باور کنید یا نه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ناجی ایران است. ترامپ به همراه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ایران را از یک شخصیت منفی به یک قهرمان تبدیل کردند. این روزها ترامپ هر روز ایران را به چالش میکشد. همه میدانند که ترامپ از اینکه در سیاست جهانی تبدیل به شخصیت منفی شده، خوشش نمیآید. او با به چالش کشیدن ایران تلاش میکند خود را قهرمان واقعی نشان دهد، اما در این تلاش، ایران را در حد یک ابرقدرت قرار داده است.
ترامپ بارها اعلام کرده که اجازه نمیدهد ایران سلاح هستهای بسازد. او همچنین ادعا میکند که ایران خواهان توافق با آمریکاست و به زودی این توافق انجام میشود، اما سپس با دادن یک تهدید، تأثیر توافق را از بین میبرد. اگر بگویم که یک توافق نانوشته بین آمریکا و ایران پیش از مذاکرات اسلامآباد انجام شده بود، شاید باور نکنید.
باور کنید یا نه، اما جنگی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه علیه ایران آغاز کردند، ترامپ از اواسط مارس میخواست از آن خارج شود. کشورهای اروپایی و بریتانیا از همراهی با ترامپ در این جنگ خودداری کرده بودند و این جنگ در آمریکا بسیار نامحبوب بود. به درخواست ترامپ، رهبری پاکستان تلاش برای آتشبس با ایران را آغاز کرد، اما رهبری ایران حاضر به آتشبس نبود.
بله! یکی از رازهای بسیار این جنگ این است که ترامپ و نتانیاهو نه تنها خواهان تغییر رژیم در ایران بودند، بلکه میخواستند ایران را تکهتکه کنند؛ یک کشور را به سه کشور تبدیل کنند. اما شهادت آیتالله [سید] علی خامنهای ملت ایران را متحد کرد. فداکاری رهبری ایران و اتحاد ملت ایران باعث شکست آمریکا شد، و سپس از میان خرابههای این شکست، پاکستان به عنوان یک میانجی ظهور کرد. هنگامی که پاکستان با رهبری ایران درباره آتشبس گفتوگو کرد، رهبری ایران صریحاً گفت: «ترامپ فردی غیرقابل اعتماد است.»
ترامپ بارها با ایران مذاکره میکند و هر بار به ایران حمله میکند. بنابراین، آتشبس تنها زمانی انجام میشود که ترامپ به ما تضمین دهد دوباره به ایران حمله نخواهد کرد و یک توافق جامع با ما امضا کند. پاکستان پاسخ رهبری ایران را به ترامپ رساند. ترامپ تضمین داد که برای بار سوم به ایران حمله نخواهد کرد و برای توافق جامع نیز آماده است. سپس مذاکرات برای یک توافق بین دو کشور آغاز شد. این داستان بلندی است که نقش چین نیز در آن بسیار مهم است، اما مهمترین نقطه عطف این داستان، اعلام آتشبس میان آمریکا و ایران توسط شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در ۸ آوریل بود.
هنگامی که ۱۱ آوریل اولین دور مذاکرات عالیرتبه بین آمریکا و ایران در پنجاه سال اخیر در اسلامآباد آغاز شد، پاکستان قبلاً دو کشور را بر سر نکات مهم یک توافق به توافق رسانده بود. پس از این توافق بود که هیئت ایرانی حاضر به آمدن به پاکستان شد. رهبری ایران بارها به پاکستان گفته بود که در سال ۲۰۲۵، عمان نیز میان آمریکا و ایران مذاکراتی ترتیب داد، اما نقش عمان تنها نقش یک پیامرسان یا پستچی بود؛ پاکستان نه تنها باید میانجیگری کند، بلکه باید تضمین دهد که حمله دوباره به ایران انجام نخواهد شد. ترامپ با تعریف و تمجید مکرر از رهبری پاکستان تلاش کرد به ایران اطمینان دهد که آمریکا به پاکستان اعتماد کامل دارد. پیش از آغاز اولین دور مذاکرات در اسلامآباد، مسئلهای که ترامپ هنوز در مورد آن سر و صدا به پا میکند ، حل شده بود.
ایران برای نساختن سلاح هستهای اعلام آمادگی کرده بود و آمریکا نیز خواست ایران برای لغو تحریمهای اقتصادی و بازگرداندن داراییهای مسدودشده را پذیرفته بود. آمریکا و ایران در اسلامآباد باید یک چارچوب زمانی و جزئیات دیگر برای اجرای این توافق تعیین میکردند. وقتی همه مسائل حل شد، پس از یک تماس تلفنی ترامپ، هیئت آمریکایی مسئله غنیسازی اورانیوم را پیش کشید.
این مسئله فنی قرار بود بعداً حل شود، اما ایران در این مسئله انعطاف نشان داد. به همین دلیل است که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، بارها میگوید مذاکرات اسلامآباد بسیار مهم بود. در این مذاکرات، دو طرف به امضای توافق نزدیک شده بودند، اما ناگهان جیدی ونس به آمریکا فراخوانده شد. بهانههایی که ونس برای بازگشت آورد، هم میزبان پاکستانی و هم مهمان ایرانی را در حیرت فروبرد و هیئت آمریکایی مستقیماً از هتل به پایگاه هوایی نورخان رفت. احتمالاً ترامپ خود میخواست با امضای این توافق قهرمان شود، بنابراین به برخی خبرنگاران آمریکایی تلفن کرد و گفت: «از اسلامآباد برنگردید، زیرا ممکن است خودم به اسلامآباد بیایم.»
ترامپ با احضار نامناسب هیئت خود از اسلامآباد، اشتباهی مرتکب شد که تمام جهان بهای آن را به صورت افزایش بیشتر قیمت نفت پرداخت کرد. آمریکا با برقراری آتشبس در لبنان و اسرائیل، یکی از خواستههای مهم ایران را برآورده کرد، اما به دلیل اظهارات تهدیدآمیز ترامپ، رهبری ایران حاضر به نشستن مجدد پای میز مذاکره با هیئت آمریکایی نشد. به دلیل تنش بین دو کشور، تنگه هرمز دوباره بسته شد. بنابراین، فیلد مارشال عاصم منیر در ۱۵ آوریل خود به تهران رفت. او در تهران با رهبری ایران گفتوگو کرد و از سوی دیگر مستقیماً با ترامپ صحبت کرد. بار دیگر همه مسائل حل شد. آمریکا و ایران بر سر بازگشایی تنگه هرمز به توافق رسیدند.
در ۱۸ آوریل، فیلد مارشال عاصم منیر به پاکستان بازگشت و مقدمات دور دوم مذاکرات آغاز شد، اما ترامپ دوباره لفاظی علیه ایران را شروع کرد. پاکستان تمام تلاش خود را کرد که آتشبس شکسته نشود، زیرا اسرائیل تمام تلاش خود را میکرد که آتشبس بشکند. اسرائیل بارها توطئه کرد که ایران را با ترکیه و عربستان سعودی وارد درگیری نظامی کند . ترامپ در اواسط می ، پیش از سفر به چین، بسیار تلاش کرد تا توافقی به نفع خود با ایران امضا کند، اما ایران حاضر به عقبنشینی از توافقی که پیش از ۸ آوریل حاصل شده بود، نبود. این بار ایران تصمیم گرفت ترامپ بدون هیچ توافقی با دست خالی به چین برود و با دست خالی بازگردد. توافقی که جزئیات آن پیش از اعلام آتشبس ۸ آوریل تعیین شده بود، هنوز یک واقعیت است.
مسئول تأخیر در این توافق خود ترامپ است که در ۱۲ آوریل با احضار بسیار نامناسب هیئت آمریکایی از اسلامآباد، به هیئت ایرانی توهین کرد. حالا رسانههای آمریکایی گاهی میگویند پاکستان جنگندههای ایرانی را در پایگاه هوایی نورخان پنهان کرده بود، گاهی میگویند قرار بود در عملیات تغییر رژیم، محمود احمدینژاد، رئیسجمهور سابق ایران، به قدرت برسد. هدف، ایجاد سوءتفاهم است. به وضوح دیده میشود که ترامپ از طریق زور، تهدید و اخبار جعلی تلاش ناموفقی برای تبدیل شدن از تبهکار به قهرمان انجام میدهد.
امروز یا فردا قطعاً توافق صلح بین آمریکا و ایران انجام خواهد شد. این همان توافقی خواهد بود که پیش از ۸ آوریل حاصل شد. پس از این توافق، ترامپ خود را فاتح ایران معرفی خواهد کرد، اما حقیقت این است که او به «ناجی ایران» تبدیل شده است. نه او به ایران حمله میکرد، نه ایران او را شکست میداد و نه ایران این فرصت طلایی را برای رهایی از تحریمهای اقتصادی آمریکا به دست میآورد.
حامد میر

