصال بستهای فلزی به یکدیگر متصل شدهاند، محصور گردیده است. در زیر این سکو، سیستم زهکشی پیچیدهای به طول بیش از ۲ کیلومتر طراحی شده بود که آبهای سطحی را به بیرون هدایت میکرده است. ورودی اصلی مجموعه در ضلع غربی قرار دارد و شامل پلکان دوطرفهای با ۱۱۱ پله بسیار کوتاه (هر پله تنها ۱۰ سانتیمتر ارتفاع) است که به گونهای طراحی شده بود که سواران و درباریان بتوانند با وقار و متانت از آن بالا بروند.
کاخها و سازههای اصلی
تخت جمشید شامل چندین کاخ و تالار باشکوه است که هر یک کارکرد خاصی داشتهاند. مهمترین آنها عبارتند از: دروازه ملل (دروازه خشایارشا) که با دو مجسمه عظیم «لاماسو» (گاو بالدار با سر انسان) تزئین شده بود و ورودی اصلی مجموعه به شمار میرفت. کاخ آپادانا (تالار بار عام) بزرگترین و باشکوهترین بنای تخت جمشید است که توسط داریوش بزرگ ساخته شد. این تالار مربع شکل، با ۷۲ ستون عظیم به ارتفاع بیش از ۲۰ متر پوشیده شده بود که سرستونهای آنها به شکل شیر، گاو و عقاب طراحی شده بودند. کاخ صدستون (تالار صد ستون) که دومین بنای بزرگ مجموعه است، توسط خشایارشا آغاز و توسط اردشیر یکم تکمیل شد و برای پذیرایی از فرماندهان ارتش و سرداران استفاده میگردید. کاخ تچر (کاخ اختصاصی داریوش)، کاخ هدیش (کاخ مسکونی خشایارشا) و خزانه شاهی از دیگر بناهای مهم این مجموعه هستند.
نقوش برجسته و پیامهای سیاسی
یکی از برجستهترین ویژگیهای تخت جمشید، نقوش برجستهای است که دیوار پلکانها و نمای کاخها را تزئین کردهاند. این نقوش که با ظرافت و دقتی شگفتانگیز تراشیده شدهاند، در واقع «پیامهای تصویری» شاهنشاهی هخامنشی به جهان هستند. مهمترین آنها، نقشهای موکبهایی است که نمایندگان ۲۳ ملت تحت سلطه شاهنشاهی را در حال تقدیم هدایا و خراج خود به شاهنشاه نشان میدهند. هر یک از این نمایندگان با پوشش و ویژگیهای قومی خاص خود به تصویر کشیده شدهاند: مصریان، بابلیها، هندیها، یونانیان، سکاها و دیگر اقوام. این نقوش نماد صلح، تنوع فرهنگی و نظم جهانی تحت حاکمیت هخامنشیان است. کتیبه معروف داریوش بر دیوار جنوبی سکو نیز شامل این درخواست است: «خداوند این کشور را از دشمن، قحطی و دروغ محافظت فرماید».
آتشسوزی و نابودی به دست اسکندر
تخت جمشید سرانجام در سال ۳۳۰ پیش از میلاد، همزمان با حمله اسکندر مقدونی به ایران، به سرنوشتی دردناک دچار شد. اسکندر پس از تصرف و غارت مجموعه، در جریان یک جشن و میگساری، به تحریک تایس (دختر آتنی و معشوقه بطلمیوس، یکی از سرداران اسکندر)، دستور آتش زدن کاخها را صادر کرد. برخی منابع تاریخی این اقدام را انتقامی برای آتش زدن آکروپولیس آتن توسط خشایارشا در جنگهای ایران و یونان میدانند. آتش که از کاخ هدیش (محل سکونت خشایارشا) آغاز شد، به سرعت به سایر بخشهای مجموعه سرایت کرد و بخش اعظم سازههای چوبی و پوشش سقفها را نابود ساخت. خوشبختانه، همین آتشسوزی باعث ریزش دیوارهای شمالی و مدفون شدن گلنوشتههای خزانه (که امروزه به «لوحهای باروی تخت جمشید» معروفند) گردید و آنها را از گزند زمانه حفظ کرد.
جایگاه در ایران باستان و جهان آن زمان
در دوران اوج خود، تخت جمشید نماد قدرت، شکوه و تنوع فرهنگی بزرگترین شاهنشاهی جهان باستان بود. شاهنشاهی هخامنشی در زمان داریوش بزرگ نزدیک به ۴۴ درصد از جمعیت کل کره زمین را در قلمرو خود داشت و قلمرویی از دره سند تا سواحل مدیترانه و از استپهای آسیای مرکزی تا مصر و لیبی را شامل میشد. تخت جمشید هر ساله در مراسم نوروز (جشن سال نو ایرانی) که در اعتدال بهاری برگزار میشد، میزبان نمایندگان تمامی این ملتها بود تا بار دیگر وفاداری خود را به شاهنشاه اعلام کنند و هدایا و خراج خود را تقدیم نمایند. این مجموعه نه فقط یک کاخ، بلکه بیانیهای سیاسی و ایدئولوژیک بود که بر اساس آن، شاهنشاه هخامنشی به عنوان «شاه شاهان» و فرمانروای تمام اقوام و سرزمینها معرفی میگردید.
کشف مجدد و کاوشهای علمی
پس از سقوط شاهنشاهی هخامنشی، تخت جمشید به تدریج در زیر خاک و غبار زمانه مدفون شد و تا قرنها در جهان غرب ناشناخته ماند. در قرن چهاردهم میلادی، جهانگرد ایتالیایی «اودوریکو دا پوردنونه» از این محوطه عبور کرد، اما اولین گزارش علمی و دقیق از تخت جمشید توسط «گارسیا دسیلوا فیگوئروا»، سفیر اسپانیا در دربار شاه عباس صفوی، در سال ۱۶۱۸ میلادی ارائه شد. در قرن نوزدهم، کاوشهای باستانشناسان اروپایی به ویژه فرانسویها و آلمانیها، منجر به شناسایی دقیقتر این محوطه و کشف کتیبههای سهزبانه (پارسی باستان، ایلامی و بابلی) شد که زمینهساز رمزگشایی خط میخی و آغاز مطالعات علمی ایران باستان گردید. مهمترین کاوشهای علمی در سالهای ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۹ توسط ارنست هرتسفلد و اریش اشمیت، باستانشناسان مؤسسه شرقی دانشگاه شیکاگو، انجام شد.
جایگاه فعلی در میراث جهانی
تخت جمشید امروزه به عنوان یکی از ارزشمندترین و مهمترین آثار تاریخی جهان، در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است. این محوطه در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۸ هجری شمسی) بر اساس سه معیار اصلی به ثبت جهانی رسید: معیار (۱) به دلیل شاهکار بودن خلاقیت بشری در معماری، معیار (۳) به عنوان گواهی منحصربهفرد بر یک سنت تمدنی و معیار (۶) به دلیل ارتباط مستقیم با رویدادها و سنتهای باورنکردنی. این محوطه همه ساله پذیرای صدها هزار گردشگر از سراسر جهان است که برای تماشای شکوه معماری هخامنشی و درک عظمت تمدن پارس به ایران سفر میکنند. بسیاری از آثار و نقش برجستههای تخت جمشید در موزههای معتبر جهان از جمله موزه بریتانیا (لندن)، موزه لوور (پاریس)، موزه متروپولیتن (نیویورک) و مؤسسه شرقی دانشگاه شیکاگو نگهداری میشوند.
میراث ماندگار و نماد هویت ایرانی
تخت جمشید فراتر از یک محوطه باستانی، نماد زنده هویت، فرهنگ و تمدن ایرانی است. این مجموعه به تمام جهان نشان میدهد که ایرانیان باستان چگونه با بهرهگیری از دانش مهندسی، هنر و معماری، شاهکاری آفریدند که پس از ۲۵۰۰ سال همچنان شگفتیساز است. دیوارها و ستونهای برجای مانده، نه فقط از سنگ و خاک، بلکه از ایدهای عظیم سخن میگویند: ایدهای مبتنی بر احترام به تنوع فرهنگی، مدارا با اقوام مختلف و اداره یک شاهنشاهی بزرگ بر پایه نظم، عدالت و شکوه. امروزه، برگزاری مراسم نوروز در تخت جمشید توسط دوستداران فرهنگ ایرانی و همچنین بازدیدهای رسمی مقامات ارشد کشور، نشان از آن دارد که این مکان همچنان پس از هزارهها، قلب تپنده هویت تاریخی ایران زمین باقی مانده است. تخت جمشید یادآور این حقیقت است که تمدنهای بزرگ، هرگز به طور کامل نمیمیرند؛ بلکه در آثار و یادمانهای خود به زندگی ادامه میدهند و نسلهای آینده را به تفکر و افتخار وا میدارند.

