نگاه نو
اماکن شاخص

شاهکار معماری گورکانی؛ روایت جامع قلعهٔ شاهی لاهور

دژی که تاریخ را در خود جای داده است

در گوشهٔ شمال باختری کهن‌شهر لاهور، درست در برابر عظمت مسجد بادشاهی و در همسایگی بنای منار پاکستان، دژی عظیم و استوار از سنگ سرخ و سفید قد برافراشته است که «قلعهٔ شاهی» یا «شاهی قلعه» نام دارد. این بنای شگفت‌انگیز که هزاران سال تاریخ را در دیوارهای کهن خود جای داده، نه تنها یکی از بزرگترین و مهم‌ترین بناهای تاریخی پاکستان، بلکه شاهکاری بی‌بدیل از معماری دوران گورکانی (اسلامی مغول) و یکی از پربازدیدترین جاذبه‌های گردشگری این کشور به شمار می‌رود. قلعهٔ شاهی که در فهرست میراث جهانی «یونسکو» به ثبت رسیده است، مجموعه‌ای بیش از بیست بنای تاریخی و یادمانی را در درون خود جای داده است؛ بناهایی که هر یک روایتگر گوشه‌ای از فرهنگ، هنر و قدرت فرمانروایانی است که بر این سرزمین حکومت کرده‌اند. این قلعه که وسعتی بیش از بیست هکتار را در بر می‌گیرد، با دیوارهای بلند و حصارهای استوار خود، همچون کتابی سنگی، تاریخ پرفراز و نشیب لاهور را از سده‌های نخستین اسلامی تا دوران معاصر برای بازدیدکنندگان روایت می‌کند. معماری تلفیقی این دژ که در آن عناصر اسلامی، هندی، پارسی و حتی اروپایی در کنار یکدیگر جای گرفته‌اند، آن را به گنجینه‌ای بی‌همتا در جهان اسلام تبدیل کرده است و هر ساله صدها هزار گردشگر از چهار گوشهٔ جهان برای دیدن این شاهکار به لاهور سفر می‌کنند.

ریشه‌های افسانه‌ای و کهن

پیش از آن که به معماری باشکوه قلعهٔ شاهی بپردازیم، باید به خاستگاه افسانه‌ای و اسطوره‌ای آن نظری افکند. بر پایهٔ روایت‌های کهن و سنت‌های محلی، بنیان لاهور و قلعهٔ آن به «لوه» (Loh) پسر راما چاندرا، شخصیت اساطیری هندو، نسبت داده می‌شود و گمان می‌رود که نام لاهور نیز از نام همین «لوه» گرفته شده باشد. این افسانه‌های کهنه نشان از آن دارد که این مکان از هزاران سال پیش، مسکن و زیستگاه انسان بوده است، هرچند که از آن روزگاران جز روایت‌های شفاهی و افسانه‌ها، نشانی بر جای نمانده است. قدیمی‌ترین نشانه‌های ملموس از این قلعه به سدهٔ یازدهم میلادی بازمی‌گردد، هنگامی که سلطان محمود غزنوی، پادشاه بزرگ غزنوی، در جریان لشکرکشی‌های خود به هند، بر لاهور دست یافت و سکهٔ طلایی از آن دوران در جریان کاوش‌های باستان‌شناسی سال ۱۹۵۹ میلادی در محوطهٔ قلعه به دست آمد. در سده‌های بعد، این دژ بارها دست به دست گشت: در سال ۱۲۴۱ میلادی به دست مغولان ویران شد و در سال ۱۲۶۷ توسط سلطان بلبن از حکمرانان مملوک دهلی بازسازی گردید. بار دیگر در سال ۱۳۹۸ به دست لشکریان امیر تیمور گورکانی ویران شد و سپس در سال ۱۴۲۱ به دستور سلطان مبارک‌شاه سید باز هم بازسازی گشت. این فراز و فرودهای تاریخی، پیش‌درآمدی بود برای روزگاری که این دژ، مقر حکومت بزرگترین امپراتوری شبه‌قاره شود.

اکبر کبیر و تولد دژی از خشت و آجر

سرآغاز شکوه و عظمت قلعهٔ شاهی لاهور به روزهایی بازمی‌گردد که جلال‌الدین محمد اکبر، سومین و بزرگترین پادشاه گورکانی هند، لاهور را به عنوان پایتخت خود برگزید. اکبر که از سال ۱۵۸۴ تا ۱۵۹۸ میلادی در لاهور اقامت داشت، دستور داد تا دژ قدیمی که از خشت خام و گل ساخته شده بود، یکسره ویران کنند و به جای آن، دژی عظیم و استوار از آجر پخته و سنگ سرخ بنا نهند. این ساخت و ساز بزرگ در سال ۱۵۶۶ میلادی آغاز شد و در زمانی کوتاه به پایان رسید. اکبر در این بازسازی، افزون بر برپایی دیوارهای مستحکم و حصارهای بلند، نخستین کاخ‌های سلطنتی درون دژ را نیز بنا نهاد، از جمله «اکبری محل» و «دولت خانهٔ خاص و عام» را. او همچنین «جروکه» یا پنجرهٔ شاهانهٔ معروف و دروازهٔ «مسجدی» (که بعدها به دروازهٔ «مستور» یا «مستکی» تغییر نام یافت) را به مجموعه افزود. معماری این دوره از قلعه که به سبک «اکبری» شهرت دارد، با ویژگی‌های چشمگیری شناخته می‌شود: ستون‌های بلند از سنگ سرخ با کنده‌کاری‌های بسیار زیبا، تزیینات برجسته و نقش برجسته‌های جانوری که در زیر طاق‌ها و سقف‌ها به کار رفته بودند. جالب آنکه اکبر در معماری خود، تلفیقی از عناصر اسلامی و آیین‌های هندو را به کار گرفت و بدین سان، سبکی تلفیقی و یگانه را در معماری شبه‌قاره پدید آورد. پس از اکبر، هر یک از جانشینان او، کاخ‌ها، عمارت‌ها و تزیینات تازه‌ای به این مجموعه افزودند و هر کدام گوشه‌ای از ذوق و سلیقهٔ خود را در این گنجینهٔ هنر معماری به جای نهادند. این روند تا پایان دوران امپراتوری گورکانی ادامه یافت و پس از آن نیز سیک‌ها و بریتانیایی‌ها، هر کدام به فراخور حال خود، بناها و فضاهایی را به این مجموعهٔ عظیم افزودند.

چهار گوشوارهٔ تاج

قلعهٔ شاهی لاهور حاصل دست‌رنج چندین نسل از معماران، مهندسان و استادکاران بزرگ است و نمی‌توان نام یک تن را به عنوان معمار اصلی آن بر زبان راند. با این حال، هر یک از پادشاهان بزرگ گورکانی، معماران و هنرمندان برگزیدهٔ خود را برای این مهم به کار گماشتند که هر کدام سبک و نگاه ویژهٔ خود را در این بنا به جای نهادند. در روزگار اکبر، معماران دربار او که از نقاط مختلف امپراتوری و حتی از ایران و آسیای میانه به خدمت گرفته شده بودند، سبک تلفیقی و نوینی را در قلعه پدید آوردند. در روزگار «جهانگیر» (۱۶۲۷–۱۶۰۵ میلادی) که پسر و جانشین اکبر بود، ساختمان‌هایی همچون «دولت خانه» (کاخ دولت) و «حیاط جهانگیری» به مجموعه افزوده شد. جهانگیر که به طبیعت و زیبایی‌های باغ‌ها علاقه‌ای وافر داشت، فضاهایی باز و چشم‌اندازهایی به سوی رود راوی در طرح خود گنجاند. اما اوج شکوه معماری قلعه به روزگار «شاه‌جهان» (۱۶۵۸–۱۶۲۸ میلادی) بازمی‌گردد، امپراتوری که نامش با بناهای مرمرین و کاخ‌های آینه‌کاری پیوند خورده است. در دوران او بود که برجسته‌ترین بناهای قلعه، از جمله «شیش محل» (کاخ آیینه‌ها)، «نولکھا» (غرفهٔ نه‌ لک)، «دیوان خاص» (تالار دیدار خصوصی)، «مسجد مروارید» (موتی مسجد) و «خوابگاه شاهی» ساخته شدند. معماران بزرگ این دوران همچون «استاد احمد لاهوری» که بعدها تاج محل را نیز طراحی کرد، و «عبدالکریم» مهندس نامی و نیز «وزیرخان» که نامش با مسجد وزیرخان لاهور گره خورده است، در کنار یکدیگر این شاهکارهای بی‌نظیر را خلق کردند. سرانجام «اورنگ‌زیب عالمگیر» (۱۷۰۷–۱۶۵۸ میلادی)، آخرین پادشاه بزرگ گورکانی، در سال ۱۶۷۴ میلادی دروازهٔ عظیم «عالمگیری» را به عنوان ورودی اصلی قلعه بنا نهاد، دروازه‌ای که تا امروز بازدیدکنندگان از آن وارد می‌شوند.

جزییات فنی و سازه‌ای

قلعهٔ شاهی لاهور از نظر ابعاد فیزیکی و سازه‌ای، یکی از بزرگ‌ترین و مستحکم‌ترین دژهای شبه‌قارهٔ هند به شمار می‌رود. این قلعه که به شکل مستطیل طراحی شده است، طول آن از شرق به غرب نزدیک به ۳۸۰ متر و عرض آن از شمال به جنوب ۳۳۰ متر است و مساحتی بیش از ۲۰ هکتار را در بر می‌گیرد. دیوارهای بیرونی قلعه بلند و ستبر هستند و با برج‌های نیم‌دایره در فواصل منظم، استحکام دفاعی آن را دو چندان کرده است. در گذشته، خندقی عمیق و پرآب در گرداگرد قلعه حفر شده بود که رود راوی آن را پر می‌ساخت و بدین سان، دژ در میان آب، همچون جزیره‌ای استوار و تسخیرناپذیر به نظر می‌رسید. هر چند امروزه از آن خندق شکوهمند جز اثری اندک بر جای نمانده است. دیوارها و بناهای درون قلعه عمدتاً با سه مصالح اصلی ساخته شده‌اند: سنگ ماسهٔ سرخ که از «جیپور» در راجستان آورده می‌شد و بیشتر بناهای دورهٔ اکبر از آن ساخته شده‌اند، مرمر سفید که از معادن «مکرانه» در راجستان می‌آمد و در دورهٔ شاه‌جهان به وفور در کاخ‌ها به کار رفت، و آجر پخته با پوشش گچ و کاشی که در سازه‌های اضافی و تعمیرات بعدی استفاده شد. درون این دژ بزرگ، بیست و یک بنای تاریخی و یادمانی مهم جای گرفته‌اند که هر یک در پردیس‌ها و حیاط‌های جداگانه و به شکلی منظم و چشمنواز بنا شده‌اند و بازدید از همهٔ آنها دست کم یک ساعت و نیم زمان می‌برد.

دروازه‌ها؛ چهار دفینهٔ تاریخ

ورودی اصلی قلعهٔ شاهی در روزگار کنونی، «دروازهٔ عالمگیری» است که به دستور اورنگ‌زیب عالمگیر در سال ۱۶۷۴ میلادی ساخته شده است. این دروازه که رو به سوی مسجد بادشاهی دارد، بی‌شک یکی از چشمگیرترین و به یادماندنی‌ترین بخش‌های قلعه است. دروازهٔ علمگیری از دو برج نیم‌دایره و مرتفع تشکیل شده و طاق جناغی بزرگ و بلندی دارد که با سنگ ماسهٔ سرخ و تزیینات مرمرین آراسته شده است. از میان این دروازه، بازدیدکنندگان وارد دالانی سرپوشیده می‌شوند و پس از عبور از آن، به حیاط وسیع قلعه راه می‌یابند. در سوی دیگر قلعه، «دروازهٔ مستکی» یا «دروازهٔ اکبری» اصلی قرار دارد که در روزگار اکبر ساخته شده بود و نام خود را از مسجد «مریم زمانی» گرفته است که در بیرون این دروازه جای دارد. این دروازه که اکنون کمتر مورد استفاده قرار می‌گیرد، اولین دروازهٔ اصلی قلعه بود و نمایی از معماری باشکوه عکبری را به نمایش می‌گذارد. سومین دروازهٔ قلعه، «دروازهٔ روشنایی» نام دارد که میان مسجد بادشاهی و قلعه واقع شده و به «دروازهٔ چراغان» نیز شهرت دارد. این دروازه که در گذشته میان دو بنای بزرگ و مقدس قرار داشت، محل برگزاری آیین‌های خاص و ورود بزرگان و درباریان به بخش‌های خصوصی قلعه بود. این سه دروازه، هر کدام روایتگر دورانی از تاریخ پرفراز و نشیب این دژ هستند و از درون آنها می‌توان به خوبی هنر معماری گورکانی را در ابعاد گوناگون آن به نظاره نشست.

شیش محل؛ کاخ آینه‌ها و نگین درخشان قلعه

بی‌گمان شاخص‌ترین و باشکوه‌ترین بنای درون قلعهٔ شاهی، «شیش محل» است؛ کاخی با دیوارها و سقف‌های پوشیده از آینه‌کاری‌های ریز و درشت و مرمر سفید. این کاخ که به «کاخ آیینه‌ها» نیز شهرت دارد، در سال‌های ۱۶۳۱ تا ۱۶۳۲ میلادی به دستور شاه‌جهان و برای همسر محبوبش «ممتاز محل» (بانویی که بعدها تاج محل برای او ساخته شد) بنا گردید. معماری این بنای بی‌نظیر به «آصف‌خان» ، برادر ممتاز محل و یکی از درباریان بانفوذ شاه‌جهان، نسبت داده می‌شود. نمای بیرونی شیش محل از مرمر سفید صیقلی و منبت‌کاری‌های ظریف با سنگ‌های نیمه‌قیمتی ساخته شده است و ورودی آن از طریق «حیاط شیش محل» ممکن می‌گردد. اما آنچه این بنا را در میان تمام بناهای شبه‌قاره بی‌نظیر می‌کند، تزیینات داخلی آن است: دیوارها و سقف طاقی این کاخ، با هزاران قطعه آینهٔ ریز و درشت به شکل‌های هندسی و گل‌بوته‌ای پوشیده شده است که نور اندک را نیز به هزاران پرتو روشنایی تبدیل می‌کند و فضایی رؤیایی و بی‌مانند را پدید می‌آورد. در بخش‌هایی از دیوارها، «پیترا دورا» (نوعی منبت‌کاری با سنگ‌های گرانبها) نیز به کار رفته است. پژوهشگران بر این باورند که طرح و نقش این آینه‌کاری‌ها از هنر ایرانی و معماری آیینه‌کاری مساجد و کاخ‌های اصفهان الهام گرفته شده است. این کاخ زیبا که در بخش شاه‌برج (برج سلطنتی) قلعه واقع شده، به عنوان محلی برای اقامت و استراحت خصوصی امپراتور و خانوادهٔ سلطنتی به کار می‌رفته است و امروزه «جواهر تاج» و مشهورترین یادمان قلعهٔ شاهی به شمار می‌رود.

نولکھا؛ غرفهٔ مرمرین با سقف خمیدهٔ بنگالی

در کنار کاخ شیش محل و در همان بخش شمالی قلعه، بنای شگفت‌انگیز و کوچک دیگری به نام «نولکھا» (Naulakha) خودنمایی می‌کند؛ غرفه‌ای از مرمر سفید با سقفی منحنی و خمیده که از دور چون تاجی نورانی بر سر قلعه می‌درخشد. این بنا در سال‌های ۱۶۳۱ تا ۱۶۳۳ میلادی به فرمان شاه‌جهان ساخته شد و نام خود را از ۹۰۰٬۰۰۰ روپیه (نه لک روپیه) گرفته است که هزینهٔ ساخت آن در آن روزگار بوده است؛ مبلغی گزاف که در آن زمان برای یک بنای خصوصی کم‌سابقه بود. معماری نولکھا یکی از نادرترین و بدیع‌ترین سبک‌ها را در میان بناهای گورکانی به نمایش می‌گذارد: سقف خمیده و کمانی آن با الهام از «کلبه‌های بامبوی بنگال» (سبک معماری سنتی بنگالی) طراحی شده است و برخی از پژوهشگران، تأثیرپذیری آن از «بالداچین» (سایبان‌های سلطنتی در نگارگری اروپایی) را نیز محتمل می‌دانند. این غرفه که در اصل به عنوان تالار موسیقی و محل استراحت تابستانی امپراتور ساخته شده بود، از سه طرف باز است و از نمای غربی آن، منظره‌ای بدیع از شهر تاریخی لاهور قابل تماشا است. بر پایهٔ روایت‌های تاریخی، شاه‌جهان عشق و علاقهٔ بسیاری به این بنای کوچک داشت و بیشتر اوقات فراغت خود را در آن سپری می‌کرد. نکتهٔ جالب آن که «رودیارد کیپلینگ»، نویسندهٔ نامدار بریتانیایی که سال‌هایی از جوانی خود را در لاهور گذراند، چنان مجذوب شکوه این بنا شد که نام یکی از رمان‌های خود را «نولکھا» نهاد و بعدها نیز در آمریکا خانهٔ خود را به شکل این غرفه طراحی کرد. مصالح اولیه و تزیینات اصلی نولکھا از مرمر سفید و سنگ‌های قیمتی بود، اما در گذر روزگار، بسیاری از این تزیینات از میان رفته است.

موتی مسجد؛ لولو در صدفی از سنگ

در گوشهٔ شمال باختری «حیاط دیوان عام» و در نزدیکی دروازهٔ عالمگیری، مسجد کوچک و ظریفی از جنس مرمر سفید جای گرفته است که «موتی مسجد» یا مسجد مروارید نام دارد. این بنای مذهبی زیبا که یکی از سه مسجد «مروارید» در شبه‌قاره (دو مسجد دیگر در قلعهٔ آگره و دهلی قرار دارند) به شمار می‌رود، در سال‌های ۱۶۳۰ تا ۱۶۳۵ میلادی ساخته شد. هر چند آغاز ساخت آن به روزگار جهانگیر بازمی‌گردد، اما شکوه نهایی و کمال معماری آن محصول دوران شاه‌جهان است. این مسجد کوچک که تماماً با مرمر سفید درخشان پوشیده شده، سه گنبد مرمرین و سه طاق‌نما (محراب) در دیوار قبله دارد. فضای داخلی آن با وجود ابعاد نسبتاً کوچک (ظرفیت حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ نمازگزار)، چنان با ظرافت و حوصله تزئین شده که نظر هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کند. گویند دلیل نامگذاری آن به «مروارید» نیز همین سفیدی و درخشش مرمر آن است که چون مرواریدی در صدف سنگ، در میان دیگر بناهای قلعه می‌درخشد. موتی مسجد که در مرکز «حیاط دیوان عام» و در مجاورت «مکتب خانه» (ساختمانی که جهانگیر برای آموزش فرزندان خانوادهٔ سلطنتی بنا کرده بود) قرار دارد، صرفاً یک مسجد درباری و خصوصی برای امپراتور و درباریان بوده است و عموم مردم به آن راه نمی‌یافتند. مسجد مروارید افزون بر کاربری عبادی، نمادی از ذوق و سلیقهٔ شاه‌جهان در بهره‌گیری از مرمر سفید و پرهیز از تزیینات افراطی است و به خوبی «سادگی شکوهمند» معماری دوران او را به نمایش می‌گذارد.

دیوان عام و دیوان خاص

در میان حیاط‌های وسیع قلعه، دو تالار بزرگ و باشکوه جای گرفته‌اند که هر یک یادآور روزهایی است که امپراتور گورکانی بر تخت می‌نشست و به کارهای ملت رسیدگی می‌کرد. «دیوان عام» (تالار دیدار عمومی) که در سال ۱۶۳۱ به دستور شاه‌جهان ساخته شد، ایوانی سرپوشیده با چهل ستون (در برخی منابع چهل ستون، در برخی منابع دیگر ده ستون) است که در آن امپراتور در مراسم روزانه و دیدار با عموم مردم و درباریان، بر تخت می‌نشست و به دادخواهی و رفع مشکلات آنان می‌پرداخت. بخش‌هایی از این تالار که اکنون باقی مانده، مرمت‌های دورهٔ بریتانیا (۱۸۴۱ میلادی) است، چرا که در روزگار سیک‌ها و جنگ‌های داخلی، آسیب‌هایی به آن وارد شده بود. اما در سوی دیگر قلعه و در بخش خصوصی‌تر، «دیوان خاص» (تالار دیدار خصوصی) قرار دارد؛ تالاری با ستون‌های مرمرین ظریف و تزیینات نفیس که در آن امپراتور تنها به دیدار برگزیدگان و درباریان خاص و وزرا می‌پرداخت و گفت‌وگوهای سری و مهم دولتی در آن انجام می‌گرفت. دیوان خاص که ابتدا توسط اکبر بنا شده بود، در دورهٔ شاه‌جهان به شکل کنونی بازسازی شد و اکنون بخشی از مجموعهٔ «حیاط شاهی» به شمار می‌رود. بالکن مرمرین معروف میان دیوان عام و دیوان خاص، یادگار دورهٔ اکبر است و از آنجا امپراتور می‌توانست بدون آنکه دیده شود، نظاره گر مراسم عمومی باشد. این دو تالار در کنار یکدیگر، دستگاه پیچیدهٔ حکومتی گورکانیان و تفکیک میان حضور عمومی و خصوصی امپراتور را به خوبی نشان می‌دهند.

خوابگاه‌های شاهی، حمام‌ها و دیگر کاخ‌های درونی

قلعهٔ شاهی افزون بر کاخ‌ها و تالارهای یاد شده، شامل مجموعهٔ وسیعی از ساختمان‌های مسکونی و اداری است که هر کدام کاربری ویژه‌ای داشته‌اند. «خوابگاه جهانگیری» که در ضلع شمالی حیاط جهانگیری واقع شده، اقامتگاه خصوصی امپراتور جهانگیر بوده و امروزه درون آن، موزه‌ای زیبا با آثاری از دورهٔ گورکانیان و سیک‌ها برپاست، از جمله مدل عاجی تاج محل، نسخ خطی نفیس، قطعات خوشنویسی، نگارگری‌های مینیاتور و مجموعهٔ سکه. در سوی دیگر، «خوابگاه شاه‌جهانی» قرار دارد که در آن نقاشی‌های دیواری ماندگار از دوران سیک‌ها، از جمله نگارهٔ «رادا و کریشنا» بر روی دیوارها دیده می‌شود که نشان از تنوع فرهنگی و مذهبی این مکان در گذر روزگار دارد. «حمام شاهی» دیگری از بناهای نادر این قلعه است که در روزگار شاه‌جهان بنا شد و در دورهٔ سیک‌ها نیز از آن استفاده می‌گردید. این حمام که آینه‌کاری‌ها و نقاشی‌های دیواری نفیسی دارد، اخیراً مرمت شده و به روی بازدیدکنندگان گشوده شده است. «لال برج» (برج سرخ) و «کالا برج» (برج سیاه) دو غرفهٔ تابستانی هشت‌گوش در بخش شمال باختری قلعه هستند که در روزگار جهانگیر و شاه‌جهان ساخته شده‌اند و در روزهای گرم سال، امپراتور در آنجا می‌نشست و از نسیم خنک رودخانه بهره می‌برد. «زنانه صحن» (حیاط بانوان) و «حویلی مائی جندان» نیز از دیگر بخش‌های مهم قلعه هستند که به زنان و خاندان سلطنتی اختصاص داشت. در یک کلام، قلعهٔ شاهی یک «شهر درون شهر» بود که تمامی نیازهای یک دربار بزرگ را در خود جای می‌داد.

دیوار مصور و دیگر شگفتی‌ها؛ میراثی که رو در روست

یکی از منحصربفردترین و شگفت‌انگیزترین بخش‌های قلعهٔ شاهی، «دیوار مصور» است؛ دیواری به درازای نزدیک به ۴۵۰ متر و بلندای ۱۶ متر که بخش بزرگی از نمای بیرونی دیوار شمالی قلعه را پوشانده است. این دیوار عظیم که در دورهٔ شاه‌جهان (سال‌های ۱۶۳۱–۱۶۳۲ میلادی) ساخته شده، با بیش از ۱۰۰ پانل موزاییکی و کاشی‌کاری‌های رنگین و طرح‌های برجسته تزئین شده است و صحنه‌هایی از زندگی درباری، نبردها، شکارگاه‌ها، گل‌ها و بوته‌ها و نقش‌های اسطوره‌ای را به تصویر می‌کشد. بر پایهٔ پژوهش‌های باستان‌شناسی، مساحت کلی این دیوار حدود ۹۷٬۴۰۰ فوت مربع (نزدیک به ۹٬۰۵۰ متر مربع) برآورد شده است و آن را به یکی از بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین آثار هنری جهان اسلام تبدیل کرده است. متأسفانه بر اثر گذر روزگار و غفلت‌های تاریخی، بخش بزرگی از این دیوار آسیب دیده بود، اما از چند سال پیش تاکنون، پروژهٔ گستردهٔ مرمت آن با همکاری سازمان بین‌المللی «آقاخان» و ادارهٔ شهر باستانی لاهور در جریان است و امید می‌رود که به زودی این شاهکار بی‌همتا در شکوه نخستین خود به روی بازدیدکنندگان گشوده شود. افزون بر این، بناهایی چون «عثدرا» (ساختمان هشت دروازه‌ای) و «لوه مندر» (معبد لوه) که به روزگار سیک‌ها بازمی‌گردد، در جریان مرمت‌های اخیر (۲۰۲۶–۲۰۲۵ میلادی) بازگشایی شده‌اند و به غنای فرهنگی قلعه افزوده‌اند.

موقعیت ممتاز در قلب تاریخ لاهور

یکی از ویژگی‌های کم‌نظیر قلعهٔ شاهی، موقعیت ممتاز و شگفت‌انگیز آن در میان سه نماد ملی و تاریخی مهم پاکستان است. این قلعه درست در امتداد دیوار شمالی شهر کهن لاهور و در کنار «باغ اقبال» قرار گرفته است، باغی که خود دربردارندهٔ دو بنای ارزشمند دیگر است: «مزار علامه اقبال لاهوری» (آرامگاه شاعر ملی پاکستان) در ضلع شرقی باغ و درست در فاصله‌ای کوتاه از دیوارهای قلعه، و «منار پاکستان» در ضلع غربی باغ که یادآور تصویب قطعنامهٔ لاهور در سال ۱۹۴۰ و رویای استقلال پاکستان است. اما شاخص‌ترین همسایهٔ قلعه، درست در برابر دروازهٔ اصلی آن یعنی «مسجد بادشاهی» (مسجد پادشاهی) قرار دارد که یکی از بزرگترین مساجد جهان اسلام و شاهکاری از معماری دورهٔ اورنگ‌زیب است. بدین ترتیب، بازدیدکننده می‌تواند در یک روز و در یک محدودهٔ نسبتاً کوچک، از چهار بنای تاریخی و ملی مهم پاکستان بازدید کند: قلعهٔ شاهی، مسجد بادشاهی، مزار اقبال و منار پاکستان. منظره‌ای که از فراز حصارهای قلعه و برج‌هایش به سوی این سه بنای دیگر گشوده می‌شود، بی‌نظیر و تماشایی است، به ویژه در هنگام غروب که آفتاب بر گنبدهای مرمرین و کاشی‌کاری‌های آبی مسجد بادشاهی می‌تابد و قلعه را در هاله‌ای از زر و سرخ فرو می‌برد.

قلعهٔ شاهی؛ مرواریدی درخشان بر تارک هویت ملی پاکستان

در فرجام، قلعهٔ شاهی لاهور بی‌شک فراتر از یک دژ کهن و مجموعهای از کاخ‌ها و بناهای تاریخی است. این قلعه آینه‌ای تمام‌نما از هویت فرهنگی، هنری و تاریخی پاکستان است و روایتگر گذر تمدن‌های گوناگون از این سرزمین پهناور از روزگار باستان تا به امروز است. معماری تلفیقی آن، که در آن نقوش هندوی کهن، ستون‌های ایرانی، آینه‌کاری‌های الهام گرفته از هنر اصفهان و تزیینات گورکانی را می‌توان یکجا نظاره کرد، نشانه‌ای از همزیستی مسالمت‌آمیز فرهنگ‌ها و باورهای گوناگون در این منطقه بوده است. قلعهٔ شاهی از یک سو یادمانی از روزهای اوج امپراتوری گورکانی است؛ روزهایی که لاهور پایتخت یکی از بزرگترین قدرت‌های جهان بود و از سوی دیگر، شاهدی بر دگرگونی‌های سیاسی و اجتماعی این سرزمین در روزگار سیک‌ها و بریتانیایی‌هاست. این قلعه که به عنوان یکی از میراث جهانی یونسکو از سال ۱۹۸۱ تاکنون محافظت می‌شود، امروزه محبوب‌ترین جاذبهٔ گردشگری لاهور است و روزانه هزاران بازدیدکننده از پاکستان و سراسر جهان برای دیدن شکوه آن به این شهر سفر می‌کنند. برای مسافران ایرانی که با تاریخ و فرهنگ این دیار آشنا هستند، قدم زدن در دالان‌های قلعهٔ شاهی و نظاره کردن آینه‌کاری‌های شیش محل و کاشی‌کاری‌های دیوار مصور، بی‌اختیار یادآور کاخ‌های چهلستون و هشت‌بهشت در اصفهان و شیراز است و پیوند دیرینهٔ دو سرزمین ایران و شبه‌قاره را در قابی زیبا و ماندگار به تماشا می‌گذارد. قلعهٔ شاهی، تا همیشه تاریخ، همچون نگینی درخشان بر تارک هویت ملی پاکستان خواهد درخشید و هر بیننده‌ای را به درک ژرف‌تری از شکوه و عظمت تمدن اسلامی در شبه‌قاره فرا می‌خواند.

Leave a Comment